چرا نمی توان علم دینی را محال دانست؟
مقدمه در تاریخ 27 آبان 1400 به بهانه معرفی و نقد کتاب «علم بومی، علم دینی و علم اسلامی؛ محال اندیشی یا دوراندیشی» با حضور نویسنده محترم این کتاب(دکتر علی پایا، استاد فلسفه کالج اسلامی لندن) و ناقد محترم(حجه الاسلام و المسلمین دکتر احمد حسین شریفی، دانشیار موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)) به همت مجمع عالی علوم انسانی اسلامی برگزار گردید. گزارش مبسوطی از این نشست در روزنامه فرهیختگان منتشر شد و بر این اساس لزومی به بیان گزارش نشست نیست. در این یادداشت درصدد آن هستم که با پذیرش مقدمات ده¬گانه¬ای که جناب دکتر پایا مطرح کرده¬اند و با پذیرش برخی از نقدهایی که جناب دکتر شریفی نسبت به برخی از مواضع دکتر پایا در کتاب داشتند، در چند بند، دلیل اصلی دکتر پایا بر محال بودن علوم انسانی اسلامی را به بحث بگذارم تا چنانچه فرصت دیگری برای مباحثه در این زمینه فراهم آمد، محل اصلی اختلاف نظر در باب امکان یا امتناع علم دینی با دقت بیشتری مشخص شده باشد. 1. دکتر پایا تصریح می¬کنند هدف علم تنها و تنها بازنمایی واقع است و این کار از طریق برساخت فرضیه-هایی درباره واقع انجام می¬گیرد و چنانچه واقعیت این فرضیه¬ها را تقویت کرد، فرضیه¬ها به صورت موقت در دایره علم قرار می¬گیرند و در غیر این صورت متوجه می¬شویم که واقعیت آن گونه نبوده است که ما تصور می¬کرده¬ایم و باز از این طریق فهمی سلبی از واقعیت به دست می¬آوریم. با ارائه فرضی جدید که از عهده تبیین شواهد نقیض فرضیه قبلی برآید، گامی دیگر به سمت شناخت واقع برداشته خواهد شد. به عقیده دکتر پایا در مرحله فرضیه پردازی(مقام کشف) از هر کجا و از جمله از متون دینی می¬توان الهام گرفت، اما آنچه فرضیه ما را علمی می¬کند، گذار آن از بوته ارزیابی و نقد علمی(اعم از تجربی و نظری) است.
منتشر شده در فصلنامه علوم انسانی اسلامی صدرا
file:///C:/Users/DATiS/Downloads/noormags-چرا_نمی_توان_علم_دینی_را_محال_دانست؟-1907920_1509621.pdf
در این فکر بودم که مکتوبات خویش را که حاصلی قدری تامل در مسائل علمی و فلسفی اطراف خود که مرتبط به حوزه کاری و دغدغه های فکری است به طریقی به اطلاع دیگران برسانم و از نظرات ارزشمند آنها در اصلاح و تکمیل دیدگاه های خود مدد ستانم.