شماره ۴۳ فصلنامه حوزه و دانشگاه به موضوع فلسفه تاریخ اختصاص یافت. وقتی با اساتید درباره گرفتن مقاله صحبت می کردمُ می گفتند که در این موضوع کار چندانی در کشور انجام نشده است و کار سختی را در پیش گرفته اید... برای ارزیابی این ادعا بر آن شدم تا کتابشناسی فلسفه تاریخ را انجام دهم و نتیجه این شد که کارهای زیادی در این زمینه صورت گرفته و به علت پرداکندی این کارها و متولی مشخص نداشتن آن کار در زمینه فلسفه تاریخ در کشور ما جدی گرفته نشده است. خوشبختانه پس از نشر این شماره، برخی دیگر از مجلات نیز ویژه نامه هایی را به فلسفه تاریخ اختصاص دادند، همچنانکه وقتی چند شماره در زمینه روش شناسی علوم انسانی منتشر کردیم، برخی مجلات علمی پژوهشی هم ترغیب شدند که در این زمینه ویژه نامه ای تهیه کنند.
امید است این کارها بتواند به گسترش و تعمیق مباحث فلسفی و روش شناسی در حوزه علوم انسانی بینجامد و ما در تولید علوم انسانی همسو با معارف اسلامی و فرهنگ ایرانی یاری رساند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 11:0  توسط سید محمد تقی موحد ابطحی
|
چکیده
جهانی شدن و به تعبیر دقیق تر جهانی سازی در ابعاد گوناگون(فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و ...) در حال وقوع است. برخی از این ابعاد جهانی سازی ظهور بیشتری داشته(برای مثال بعد فرهنگی) و بالطبع حساسیت سریعتر و شدیدتر فرهنگ ها و تمدن های اسلامی و شرقی را برانگیخته است. در مقابل، وجوه دیگر جهانی سازی(برای مثال اقتصاد آزاد و دموکراسی) به دلیل ظاهر آراسته شان تنها پس از گذشت زمانی بیشتر و در شرایطی که آثار فرهنگی آنها آشکار می شود، ممکن است مورد توجه قرار گیرند. در این میان علوم تجربی (علوم طبیعی و به خصوص علوم انسانی و اجتماعی) با شعارهائی همچون عینیت و بین الاذهانی بودن، مورد قبول اکثر جوامع قرار گرفته و ارزشمندترین امر وارداتی از کشورهای غربی قلمداد گردیده است. این در حالی است که مطالعات تاریخی و فلسفی نظریه های علمی، سوگیرانه بودن این علوم را نشان داده است. ورود این علوم به یک جامعه، مفروضات هستی شناختی، معرفت شناختی، انسان شناختی و ارزشی این دسته از علوم را ابتدا در ناخودآگاه جامعه و فرد و پس از آن به صورت آشکار و علنی در جامعه نهادینه می کند و به این طریق حلقه دیگری از فرایند جهانی سازی تکمیل می شود. در چنین شرایطی این سوال مطرح خواهد شد که جهان اسلام در مواجهه با این وجه از جهانی سازی چه تدابیری اندیشیده است و چه برنامه هائی را باید در پیش داشته باشد؟ در این مقاله ابتدا تاریخچه ای از اقدامات انجام شده در جهان اسلام که در دو حالت افراطی آن به نفی کامل علم جدید یا نفی کامل دین انجامیده اشاره می گردد. اقدام دیگر در این زمینه اختصاص دارد به تفسیر متون دینی در پرتو علم جدید. در این مقاله نشان داده می شود که این سه واکنش نمی توانند جامعه اسلامی پایداری را به دنبال داشته باشد و جامعه اسلامی را در فرهنگ و تمدن غربی منحل خواهد کرد و جهانی شدن را به معنای غربی شدن به همراه خواهد آورد. تولید علوم مختلف به خصوص علوم اجتماعی هماهنگ با معارف اسلامی و نیازهای روز جامعه اسلامی، یکی دیگر از واکنش های انجام شده در قبال این بعد از جهانی سازی است که در ایران با نام علم دینی و در جهان عرب با عنوان اسلامی سازی معرفت شناخته شده است. از زمان طرح این ایده تا کنون موافقت ها و مخالفت هائی با آن انجام گرفته است. در این مقاله با بررسی نظرات تنی چند از اندیشمندان ایرانی و عرب چگونگی بهره گیری موافقین و مخالفین ایده اسلامی سازی معرفت از نظریه های موجود در فلسفه علم و فلسفه دین توضیح داده شده است. همچنین نشان داده شده که راه بقای تفکر اسلامی در فرایند رو به شتاب جهانی سازی آن است که ابزارهای کارآمدی را برای توصیف، تبیین و کنترل پدیده های طبیعی و انسانی متناسب با فرهنگ خود تولید کند. در نهایت نویسندگاه مقاله پیشنهاد می کنند که گسترش و تعمیق ارتباطات اندیشمندان جهان اسلام می تواند بعد فلسفی اندیشه های مطرح در این زمینه را به تلاشهای سازمانی در عرصه بین المللی پیوند زده و ثمرات ارزشمندی را برای جهان اسلام به همراه داشته باشد.
واژه های کلیدی:
جهانی سازی، عینیت و بین الاذهانی بودن علم، سوگیرانه بودن علم، فرهنگ و تمدن اسلامی، فرهنگ و تمدن غربی، اسلامی سازی معرفت، اندیشمندان ایرانی، اندیشمندان عرب، وحدت عملگرایانه جهان اسلام.
+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 23:5  توسط سید محمد تقی موحد ابطحی
|