تبليغاتX
smtmabtahi - فناوری اسلامی

smtmabtahi

علمی _ فلسفی _ داستانی

فناوری اسلامی

معانی ممکن و مورد استفاده تکنولوژی اسلامی

کسانی که به هر شکل در توصیف، دفاع یا نقد تکنولوژی اسلامی سخن گفته اند، معانی متفاوتی را از این عنوان در خاطر داشته اند. برای مثال:

1. دانشگاه فناوری اسلامی داکا[1]، وابسته به سازمان کنفرانس اسلامی، در کشور بنگلادش فعالیت دارد. رشته ها و عناوین درسی این دانشگاه همان رشته ها و عناوین درسی دیگر دانشگاه های فنی و مهندسی است. مشابه دانشگاه آزاد اسلامی که رشته ها و عناوین درسی آن هیچ تفاوتی با دیگر دانشگاه های کشور ندارد. به بیان دیگر اگر قید آزاد ناظر به عدم وابستگی مالی دانشگاه به بودجه دولتی و نشانه ای از تفاوت این دانشگاه با دانشگاه های دولتی باشد، قید اسلامی در این نام ناظر به هیچ تفاوت معناداری بین این دانشگاه و دانشگاه های دولتی نیست. البته ممکن است قید اسلامی قیدی برای قید آزاد باشد به این معنا که مراد از آزاد، آزاد از هر جهت نیست و  تفکر اسلامی بر قوانین دانشگاه حاکم است. اما این توجیه قابل دفاع نیست چون تابع قوانین مملکت اسلامی بودن از لوازم هر سازمان و موسسه ای است که در این کشور فعالیت می کند. بر این اساس به نظر می رسد هیچ وجه قابل قبولی برای قید اسلامی در چنین کاربردهایی وجود ندارد.

2. بلک‌ول کتابی در مورد فلسفه تکنولوژی منتشر کرده که یکی از فصول آن تکنولوژی چینی، اثر فرانسسکا بری، و فصل دیگر آن تکنولوژی اسلامی، اثر احمد الحسن، است. یا کتاب دیگری با نام  تاريخ مصور تكنولوژي اسلامي توسط پرفسور احمد يوسف حسن و دكتر دانالد ر. هيل تالیف شده که انتشارات .... نیز ترجمه فارسی آن را در سال 1375 منتشر کرده است. یا موزه علم و تکنولوژی اسلامی که در استانبول و به همت رئیس موسسه عربی اسلامی دانشگاه فرانکفورت آلمان و حمایت وزارت فرهنگ و توریسم ترکیه تاسیس شده، اختراعات مسلمانان در تمامی زمینه ها(اعم از ستاره شناسی، هندسه، جغرافیا، علوم دریایی، تکنولوژی ساعت، طبابت، شیمی، معدن، فیزیک، مکانیک، تکنولوژی جنگی و معماری و ...) بازسازی شده و در معرض دید قرار گرفته است. تکنولوژی اسلامی در این کاربرد به معنای تکنولوژی ای است که توسط مسلمانان ساخته شده و البته تعبیر بهتر آن است که بگوییم تکنولوژی ای است که در دوره شکوفائی تمدن اسلامی(قرون دوم تا دهم هجری) و توسط افرادی که وابسته به جهان اسلام بوده اند ساخته شده است. وجه امتیاز معنای دوم بر معنای اول آن است که بخشی از صنایع یاد شده در این کتاب توسط پیروان ادیان دیگر ساخته شده یا آنها نیز در ساخت آن سهیم بوده اند، اما در نهایت محصول، از آن حیث که به دوره تمدن اسلامی و محدوده عالم اسلام منتسب بوده، تحت عنوان تکنولوژی اسلامی از آن یاد شده است. همچنین در عصر حاضر اختراعات صنعتی مختلفی توسط مسلمانان به انجام می رسد، اما از آنجا که علم و تکنولوژی زمان تحت سیطره تفکر غربی قرار گرفته و جهان اسلام فاقد یک تمدن مقتدر و منسجم است از این اختراعات صنعتی تحت عنوان تکنولوژی اسلامی یاد نمی شود.

سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز تهيه برنامه مستندی را تحت عنوان تاریخ فناوری اسلامی در دست تهیه دارد تا بر اساس اسناد و مدارک تاریخی و نظرات دانشمندان غربي نشان دهد که تبار بسياري از فناوري‌هاي جديد به جهان اسلام بازمی گردد. در این برنامه به طور خاص به سه موضوع فناوري ساخت‌و‌ساز و عمران دريا و كشتي‌سازي و فناوري آبياري و سدسازي پرداخته خواهد شد .

در معماری قدیم خانه های کویری که نمونه های جالب آن در یزد و کاشان به چشم می خورد، نه تنها نیازهای بومی (برای مثال خنک کردن خانه با استفاده از بادگیر) که نیازهای یک خانواده مسلمان (برای مثال بخش اندرونی و بیرونی) مورد توجه قرار گرفته است. این در حالی است که مهندسی جدید توجهی به این جنبه ها ندارد. مشهور است که شیخ بهایی با شعله ای به اندازه یک شمع خزینه یک حمام را گرم می کرده است. مسجد امام در اصفهان را طوری طراحی کرده است که نیاز به بلندگو نداشته و صدای خطیب در تمام تالار ها به خوبی شنیده می شده.
3. دکتر علی پایا از کسانی هستند که هر چند منکر علم و فلسفه اسلامی و بومی هستند، اما به تصریح از امکان تکنولوژی بومی و اسلامی یاد می کنند. استدلال ایشان در این زمینه چنین است:

هر چند علم و تکنولوژی از برساخته های آدمی هستند، اما هدف علوم (اعم از علوم طبیعی، زیستی، انسانی و اجتماعی)، شناخت واقعیتی است که مستقل از آدمی (یا کم و بیش مستقل از فاعل شناسایی) فرض می شود. در مقابل هدف تکنولوژیها از هر سنخ که باشند (اعم از فناوریهای مرتبط با علوم طبیعی، فناوریهای زیستی، فناوریهای اجتماعی) اساسا برای رفع نیاز های عمدتا غیر معرفتی انسانهاست. تکنولوژی باید آدمی را برای پیش بینی و کنترل امور توانا سازد. بر همین اساس تفاوت دیگر علم با تکنولوژی معیار ارزیابی متفاوت آنهاست که با هدف برساختن آن دو ارتباط مستقیم دارد. در علم معیار قابل قبول بودن، انطباق گزاره های علمی با واقعیتی است که علی الفرض از آن خبر می دهند. در حالیکه در تکنولوژی معیار قابلیت پذیرش، کارآمدی تکنولوژی مورد نظر برای رفع حاجتی است که به واسطه آن خلق شده است. معیار نخست یک معیار معنا شناسانه (سمانتیک) است در حالیکه معیار دوم یک معیار عمل گرایانه (پراگماتیک) می باشد. همین تفاوت منجر به ظهور تفاوت دیگری در مورد علم و فناوری شده و آن تفاوت در معیار های مربوط به اندازه گیری میزان "پیشرفت" در هر یک از این دو حوزه است. معیار اصلی پیشرفت در علم "نزدیک شدن به روایتی حقیقی از واقعیت[2]" است و در فناوری معیار اصلی پیشرفت، "موفقیت در حل مسائل عملی" است.

از آنجا که نیاز های آدمی، به استثنای شماری معدود که منشا بیولوژیک و زیستی دارند، یکسره نیاز های فرهنگی و برساخته اجتماع هستند. ابداع نیاز های تازه و به تبع آن اختراع دستگاههای جدید برای رفع آن نیازها محصول توانایی آدمی برای خلق سپهر معنایی و مفهومی است. تکنولوژی ها کاملا به ظرف و زمینه حساسند و نمی توان هیچ دستگاهی را که برای یک ظرف و زمینه خاص ساخته شده بدون انجام تنظیمات مناسب در ظرف و زمینه دیگری مورد استفاده قرار داد. ن صورت پذ

ارتباط تکنولوژی با سپهر معنایی و ارزشی، نه تنها میان فناوری و فرهنگ، بلکه بین فناوری و هنر، اخلاق و دین نیز ارتباط وثیق برقرار می کند. نکته حائز اهمیت در این میان آنکه هر نوع برساخته آدمی که به نیت رفع نیازی ابداع شود و یا به کار گرفته شود خواه ناخواه حامل ارزشهایی است که سازنده و ابداع کننده و یا بهره گیرنده هوشمند با خود به همراه دارد. به عبارت دیگر آدمی در مقام خالق و آفریننده، و نه در مقام شناسنده، جنبه های مختلف وجود خود، از توانایی ابزار سازی تا توانایی فضا سازی هنری تا ظرفیت معنا سازی و تا قابلیت ارزش بخشی را، دانسته یا نادانسته، و خواسته یا ناخواسته، در محصولی که می آیند مندرج می کند. در واقع محصولی که به این ترتیب بوجود می آید، به یک اعتبار چیزی نیست جز تجلی همین ظرفیتهای متنوع. از همین جا می توان به راز این نکته پی برد که چرا یک اثر هنری یا یک محصول تکنولوژیک ویا مثلا یک قطعه شعر، در قیاس با همگنان به مراتب پرمحتوا تر، کارآمدتر و عمیق تر است. هر چه ظرفیت های وجودی خالق و بوجود آورنده گرانبارتر، مخلوقات او نیز نفیس تر. صنایع دستی کشور های مختلف، در همان حال که برای رفع نیاز های کنشگرانی که در زیستبومهای معین و در دوران معینی زندگی می کنند بوجود آمده است، می توانند حامل ارزشهای خاص فرهنگی یا دینی این کنشگران نیز باشند. چنانکه می توان این نکته را در سبک های معماری که در نقاط مختلف به کار گرفته شده نیز مشاهده کرد. البته در اینجا نیز باید تاکید شود که با وجود تنوع تکنولوژیها و حساسیت آنها به ظرفها و زمینه ها، چنین نیست که در اینجا نیز راه برای نسبی گرایی (بخصوص نسبی گرایی ارزشی) باز شود. فلاسفه رئالیست به تفصیل در این خصوص توضیح می دهند که عینی بودن ارزشها و نیز اشتراک های گسترده میان آدمیانی که به سپهر های معنایی و ارزشی مختلف تعلق دراند، راه ارزیابی های عینی میان ارزش ها را هموار می کند و این امکان را پدید می آورد که بتوان از میان مجموعه های متنوع ارزشها، ارزشهای نامطلوب را از ارزشهای مطلوب جدا ساخت. (برلین 1998) در مورد تکنولوژیها، شواهد فراوان تجربی نشان می دهد که افرادی که به فرهنگ های متنوع و متفاوت تعلق دارند و برای رفع نیاز های خود فناوری های بومی خاصی را ابداع کرده اند، زمانی که در برابر فناوری های برتری قرار می گیرند که همان نیاز ها را به شیوه کارآمد و با موونه وهزینه کمتر برآورده می سازند، نیاز های خود را با دستگاههای تازه منطبق می سازند و این دستگاهها را به عوض فناوری های کمتر کارآمد بومی خود به کار می گیرند. به این ترتیب در عرصه فناوری نیز "قیاس ناپذیری[3]" راهی ندارد

در این نگاه تکنولوژی اسلامی برساخته ای است برای رفع نیازهای جامعه اسلامی که این نیازها در چارچوب معنایی تفکر اسلامی ایجاد می گردد. اینکه چه کسی این ابزار را تولید کند، مدخلیتی ندارد. اینکه آیا در فرایند ساخت از علوم جدید(اعم از طبیعی یا انسانی) استفاده شود تاثیری در محصول ندارد؟ اگر فردی با انگیزه مادی ابزاری را برای رفع نیاز معنوی شخص دیگر بسازد، خصوصیات فرهنگی و ارزشی اش در محصول نهفته خواهد شد؟ اگر ابزاری برای هدفی دیگر ساخته شود ولی بتواند برخی از نیازهای خاص جامعه اسلامی را نیز برآورده سازد. آیا رفع نیاز خاص جامعه اسلامی مورد نظر است؟ یا رفع نیازهای عام انسانی آیا تکنولوژی هویت جمعی دارد؟ به بیان دیگر آیا همچنانکه علم و معرفت فردی امکان ندارد، می توان از امتناع تکنولوژی فردی یاد کرد؟ به عبارت دیگر آیا برای اینکه برساخته ای عنوان تکنولوژی اسلامی را دریافت کند لازم است نیاز طیف وسیعی از جامعه اسلامی را برطرف سازد یا همین که نیاز فرد یا گروه اندکی از مسلمانان را هم برطرف ساخت، می تواند تکنولوژی اسلامی نامیده شود؟

دکتر سروش نیز در کتاب تفرج صنع به این نکته اشاره می کنند که تکنولوژی بر خلاف علم ارزشهای سازنده خود را به همراه دارد.

4. جریان فکری دیگری که در کنار تکنولوژی اسلامی، علوم(اعم از علوم طبیعی و انسانی و ریاضی و ...) اسلامی را نیز قابل تصور و تحقق می داند، فرهنگستان علوم اسلامی(مشهور به آکادمی) است. این گروه که در مجامع دانشگاهی نیز فعالیت های تبلیغاتی وسیعی دارند، بر خلاف دیدگاه طرح شده توسط دکتر پایا، علم را نیز همچون تکنولوژی واجد خصوصیت ابزاری و سوگیرانه می دانند. به بیان دیگر علم نیز همچون تکنولوژی ابزاری ساخته بشر است برای رفع نیازها و تحقق خواسته ها و از آنجا که گرایش های آدمی در نهایت به دو گرایش اصلی حق و باطل تقسیم می شوند، علم و تکنولوژی هم به دو دسته حق و باطل تقسیم می شوند. در دستگاه فکری آنها صدق و کذب جایی ندارد و در مقابل آن کارآمدی در راستای تمتع هر چه بیشتر از دنیا(باطل) یا کارآمدی در راستای ولایت الهی(حق) قرار می گیرد. در این نگاه علم و تکنولوژی اسلامی تا کنون وجود خارجی نیافته اند و تنها زمانی علم و تکنولوژی اسلامی محقق می شود که کل جامعه گرایش به حق پیدا کند و ولایت الهی را در تمامی عرصه های حیات بپذیرد(تلقی حداکثری از دین)، متوجه ناکارآمدی علم و تکنولوژی موجود بشود و برای رفع نیازهای نظری و عملی خود ابزارهای مفهومی و نظری (علم) و تکنولوژی را خلق کند. گرایش به حق در جامعه بشریت نیز نه از طریق گفتگو که از طریق جنگ(البته نه ضرورتا جنگ نظامی) به دست خواهد آمد که انقلاب اسلامی ایران مرحله ای از این مراحل به شمار می آید.

5. اگر تکنولوژی را به معنای توانایی تحقق خواسته ها قلمداد کنیم، یک گونه کاملا متفاوت از تکنولوژی را می توان پیشنهاد کرد. در بحث پیش بینی تکنولوژی کاملا انقلابی این بحث مطرح شد که یکی از راه های پیش بینی تکنولوژی انقلابی آن است که ببینیم آیا نیازهای بشر در طی فرایند تکاملی تکنولوژی های متعارف محقق می شود یا خیر. اگر روند تکامل تکنولوژی های متعارف از عهده پاسخ به نیازها بشر برنیامد، می توان انتظار شکل گیری و گسترش نوع کامل متفاوتی از تکنولوژی را داشت. اما در میان نیازهای بشری کدام نیاز از همه اساسی تر است. کدام نیاز بود که علم و تکنولوژی جدید مدعی پاسخ به آن بود؟ به نظر می رسد آرامش و سلامت روانی یکی از اصلی ترین خواسته های بشر است که انسان همواره در جستجوی آن بوده است و تکنولوژی جدید مدعی بود که آن را برای انسان جدید به ارمغان می آورد. اما تجربه این دو قرن نشان داده است که علم و تکنولوژی نه تنها آرامش را برای انسان به ارمغان نیاورد، بلکه آرامش پیشین او را نیز از میان برد. در ریشه یابی آرامش و سلامت روان به این جا می رسیم که آنچه آرامش قلبی انسان را تامین می کند، تطابق خواسته های درونی با واقعیات بیرونی است. حال تکنولوژی کنونی مدعی است هماهنگ کردن این دو واقعیت است و در تلاش است تا این هدف را از طریق تطابق واقعیات بیرونی با خواسته های درونی محقق کند. اما از آنجا که خواسته ها و نیازهای انسان مدرن کاملا عنان گسیخته است و محدودیت های طبیعی مانع از آن می شود که واقعیت های بیرونی بتواند پا به پای این خواسته ها تحول یابد، آرامش روانی انسان مدرن از طریق تکنولوژی کنونی به طور کامل محقق نمی شود. در مقابل این تکنولوژی می توان پیشنهاد دیگری را طرح کرد و آن اینکه آرامش روانی از طریق تطابق درون با واقعیات بیرون ایجاد شود. بی شک این پیشنهاد نیز مستلزم تدارک مقدمات و ابزارهای لازم برای مهندسی ذهن و روح انسان است تا کلیه امور این عالم برای انسان معنا دار شود و در پرتو این معناداری زندگی، آرامش و سلامت روانی به دست آید. در دوران سنتی، دین از عهده این کار برمی آمد و به خوبی از عهده معنادار کردن زندگی برمی آمد. ادعا شده است که در عصر مدرن، دین سنتی دیگر نمی تواند به این مهم پاسخ دهد. اما چه چیز دیگری را می توان امروزه به جای دین قرار داد؟ بی شک هر چیز دیگری غیر از دین، برساخته بشری خواهد بود، برای تامین اصلی ترین نیاز بشر و این نوعی کاملا متفاوت از تکنولوژی خواهد بود. سوالاتی که در این زمینه قابل طرح هستند: کدام یک از این دو تکنولوژی کارآمدتر است؟ بی شک داوری در این زمینه نمی تواند به طور کامل مستقل از چارچوب فکری شرقی یا غربی باشد.

6. هر چند به درستی از دیدگاه هایدگر درباره تکنولوژی خبر ندارم، اما تا آنجا که شنیده ام، او تکنولوژی جدید را معلول تغییر نوع نگاه انسان به وجود می داند. وقتی وجود را امری محاسبه پذیر و قابل کنترل دانستیم، نوع مواجهه ما با آن تغییر می کند و به تبع آن تکنولوژی های جدید پا به میدان می گذارند. ممکن است کل دیدگاه هایدگر با بحث تکنولوژی اسلامی که دنبال می کنم قابل جمع نباشد، اما بی شک می توان تا همین جا با او همراهی کرد که تکنولوژی های خاص معلول نوع نگاه ما به وجود(اعم از جهان هستی، انسان، خدا، طبیعت و ...) می باشد. اگر هستی را محدود به عالم ماده بدانیم، بی شک تنها از نیروهای طبیعی برای تحقق اهداف خود استفاده می کنیم. اگر به عالم غیب اعتقادی داشته باشیم، می توانیم از آنها هم استفاده کنیم، همانطور که حضرت سلیمان لشگری از جن را در اختیار داشت. البته باید توجه داشته باشیم که بهره گیری از نیروهای غیبی در تمامی موارد با رویکرد اسلامی قابل جمع نیست، چرا که کسان دیگر و با انگیزه های کاملا غیر دینی هم می توانند از نیروهای غیبی استفاده کنند. در این جاست که مطلب دیگری هم قابل طرح می شود و آن اینکه اگر علاوه بر اعتقاد به عالم غیب به عنوان یک اعتقاد هستی شناختی به امور ارزشی دیگری هم اعتقاد داشته باشیم، آنگاه در مقام استفاده از نیروهای غیبی محدودیت هایی برای خودمان قائل خواهیم شد. چنین بحثهایی به خوبی با مباحثی که در مدیریت تکنولوژی مطرح می شود قابل جمع است. در این دیدگاه تکنولوژی به معنای توانایی به کار گیری امکانات موجود برای تحقق اهداف مورد نظر خواهد بود. مباحثی همچون ارزیابی تکنولوژی، آینده نگاری تکنولوژی، تکنولوژی های بی بدیل و انقلابی، انتقال تکنولوژی در این تلقی به خوبی قابل استفاده هستند. منتهی باید توجه داشت که مبانی و اصول دیدگاه رایج با دیدگاه کنونی خلط نشود. برای مثال در ارزیابی تکنولوژی و ... ملاک ما تنها سود اقتصادی و ... نباشد.

به هر حال فکر می کنم به چالش کشیدن تلقی های مختلف از تکنولوژی اسلامی نه تنها ما را با مبانی تکنولوژی کنونی بیشتر آشنا می کند، که می تواند ما را با امکانات و قابلیت های موجود در دین و فرهنگمان نیز بیشتر آشنا کند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 12:29  توسط سید محمد تقی موحد ابطحی  |