آینده پژوهی علم دینی در ایران
بحث درباره علم قدسی، علم دینی، علم بومی و ... به ایران پس از انقلاب محدود نمیشود. این بحث در ادیان و فرهنگهای مختلف بیش از چند دهه سابقه داشته و دارد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تلاش برای بازنگری در علوم انسانی موجود و یافتن موضع دینی و بومی در قبال آنها اهمیت مضاعفی در ایران یافت. به واسطه این اهمیت مراکز سیاستگذاری، برنامهریزی، آموزشی و پژوهشی چندی در کشور شکل گرفت. متفکرانی با مبانی مختلف در موافقت یا مخالفت با این ایده نظریهپردازی کردهاند. اساتید حوزوی و دانشگاهی همچون سید منیرالدین حسینی(ره)، عبدالله جوادی آملی، علی عابدی شاهرودی، عبدالحسین خسروپناه، حسین سوزنچی، علی اکبر رشاد، حمید رضا حسنی، مهدی علیپور، سید حسین نصر، مهدی گلشنی، سعید زیباکلام، خسرو باقری، سید صادق حقیقت و ... به اشکال مختلف درباره ضرورت، امکان و چگونگی تولید علم دینی سخن گفتهاند. در مقابل اساتیدی همچون مصطفی ملکیان، عبدالکریم سروش، علی پایا، سید حسین سراج زاده و ... در امتناع یا نامطلوب بودن علم دینی بحث کردهاند. که در این مقاله تلاش شده است طبقهبندیای برای دیدگاههای موافق علم دینی ارائه شود.
در این بین این سوال وجود دارد که عاقبت این بحث در ایران چه خواهد شد؟ آیا
1. آنگونه که مخالفین علم دینی مدعی هستند، ایده تولید علم دینی در ایران شکست خواهد خورد، همانطور که علم مارکسیستی در شوروی دوره استالین، علم نازیستی در آلمان، علم هندی در هند، علم اسلامی در پاکستان و ... با شکست روبرو شد؟
2. آنگونه که موافقین علم دینی مدعی هستند ایدههای مطرح شده در زمینه علم دینی در مواجهه با نقدهای نظری و واقعیتهای عینی اصلاح و تکمیل شده و در عرصه نظریه پردازی علمی و سیاستگذاری و برنامه ریزی علمی در آینده ایفای نقش خواهد کرد؟ و در صورتی که ایده علم دینی در آینده تداوم یابد، کدام یک از نظریههای موجود در این زمینه، سهم بیشتری از آینده علم دینی کشور را به خود اختصاص خواهند داد؟
سیاستگذاران و برنامهریزان علمی کشور برای توفیق در عرصه سیاستگذاری و برنامهریزی نیاز دارند پاسخی کارشناسانه برای این دو سوال داشته باشند.
در این طرح تلاش می شود با تجزیه و تحلیل منابع، الگوها و عوامل تغییر یا ثبات، به تجسم آیندههای ممکن، محتمل و مطلوب پرداختته شود تا زمینه برای سیاستگذاری و برنامهریزی تحقق آیندههای مطلوب فراهم آید و همچنین سیاستگذاری و برنامهریزی برای جلوگیری از تحقق آیندههای ممکن و محتمل اما نامطلوب فراهم آید.
در این طرح عواملی که میتوانند آینده یک نظریه را رقم زنند بررسی می شوند. برای مثال نظریهای غلبه خواهد یافت که
1. از استحکام نظری بیشتری برخوردار باشد.
2. ریشه در باورهای سنتی داشته باشد.
3. سرمایهگذاری دولتی بیشتری روی آن صورت گیرد.
4. در جلب نظر اندیشمندان جوان موفق باشد.
5. نسبت به حل مسائل عینی جامعه حساس باشد.
6. ضمن حفظ مبانی خود از انعطاف لازم در عرصه نظری و عملی برخوردار باشد.
7. قابلیت استفاده در علوم طبیعی، انسانی و بیش از آن قابلیت استفاده در عرصه سیاستگذاری و برنامه ریزی داشته باشد.
8. هماهنگ با فلسفه تاریخ باشد.
تصور می شود:
1. با توجه به تفاوت نظریههای جدید در زمینه علم دینی، تفاوت ظرفیتهای نظری و عملی، نوع سوالات مطرح شده و اقدامهای انجام شده در این زمینه، و ... نمیتوان آینده علم دینی در ایران را دست کم در چند دهه آینده محکوم به شکست دانست.
2. با توجه به شواهد موجود، آینده علم دینی کشور بیش از همه تحت تاثیر نسخه اصلاح شده علم دینی سید منیرالدین حسینی(ره) خواهد بود.hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
در این فکر بودم که مکتوبات خویش را که حاصلی قدری تامل در مسائل علمی و فلسفی اطراف خود که مرتبط به حوزه کاری و دغدغه های فکری است به طریقی به اطلاع دیگران برسانم و از نظرات ارزشمند آنها در اصلاح و تکمیل دیدگاه های خود مدد ستانم.