قدیم ترا که بیشتر چیز می نوشتم کمتر نگهشان می داشتم. الان که به نوشته های قبلی ام نگاه می کنم می بینم که چقدر عقایدم عوض شده است. گذر عمر است دیگر. این بحث من با استاد معارفم بود در دانشگاه صنعتی اصفهان در اینکه با پذیرش علیت جبر قابلیت دفاع بیشتری دارد:
عقيدة شيعه بر اين است كه لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين و وظيفة علم كلام دفاع عقلاني از اعتقادات ديني است و كلام ما قرنهاست كه صبغة فلسفي پيدا كرده است. در اين مقاله ميخواهيم به اين موضوع بپردازيم كه آيا فلسفه ميتواند ابزار مناسبي براي دفاع از عقايد ديني شيعه باشد و به طور مثال در زمينة جبر و اختيار ديدگاه فلسفي بيشتر به كدام طرف تمايل دارد.
براي شناخت دقيق يك امر توصيفات سلبي و ثبوتي از آن بايد صورت پذيرد. در مورد مسئلة امر بين الامرين مشكل در اين است كه ما فقط توصيفات سلبي ارايه كرده ايم و ميگوييم جبر نيست تفويض هم نيست اما اينكه دقيقاً تصوير امر بين الامرين چيست حرف چنداني نزدهايم.
نكتة ديگر اينكه قبل از هر چيز بايد تكليف خودمان را نسبت به يك مسئله روشن كنيم و آن مسئله اين است كه ميخواهيم مسئلة جبر و اختيار را از حيث فلسفي مورد بررسي قرار دهيم يا از حيث كلامي؟ اگر نگاه ما فلسفي باشد آنگاه استدلالهايي نظير اينكه «مجبور بودن انسان با فلسفه نبوت و فلسفه عذاب و عقاب و حتي عدالت خدا منافات دارد و … » اعتبار نخواهد داشت، چرا كه اصولاً در مباحثي همچون نبوت يا عذاب خدا و … مختار بودن انسان فرض است. ميخواهيم بحث را با ادبيات فلسفي دنبال كنيم. اين قبيل استدلال ها بيشتر در احاديث مورد اشاره قرار گرفته است.
اما از حيث فلسفي بحث جبر و اختيار ارتباط وثيقي با بحث عليت و امكان و حدوث و … دارد. تقرير بحث به اين شرح است:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:26  توسط سید محمد تقی موحد ابطحی
|
چکیده مقاله ای که در همایش بین المللی گفتگوی علم و دین ارائه گردید
طبق باورهاي دين اسلام، خداوند در جهان نه تنها حاضر و ناظر، بلكه فاعل عليالاطلاق بوده و به بيان ديگر در تمامي امور و از جمله در امور و پديدههاي طبيعي به شكل اساسي دخالت ميكند. در دين اسلام تمامي پديدهها حتي جزئيترين آنها (براي مثال سقوط برگي از درخت) تحت اراده و خواست و اجازة خداوند صورت ميگيرد. همچنين گفته شده است كه برخي از مسيحيان بر اين عقيده هستند كه خداوند پس از شش روز فعاليت در خلق جهان و شكل دهي به آن، به استراحت پرداخت و از آن پس جهان طبيعت بر اساس قوانين وضع شدة خداوند در آن شش روز اول اداره ميشود و به تعبير قرآن، اين عده دست خدا را در دخالت در امور دنيائي بسته ميدانند. اما باز هم همين جمع دست خدا را در برخي پديدههاي مادي و محسوس زندگي (براي مثال تجلي عيسي مسيح، شفاي مريضان و استجابت دعاها و ...) قابل مشاهده ميدانند.
سؤال اصلي اين مقاله آن است كه در حقيقت خداوند به طور خاص در كدام بخش از پديدههاي مادي و به چه شكلي حاضر ميشود و انجام فعلي را بر عهده ميگيرد؟ و تفاوت ماهوي اين چنين مداخلههايي با ديگر امور طبيعي كه برخي مؤمنان آنها را هم به خواست و اراده و فعل خدا نسبت ميدهند چيست؟ به بيان ديگر بر اساس كدامين موازين عقلي ميتوان فعلي را به طور مستقيم به خدا نسبت داد و براي علل طبيعي را موجد ديگر پديدههاي مادي و دنيايي دانست؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:14  توسط سید محمد تقی موحد ابطحی
|
پاسخی به نقد «جامعهشناسی اسلامی طرحی بزرگ با بضاعتی اندك»
در شماره 82 كتاب ماه علوم اجتماعي معرفي و نقدى بر كتاب «روش تحقيق علوم اجتماعى از اثباتگرايى تا هنجارگرايى» تأليف دكتر محمد امزيان و ترجمه عبدالقادر سوارى، توسط جناب آقاى محمدرضا طالبان، نوشته و به چاپ رسيد. همانطور كه خوانندگان فهيم مطلع هستند، تدوين علم ديني (علي رغم گذشت چند دهه از طرح آن در جهان اسلام و بيش از دو دهه در كشور ايران) هنوز از مباحث علمي جوان در جامعة علمي محسوب مي شود، و از همين روي براي رشد و گسترش و شكوفايي هر چه بيشتر، نيازمند نقدها و پيشرايشها و اصلاحات عالمانة طرحهاي پيشنهادي در اين خصوص ميباشد، و به همين جهت از آقاي طالبان بابت معرفي و اراية نقدهايي كه به زعم ايشان بر اين كتاب وارد بوده، تقدير و تشكر مي شود. در مجموع به نظر نگارندة اين سطور، برخي از نقدهاي جناب آقاي طالبان بر كتاب «روش تحقيق» نقدهاي قابل توجه و براي نويسندة كتاب در بازنگري كتاب سودمند است و البته در مواردي نيز به نظر مي رسد كه نقدهاي جناب آقاي طالبان از قوت چنداني برخوردار نيستند. در ادامه جهت آشنايي بيشتر با ايدة مطرح شده در اين كتاب و ميزان قوت نقدهاي جناب آقاي طالبان در چند بند پاسخ هايي به انتقادهاي ايشان ارايه خواهد شد. البته دفاعي كه در اينجا از كتاب «روش تحقيق» بعمل ميآيد به معناى تأييد تمام مطالب كتاب نيست و بنده نيز در پارهاى از موارد با ديدگاه نويسنده كتاب موافق نيستم كه در پايان به آن نيز اشارهاي خواهم داشت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 14:2  توسط سید محمد تقی موحد ابطحی
|