تبليغاتX
smtmabtahi

smtmabtahi

علمی _ فلسفی _ داستانی

درآمدی بر رویکردهای غیر رئالیستی به علم دینی

 

درآمدی بر رویکردهای غیر رئالیستی به علم دینی

سید محمد تقی موحد ابطحی

بحث از تعارض میان گونه های مختلف معرفت بشری و چگونگی مواجهه با آن قدمی به اندازه تاریخ اندیشه بشری دارد، تعارض میان اسطوره و فلسفه، تعارض میان فلسفه و دین، تعارض میان فلسفه و عرفان، تعارض میان فلسفه و کلام و در نهایت تعارض میان علم(science) و دین که با توجه به روایت مشهور در تاریخ علم، جلوه نمادین آن از زمان مواجهه کلیسا با کپرنیک و گالیله در مسئله مرکزیت خورشید یا زمین آغاز شد و با جریان علم گرایی و پوزیتیویسم به اوج خود رسید. به منظور رفع این تعارض نیز ایده های گوناگونی پیشنهاد گردید. نفی معرفت بخش بودن یکی از دو طرف علم(نص گرایان) یا دین(علم گرایان)، ایده استقلال علم و دین در حوزه زبان و غایت، مکملیت علم و دین برخی از ایده های پیشنهادی برای رفع تعارض علم و دین به شمار می آیند. در این میان، یکی از ایده هایی که به منظور رفع تعارض علم و دین پیشنهاد گردید، ایده علم دینی است که قرائت های بسیار متنوعی از آن در جهان اسلام و مسیحیت مطرح شده است. وجه مشترک قرائت های ارائه شده از علم دینی آن است که باورهای دینی می توانند در فرایند تکوین و تحول علم دخالت کرده و علم جدیدی را به وجود آورند که از وجوه مختلف معرفت شناختی و کاربردی تعارضی با دین نداشته باشد.

قرائت های مختلف علم دینی را به گونه های مختلف می توان طبقه بندی کرد. برای مثال قرائت های حداقلی و حداکثری، قرائت هایی که تنها از امکان علم دینی دفاع می کنند و قرائت هایی که از تحقق علم دینی هم دفاع می کنند و ... بی شک توصیف قرائت های مختلف علم دینی ذیل هر یک از طبقه بندی های موجود، به برجسته سازی وجهی خاص از هر یک از قرائت ها خواهد انجامید. طبقه بندی دیگری که می توان از قرائت های مختلف علم دینی ارائه کرد مبتنی بر رویکرد رئالیستی یا غیر رئالیستی این قرائت هاست.

رئالیسم یکی از جذاب ترین بحثها در تاریخ فلسفه است که در حوزه های مختلف فلسفه معانی گوناگونی دارد. برای مثال رئالیسم هستی شناختی مدعی است که جهانی مستقل از ذهن شناسنده وجود دارد. جهان مورد بحث در این رویکرد می تواند شامل اشیاء(entities)، حوادث(event)، قوانین(laws)، حالات(states)، فرایندها(processes) یا ارزش ها(values) باشد. رئالیسم معرفت شناختی بر آن است که آدمی با جهانی عینی مواجه می شود و می تواند معرفتی نسبت به آن به دست آورد و مفاهیمی را پیش بکشد که تناظری با امور واقع داشته و گزاره هایی را بسازد که توصیفاتی راست از این جهان هستند. رئالیسم معناشناختی ناظر به رابطه زبان و عالم خارج بوده و مدعی است زبان توصیفی صدق و کذب بردار از عالم خارج است. رئالیسم روش شناختی در پاسخ واقع گرایانه به بهترین روش در نیل به معرفت است. منظور ما از رئالیسم در این مقاله رویکردی است که هدف علم را دست یافتن به معرفتی مطابق با واقع و به تعبیر دیگر کشف یا نزدیک شدن به واقعیت معرفی می کند و چنین هدفی را نیز دست یافتنی می داند.

بر این اساس می توان دیدگاه نصر، گلشنی، باقری، عابدی(از موافقان علم دینی) و سروش و ملکیان(از مخالفین علم دینی) را دیدگاه های رئالیستی درباره علم دینی و دیدگاه زیباکلام و فرهنگستان علوم اسلامی را دیدگاه های غیر رئالیستی در زمینه علم دینی معرفی کرد. در این مقاله تلاش می شود تا پس از معرفی اجمالی دیدگاه فرهنگستان علوم اسلامی درباره علم دینی، این دیدگاه از زاویه بحث رئالیسم علمی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 23:45  توسط سید محمد تقی موحد ابطحی  | 

درآمد بحث توسعه ایران

در جلسه خانوادگی قبل دو سوال مطرح شد:

1.     علل ودلالیل توسعه نیافتگی ایران چیست؟

2.     چرا علی رغم اقداماتی که پس از انقلاب در ایران انجام شده است، مردم ایران کماکان ناراضی هستند.

به سفارش طراح، سوال قرار شد افراد درباره این سوال فکر کرده و مطالعه کنند تا در جلسه بعد درباره آن بحث شود.

بنده در جلسه قبل نه از باب پاسخ به سوال، بلکه از باب روشن تر شدن پرسش مورد بحث، سوالی را طرح کردم که مورد اشکال قرار گرفت که بحث ما یک بحث فلسفی و کلامی(لغوی) نیست.

بنده بارها در جلسات به خاطر این که خواستار ایضاح هر چه بیشتر سوالات و پاسخ ها شده ام مورد اعتراض بوده ام و این بار نیز هم. بی شک من هم می دانم که سوال طرح شده یک سوال فلسفی نیست، اما با این که هر درخواستی مبنی بر روشن تر شدن بحث برچسب فلسفی و لغوی بودن بخورد نیز مخالفم.

پاسخی را که برای جلسه بعد به صورت مقدماتی آماده کرده ام این چنین است. قبل از طرح نکات خودم در جلسه به نظرم رسید بد نیست به عنوان شهادتین به چند دلیل توسعه نیافتگی کشور اشاره و کتابهایی هم در این زمینه برای مطالعه بیشتر معرفی کنم تا مشخص شود که ما هم با این بحثها آشنا هستیم، ولی مدعی هستیم که بحث را از منظری دیگر هم می توان مورد بررسی قرار داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:51  توسط سید محمد تقی موحد ابطحی  | 

ماهیت تکنولوژی اسلامی

ماهیت تکنولوژی اسلامی

سید محمد تقی موحد ابطحی

مقدمه

امروزه علم و تکنولوژی جدید، به خصوص برای کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته از چنان جایگاهی برخوردار شده اند که گویا تنها بحث معقول درباره علم و تکنولوژی جدید، چگونگی دست یافتن به آنهاست، و بحث درباره ماهیت آنها و سنجش کارکردهای مختلفشان حداکثر یک تفنن فکری است. در سالهای اخیر فرمایشات رهبر انقلاب درباره نهضت نرم افزاری و تولید علم، توجه مسئولان امر را بیش از پیش به مقوله توسعه علمی و تکنولوژیکی جلب کرده و به آن شتاب بیشتری بخشیده است. از سوی دیگر هویت اسلامی و انقلابی به عنوان دو مقوله ارزشی دیگر همواره مورد توجه مردم و مسئولین کشور بوده است. بر همین مبنا سند چشم انداز بیست ساله کشور نیز توسعه علمی، اقتصادی و فناوری را در کنار حفظ هویت اسلامی و انقلابی و در نظر گرفتن اقتضائات تاریخی و منطقه ای هدف قرار داده است. بدیهی است تحقق اهداف مندرج در سند چشم انداز بیست ساله کشور در گام اول مستلزم درک صحیح و همه جانبه اهداف و سپس سیاستگذاری، برنامه ریزی و اجرای صحیح برنامه ها جهت دست یافتن بهینه به آن اهداف خواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:45  توسط سید محمد تقی موحد ابطحی  | 

امکان فلسفه اسلامی

دفاع استاد عبودیت از امکان فلسفه اسلامی بر این دو اصل استوار گردیده است:

1.        نظام های فلسفی در جهان اسلام(برای مثال فلسفه ابن سینا، شیخ اشراق و صدرالمتالهین یا فلسفه مشائی، اشراقی و حکمت متعالیه) مصداقی از فلسفه هستند، به این معنا که به مسائل فلسفی با استفاده از روش صرفا عقلی پاسخ می دهد.

2.     این نظامهای فلسفی از آن جهت که به طرق مختلف(جهت دهی، تعیین مسئله، پیشنهاد استدلال، نشان دادن خطا و ...) از معارف اسلامی اثر پذیرفته اند، اسلامی هستند.

به گمان بنده قدم اول، قدم درستی است که باید برداشته شود، به خصوص آنکه انتقادات زیادی در خصوص روش فلاسفه اسلامی به خصوص ملاصدرا وجود دارد. در این زمینه معتقدم تعریف استاد ملکیان از فلسفه(استدلال عقلائی و آزاد) و استدلال ایشان مبنی بر فلسفه نبودن "فلسفه های اسلامی" محل اشکال است.

اما درباره وجه اسلامیت یک نظام فلسفی، به نظرم راه حل استاد عبودیت با نقدهایی که استاد ملکیان مطرح کرده اند، روبروست. ملاک حداکثری اسلامی بودن یک ایده آن است که به صورت روش مند از متون دینی استنباط شده باشد(که استفاده از این ملاک در بحث فلسفه اسلامی غیر ممکن است). ملاک حداقلی اسلامی بودن یک ایده هم آن است که تعارضی با باورهای دینی نداشته باشد(که از این ملاک می توان در امکان فلسفه اسلامی استفاده کرد). اما وجوه مختلف ملاکی که اسلامیت یک ایده را، مستقل از محتوای آن ایده، در تاثیر پذیری آن از معارف اسلامی می داند، محل تامل است.

پیشنهاد بنده برای تعریف و اثبات امکان فلسفه اسلامی آن است که اگر بتوانیم نظام های فلسفی را همچون دستگاه های اصل موضوعی بدانیم و همانطور که اسپینوزا تاملات دکارت و اخلاق خود را در قالب دستگاه اصل موضوعی تدوین کرد، نظام های فلسفی موجود را در قالب دستگاه اصل موضوعی تدوین کنیم، می توانیم اسلامیت یک نظام فلسفی را بدین ترتیب تعریف کنیم:

 نظام فلسفی 1 از نظام فلسفی 2 اسلامی تر است، اگر:

1.     مجموعه قضایای سازگار با معارف اسلامی در نظام فلسفی 1 بیش تر از مجموعه قضایای سازگار با معارف اسلامی در نظام 2 باشد.

2.     مجموعه قضایای ناسازگار با معارف اسلامی در نظام فلسفی 1 کم تر از مجموعه قضایای ناسازگار با معارف اسلامی در نظام 2 باشد.

برای مثال نظام فلسفی ای که بتواند خالقیت خداوند را اثبات کند اسلامی تر از نظامی است که قادر به این کار نیست. یا نظامی که بتواند برزخ و معاد جسمانی را اثبات کند، اسلامی تر از نظامی است که از این کار ناتوان است.

به گمانم اگر چنین پروژه ای قابل انجام باشد، می تواند به سوالات مهم دیگری هم پاسخ دهد. برای مثال این که "وجه تمایز نظام های فلسفی از هم چیست؟" و "طبق چه ملاکی می توانیم مدعی نو بودن یک نظام فلسفی شویم؟" برای مثال مشهور است که فلسفه اسلامی ادامه فلسفه افلاطون و ارسطو است. به گمان بنده نو بودن فلسفه اسلامی به آن نیست که مسائلی جدید به مسائل قبلی افزوده شده یا راه حلهای متقن تری ارائه شده یا مسائل لاینحل قبلی حل شده است، بلکه هر نظام فلسفی که با اختلاف در تعاریف یا اصول موضوعه نسبت به نظامهای فلسفی موجود کار خود را آغاز کند، نظام فلسفی جدیدی است.

عواملی چند پیگیری این پروژه را معقول می نمایاند. برای مثال مبناگرا بودن تمامی نظام های فلسفی در جهان اسلام، مشاهده اختلاف در تعاریف فلاسفه از مهم ترین واژه فلسفی(برای مثال می توان به چهار معنایی که فارابی برای وجود مطرح می کند و اینکه مطابق هر کدام از این معانی چه مسائلی قابل طرح است/نیست اشاره کرد یا تفاوتی که بین معنای وجود در فلسفه اسلامی و در فلسفه اگزیستانسیالیسم وجود دارد) و ...

اما این که این پیشنهاد مبتنی بر چه پیش فرضهایی است و چه لوازمی به همراه دارد، مسئله ای است که باید درباره آن تحقیق کرد. برای مثال آیا نظام های فلسفی گسترده را می توان در قالب شبه اصل موضوعی عرضه کرد؟(با قبول قضیه ناتمامیت گودل حتی ریاضیات را هم نمی توان در قالب دستگاه اصل موضوعی تدوین کرد، چه رسد به فلسفه) آیا مجموعه قضایای بالقوه قابل استنباط از یک دستگاه اصل موضوعی را باید در این تحلیل وارد کرد؟ علی القاعده مجموعه قضایای منطقا قابل استنتاج از یک دستگاه اصل موضوعی بی نهایت است، آیا این امر مشکلی در تعریف و سنجش اسلامیت دو نظام فلسفی اختلالی ایجاد نمی کند؟ اصل موضوعی بودن فلسفه و رابطه آن با واقع گرایی، به عبارت دیگر آیا یک نظام اصل موضوعی می تواند مدعی واقع گرایی هم باشد؟ و ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 10:34  توسط سید محمد تقی موحد ابطحی  | 

عينيت جامعه‏شناسى از منظر دوركيم

چکیده:

امیل دورکیم(1858-1917)، که به عنوان یکی از بنیانگذاران جامعه شناسی علمی شناخته می شود، برای علمی نشان دادن جامعه شناسی و اعتبار بخشیدن به آن در فضای دانشگاهی کوشید تا موضوعی عینی و مستقل برای جامعه شناسی معرفی کند و قواعدی برای دست یافتن به معرفتی عینی درباره وقایع اجتماعی پیشنهاد کند. دورکیم با توجه به رویکرد طبیعت گرایانه خود از وحدت علوم اجتماعی و علوم طبیعی در موضوع، هدف و روش دفاع کرده و مطالعه وقایع اجتماعی را به منزله شی و به منظور کشف قوانین حاکم بر پدیده های اجتماعی و تبیین آنها پیشنهاد می کند. در این مقاله با مراجعه به آثار دورکیم، مواضع هستی شناسانه، معرفت شناسانه و روش شناسانه دورکیم در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته و تاثیراتی که فضای فلسفی حاکم بر جامعه علمی عصر دورکیم بر وی داشته، نشان داده شده است.

 

واژه های کلیدی: عینیت، هستی شناسی، معرفت شناسی، روش شناسی، جامعه شناسی، امیل دورکیم،

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 12:33  توسط سید محمد تقی موحد ابطحی  | 

درآمدی روش شناسانه به تبيين كاركردى در جامعه شناسی دوركيم

چکیده

نظریه کارکردگرایی یکی از چند نظریه کلاسیک در جامعه شناسی است که چارچوب روش شناختی آن توسط امیل دورکیم پایه گذاری شد و گستره آن از فرانسه به کل اروپا و آمریکا بسط یافت. این مقاله پس از اشاره ای اجمالی به فضای اجتماعی و علمی زمانه دورکیم،  به بازسازی و نقد و بررسی ساختار منطقی تبیین کارکردی پرداخته و تفاوت این نظریه را با تبیین های غایت شناسانه، فایده گرایی و پراگماتیسم بیان می کند. ابهام در واژگان کلیدی این نظریه، یعنی وضعیت بهنجار، کارکرد و نظام اجتماعی، نقد ناپذیری و ماهیت غیر تاریخی این نظریه و ناتوانی آن در تبیین مناسب برخی از پدیده های اجتماعی، از جمله نقدهای وارد شده بر این دیدگاه است که در مقاله مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در پایان پیشنهاد شده است که در هنگام استفاده از تبیین کارکردی باید به مشکلات روش شناختی آن و چگونگی تاثیر پذیری مطالعات اجتماعی از این مشکلات توجه داشت.

 

واژه های کلیدی: کارکردگرایی، روش شناسی، پوزتیویسم، کل گرایی، تبیین غایت شناسانه، فایده گرایی، پرگماتیسم، امیل دورکیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 12:32  توسط سید محمد تقی موحد ابطحی  | 

فناوری اسلامی

تکنولوژی اسلامی: امکان یا امتناع؟

 

مقدمه

سند چشم انداز بیست ساله کشور توسعه علمی، اقتصادی و فناوری را با حفظ هویت اسلامی و انقلابی و در نظر گرفتن اقتضائات تاریخی و منطقه ای هدف قرار داده است. سوالی که در این رابطه قابل طرح است، آنکه آیا توسعه فناوری امری مستقل از حفظ هویت اسلامی و انقلابی است و هماهنگی این دو با دو سیاستگذاری مستقل انجام می گیرد؟ یا اینکه توسعه علمی، اقتصادی و فناوری و علمی، یک وابستگی درونی با هویت اسلامی و انقلابی دارد و هماهنگی آنها تنها بواسطه یک سیاستگذاری واحد دست یافتنی است؟ اگر قائل به دیدگاه دوم باشیم، ناگزیر تحقق سند چشم انداز بیست ساله کشور با موضوع علم و فناوری بومی و اسلامی ارتباط می یابد و ناگزیر باید به این سوال پاسخ داد که آیا اصولا عنوان علم و تکنولوژی بومی و اسلامی عنوان معناداری است؟ و چه وجه مقبولی برای انتساب یک علم یا فناوری به خصوصیات فرهنگی وجود دارد؟

لازم به ذکر است قرائت های مختلفی از علم دینی و بومی در جهان اسلام و در ایران طرفدارانی دارد و دفاعیات مختلفی نیز از آن به عمل آمده است، اما این موضوع مخالفان بسیاری هم داشته و از ابعاد مختلف مورد انتقاد قرار گرفته است. در مقابل، وابستگی تکنولوژی به خصوصیات فرهنگی و اجتماعی طرفداران بیشتری دارد و برخی از مخالفین علم دینی و بومی از امکان تکنولوژی دینی و بومی دفاع کرده اند. این مقاله بر آن است تا پس از برشمردن برخی معانی ممکن و مورد استفاده تکنولوژی اسلامی، پیش فرضها و لوازم آن را مورد بررسی قرار دهد و در نهایت تلقی جدیدی از علم دینی را ارائه کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 12:29  توسط سید محمد تقی موحد ابطحی  | 

پاسخ به سوال یک خواننده

سلام!

سوالی از شما دارم که برای من مثل یک معماست. چندی پیش با یکی از دوستانم که روانشناس است صحبت می کردم. بحث ما به اینجا رسید که با وجود این که ما معتقدیم یک حقیقت واحد وجود دارد، اما به ناچار هر یک از ما خوب و بد را خودش برای خودش و از دیدگاه خودش میبیند و بنا بر این، تلاش برای یافتن یک حقیقت واحد و تطبیق دادن خود با آن معنا ندارد. پرداختن به چنان حقیقتی، یک نوع ایده ال پردازی و عاملی است که به ما انرژی می دهد. اما در عالم واقع ما از ظن خود یار آن حقیقت میشویم. به ایشان گفتم پس جریان نمونه های الهی معرفی شده چیست؟ گفتند مطابق آیه قرانی این اختلافات فقط برای شناخت و معرفت است. اگر شما هم نظرتان را پیرامون این مطلب بگویید، امید است در روشن شدن قضیه برایم مفید باشد.

با سلام

اگر از میزان تحصیلات و رشته تحصیلی و مطالعات متفرقه را می دانستم، شاید بهتر می توانستم به سوال شما پاسخ بدهم. اما فعلا چند نکته ای را در قالب چند سوال تقدیم می کنم:

  1. آیا واقعا معتقدید که حقیقت واحدی وجود دارد؟
  2. این اعتقاد را از چه راهی به دست آورده اید؟
  3. آیا این اعتقاد یک اعتقاد درست است؟
  4. چه درکی از درست بودن یک اعتقاد دارید؟
  5. از چه راهی متوجه شده اید که این اعتقادتان درست است؟
  6. آیا این راه تنها برای اثبات درستی این اعتقاد به کار می آید؟
  7. آیا تمام باورهای ما نسبی هستند؟ حتی همین باور؟
  8. آیا گزاره های اخلاقی(گزاره هایی که از حاوی محمول های خوب و بد و ارزشی و ... هستند) را بهره ای از حقیقت دارند و به امور حقیقی قابل تحویل هستند؟ همان بحث استنتاج باید از هست.
  9. بهتر نیست ابتدا در مورد گزاره های حقیقی(گزاره هایی که در صدد ارائه خبری از عالم واقع هستند) به یک جمع بندی برسیم و بعدا در مورد گزاره های اخلاقی بحث کنیم؟
  10. بهتر نیست قبل از اینکه در مورد کلیات مباحث هستی شناختی و معرفت شناختی به یک نتیجه روشنی نرسیده ایم وارد مباحث پیچیده هرمنوتیکی و تفسیر متون مقدس نشویم؟
  11. آیا می دانید پاسخ به این سوالات را در کدام یک از منابع می توانید پیدا کنید؟
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 13:46  توسط سید محمد تقی موحد ابطحی  | 

چند تست هوش

مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟
 
مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟
 
مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟
 
مسئله 4 - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟
 
مسئله 5 - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟
 
مسئله 6 - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می
شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد . چطور ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 12:35  توسط سید محمد تقی موحد ابطحی  | 

چند معمای جالب

حل کردن معما را دوست می دارم چون باید در آنها از راه حلهای غیر استاندارد استفاده کرد. البته اگه پاسخ معما را نداشته باشم خیلی خوب است، در غیر اینصورت مثل معمای قبلی بعد از مقداری فکر کردن اگر به پاسخ نرسیدم به جواب نگاهی می اندازم. دوست دارم مجموعه ای از بهترین معماهایی را که به خاطر می آورم با شما خوانندگان عزیز در میان بگذارم تا اگر از این تیپ معماها در اختیار دارید، برای من ارسال کنید.

دو معمای زیر از معماهای جالب برای من بود

۱. هشت مهره داریم که وزن یکی از آنها متفاوت از وزن هفت تای دیگر است. در ضمن نمی دانیم که وزن این یکی کمتر از هفت تای دیگر است یا بیشتر از آنها. چگونه می توان با سه بار استفاده از ترازوی دو کفه ای، مشخص کرد که کدام مهره وزن متفاوتی دارد و وزنش از دیگر مهره ها بیشتر است یا کمتر؟

۲. همین مسئله را وقتی که تعداد مهره های ۱۲ تاست، حل کنید.

۳. این یک معما را هم داشته باشید بد نیست.

دنباله این سری را پیدا کنید(دست کم دو عدد ادامه این سری را بنویسید). از راست بخوانید

۱۰ـ ۲۰ـ ۳ـ۱۵ـ۱۰۰۰ـ ؟..........؟

۴. دو قطعه طناب داریم که هر کدام از آنها در مدت یک ساعت می سوزند. هر دو طناب ناهمگن هستند، یعنی سرعت سوختن آنها نسبت به زمان خطی نیست. چگونه می توان با این دو قطعه طناب ۴۵ دقیقه را اندازه گیری کرد؟

۵. این معما را قبلا در بحث فلسفه برای کودکان طرح کرده بودم.

بدون آنکه قلم را از روی کاغذ بردارید این نه نقطه را با استفاده از چهار خط مستقیم به هم وصل کنید. از این معما را در بعضی از کلاسهای درسی برای اینکه ضرورت ساختار شکنی برای حل برخی از مسائل را توضیح دهم استفاده می کردم.

 

   .     .     .

   .     .     .

   .     .     .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 20:55  توسط سید محمد تقی موحد ابطحی  |