بخش پایانی پیشگفتار کتاب بانوی اول

سبک نگارش کتاب

با توجه به نکات فوق و از آنجا که کتب تحقیقی در ارتباط با حضرت خدیجه(س) بسیار بود، شایسته دیدم کتابی به سبک داستانی- تاریخی به رشتة تحریر درآورم. در این کتاب کوشیده‌‌ام تا جایی که مستندات تاریخی وجود دارد، از آن‌ها استفاده کنم و در جایی که متون تاریخی سکوت اختیار کرده‌‌اند، با استفاده از قرائن موجود، از خلاقیت خود بهره بگیرم و جایی که اختلاف نظر شدیدی بین مورخان وجود داشت (برای مثال در ارتباط با تاریخ تولد حضرت خدیجه(س))، از آن موضوع بگذرم و در مجموع تاریخی یکپارچه و جذابی از زندگانی حضرت خدیجه(س) برای مخاطبان مشتاق مباحث تاریخی از یک‌سو و علاقه‌مند به داستان از سوی دیگر ارائه کنم.

مروری کلی بر کتاب

نام این کتاب را بانوی اول گذاشتم، از آن جهت که حضرت خدیجه(س) قبل از ازدواج با پیامبر(ص) به لحاظ موقعیت اجتماعی، اقتصادی و اعتقادی بانوی اول مکه بودند. همچنین ایشان اولین همسر پیامبر(ص) بودند که بیست‌وپنج سال با ایشان زندگی کردند و در این مدت پیامبر(ص) هیچ همسر دیگری اختیار ننمودند. همچنین با توجه به روایات موجود که به برخی از آن‌ها در بند آغازین پیشگفتار اشاره شد، حضرت خدیجه(س) به لحاظ قدر و منزلت نیز اولین همسر پیامبر به حساب می‌‌آمدند. علاوه بر این، حضرت خدیجه اولین زنی بود که اسلام اختیار کرد و با پیامبر به نماز ایستاد و در راه گسترش اسلام در سال‌‌های سخت مکه بیش از هر زن دیگری نقش‌آفرینی کرد و به دلیل ثروتی که داشت، فرد اول در عرصة جهاد مالی در راه خدا محسوب می‌شود. بنابراین به‌حق ایشان را باید بانوی اول نامید.

کتاب حاضر در قالب پانزده فصل تدوین شده و هر فصل از زبان یکی از نزدیکان حضرت خدیجه، مقطع و ابعادی از زندگی و شخصیت آن حضرت را در قالب داستانی کوتاه روایت می‌‌کند. طبیعی است از آنجا که زندگی و شخصیت حضرت خدیجه در فصل‌های مختلف از زبان شخصیت‌‌های متفاوت روایت می‌‌گردد، برخی موضوعات در فصل‌های مختلف به ‌گونه‌‌های متفاوت تکرار شود.

در فصل آغازین، موقعیت تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و دینی مکه از زبان جبرئیل امین بیان می‌شود تا ضمن اشاره به موقعیت ممتاز مکه، پیوستگی تاریخی نبرد دو جبهة حق و باطل از زمان حضرت آدم و حوا، تا حضرت ابراهیم و هاجر و اسماعیل تا حضرت محمد و خدیجه و علی و فاطمه و فرزندان آن‌ها نشان داده شود. وجه ارتباط جبرئیل با حضرت خدیجه آن است که جبرئیل چندین بار حامل پیام سلام خداوند برای حضرت خدیجه بوده است.

در فصل دوم خانوادة حضرت خدیجه (س) از زبان یکی از خواهران ایشان به اختصار معرفی می‌شود.

در فصل سوم نشان داده می‌‌شود که آشنایی‌‌های شخصی و خانوادگی حضرت خدیجه (س) با حضرت محمد (ص) به پیش از ارتباط تجاری‌شان باز می‌‌گردد. این داستان از زبان یکی از فرزندخوانده‌‌های حضرت خدیجه روایت ‌می‌‌شود.

فصل چهارم به همکاری تجاری حضرت خدیجه و حضرت محمد در حدود بیست تا بیست‌و‌پنج سالگی اختصاص یافته است. این داستان از زبان یکی از دوستان حضرت محمد بیان می‌‌گردد که در روایتی از پیامبر آمده است وقتی با دوستم از بازار برمی‌‌گشتیم، خدیجه با غذایی لذیذ به گرمی از ما پذیرایی می‌‌کرد. [[i]]

سفر تجاری پیامبر به شام، به عنوان وکیل و نماینده حضرت خدیجه نقطة عطفی در زندگی آن‌هاست که به ازدواج پیامبر و حضرت خدیجه منتهی می‌شود. این مقطع از تاریخ، از زبان میسره (غلام و کارگزار حضرت خدیجه (س) که در سفر به شام پیامبر را همراهی کرد)، در فصل پنجم روایت شده است.

نفیسه یکی از دوستان حضرت خدیجه (س) است که در قضیة ازدواج حضرت خدیجه با پیامبر، از ایشان در کتب تاریخی یاد شده است. داستان دل بستن حضرت خدیجه (س) به حضرت محمد (ص) از زبان ایشان در فصل ششم بیان شده است.

در میان خواهران حضرت خدیجه (س) هاله از همه مشهورتر است. او در ازدواج حضرت خدیجه با پیامبر نقش داشته، پسر او (ابوالعاص) با زینب (دختر پیامبر و خدیجه) ازدواج کرده و پس از درگذشت حضرت خدیجه (س)، پیامبر اکرم (ص) به یاد همسر مرحومشان بسیار به هاله احترام می‌‌گذاشتند. داستان ازدواج حضرت محمد و حضرت خدیجه در فصل هفتم از زبان هاله روایت شده است.

در فصل هشتم مروری مختصر بر خاطراتی از دوران پس از ازدواج حضرت خدیجه و حضرت محمد تا زمان بعثت، از زبان زید (پسرخواندة پیامبر و بزرگ‌شده در خانة حضرت خدیجه (س)) خواهیم داشت.

با اینکه پیامبر قبل از بعثت نشانه‌‌های بسیاری از الهام الهی را دریافت کرده بود، اما با اولین مواجهة آشکار و مستقیم ایشان با روح الامین و دریافت وحی، مسئولیت بسیار سنگین هدایت مردم و جامعة جاهلی برعهدة پیامبر گذاشته شد. حضرت خدیجه و حضرت علی اولین کسانی بودند که اسلام آوردند و با ایشان نماز گذاردند. این بخش از تاریخ در فصل نهم از زبان پیامبر (ص) روایت شده است.

با توجه به اینکه کتاب حاضر حول شخصیت حضرت خدیجه تدوین شده است، در فصل دهم نقش حضرت خدیجه در دعوت زنان مکه و سختی‌‌هایی که زنان تازه‌مسلمان در راه اسلام به جان خریدند، از نگاه اسما (همسر جعفر بن ابی‌‌‌طالب) به نمایش درآمده است.

تولد حضرت فاطمه(س) یکی از نقاط عطف در زندگی مشترک پیامبر (ص) و حضرت خدیجه (س) است که این مقطع از زبان حضرت خدیجه(س) در فصل یازدهم تقریر شده است.

محاصرة شدید اجتماعی و اقتصادی در شعب ابوطالب نیز یکی از سخت‌‌ترین مقاطع زندگی مسلمان‌‌ها در مکه بود که در فصل دوازدهم از زبان ابوالعاص (خواهرزاده و داماد حضرت خدیجه (س)) شیوة مدیریت اقتصادی حضرت خدیجه در دوران تحریم ترسیم شده است.

حضرت علی از کودکی تحت تربیت پیامبر و خدیجه قرار داشت و پس از رسالت پیامبر کلام وحی را به همراه معانی دقیق و عمیق آن در خانة وحی فراگرفت. در این فصل خاطرات حضرت علی از روزی که به خانة پیامبر و خدیجه آمدند تا زمانی که پیامبر، پیکر خدیجه را به خانة ابدی این دنیایی سپردند، مرور خواهد شد.

سختی‌‌هایی که حضرت خدیجه در راه گسترش اسلام به جان خریدند، به‌خصوص سه سال زندگی سخت در شعب ‌‌ابوطالب و همچنین آزارهای مشرکان مکه پس از درگذشت حضرت ابوطالب نسبت به خانوادة پیامبر، طاقت حضرت خدیجه را طاق کرد و به شهادت ایشان منتهی شد. این مقطع از زندگانی حضرت خدیجه، از زبان حضرت فاطمه (س) روایت شده است.

در واپسین فصل کتاب، یعنی فصل پانزدهم روح همیشه شاهد و ناظر حضرت خدیجه (س) مشاهدات خود را پس از شهادت بازگو می‌‌کنند و از انتظار خود برای ظهور منجی موعود و سر مستودع الهی سخن می‌‌گویند تا آرزوی دیرینه‌‌شان (گسترش عدل و ایمان در کل عالم) به دست فرزندشان امام زمان (عج) تحقق یابد.

برای اینکه نگاه و ذهن خوانندگان عزیز کتاب مغشوش نگردد، ارجاعات و توضیحات مربوط به مطالب هر یک از فصل‌های کتاب به صورت جداگانه در پایان کتاب آمده است.

در پایان از آنجا که به حول و قوة الهی و با استعانت از اهل بیت عصمت و طهارت (ع) مطالعات و تحقیقات نویسنده دربارة حضرت خدیجه (س) ادامه خواهد داشت، از این پس، تا زمان تدوین ویراست دوم کتاب، نتیجة مطالعات و تحقیقات خود را در شبکه‌‌های اجتماعی با نام بانوی اول درج، و در حد وسع خود به سوالات خوانندگان کتاب و مخاطبان کانال پاسخ خواهم داد.

در پایان به استناد این آیة شریفه از قرآن کریم، يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ [[ii]]، حضرت خدیجه (س) را خطاب قرار داده و به ایشان ‌می‌‌گویم:

ای مادر عزیز! ما و اجتماعی که در آن زندگی می‌‌کنیم به انواع و اقسام گرفتاری فکری، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مبتلا شده‌‌‌‌ایم. اکنون متاعی بسیار ناچیز تقدیم حضور شما می‌‌کنیم و از شما تقاضا داریم، همان طور که در زمان حیاتتان به مستمندان می‌‌بخشیدید، حال که در بارگاه الهی بسط ید یافته‌‌اید، احسان‌‌ بی‌‌حدتان را شامل حال ما کنید؛ دست‌‌ ما را بگیرید و از جاهلیت و زندگانی سختی که در آن گرفتاریم، نجاتمان دهید و به ما بصیرت و حیات طیبه مرحمت فرمایید.


[i] «ما رَأيتُ مِنْ صاحِبَه لاَجيرٍ خَيراً مِنْ خَديجه، مالُنّا نَرْجِعْ اَنَا وَ صاحِبي الاّ وَجَدْنا عِنْدَنا تُحْفَةً مِنْ طَعامٍ تَحْباَهُ لَنَا» (ابن سيدالناس، محمد بن محمد، عيون الأثر، ج 1، ص 64؛ حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، ج 1، ص 211؛ بیهقی، ابوبکر احمد بن حسین، دلائل النبوه، ج 1، ص 90).

[ii] سورة یوسف، آیة 88.



کتاب بانوی اول، روایتی تاریخی داستانی از زندگانی ام المومنین، حضرت خدیجه(س)
اثر سید محمد تقی موحد ابطحی
کانال ایتایی بانوی اول:
https://eitaa.com/TheFirstLady

بخش سوم پیشگفتار کتاب بانوی اول

ضرورت نگارش کتابی جدید در ارتباط با حضرت خدیجه (س)

با مروری بر کتب منتشر‌شده در پایگاه کتابخانة ملی جمهوری اسلامی ایران [[i]] می‌‌توان گفت که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی کتاب‌‌ مستقلی دربارة حضرت خدیجه نگاشته نشده است. پس از انقلاب نیز علی‌‌رغم تأکید‌‌های امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری و دیگر مراجع، علما و مصلحان اجتماعی نسبت به جایگاه شایستة زن در عرصة اجتماع، انتظار می‌‌رفت که توجه به حضرت خدیجه (س) در عرصة کتاب افزایش یابد. با وجود این، طبق برآورد اولیه از پایگاه کتابخانة ملی، اولین کتاب فارسی با عنوان مستقل حضرت خدیجه در سال 1373 در 28 صفحه منتشر شده است. تا پایان سال 1379 تعداد کتاب‌‌های فارسی منتشرشده دربارة حضرت خدیجه به 5 ‌می‌‌رسد. اما از سال 1380-1389 بیش از 30 کتاب و از سال 1390-1399 بیش از 80 کتاب دربارة حضرت خدیجه تألیف یا بازنشر شده است و این به‌خوبی نشان می‌‌دهد که توجه به شخصیت حضرت خدیجه دهه به دهه در حال افزایش است. در سال‌‌های اخیر همچنین همایش‌‌‌‌های علمی متعددی در ارتباط با شخصیت حضرت خدیجه در شهرهای مختلف، مانند تهران، قم، بندرعباس و بجنورد برگزار، و مقالات علمی بسیاری در آن ارائه شد که برخی از این مقالات در قالب مجموعه مقالات همایش منتشر گردیده است [[ii]].

با وجود این، می‌‌توان گفت این آثار چندان نتوانسته شخصیت حضرت خدیجه را به مثابة الگوی زن مسلمان، متعهد و فعال در عرصة اجتماعی و اقتصادی، برای طیف گسترده‌‌ای از افراد جامعه به نمایش گذارد و برای معرفی بهتر حضرت خدیجه به جامعه باید از ابزارهای کارآمدتری همچون زبان هنر بهره جست. در این میان به نظر می‌‌رسد اگر با رعایت ملاحظات فرهنگی و دینی، از تمامی ظرفیت‌‌های هنر هفتم (سینما) برای معرفی حضرت خدیجه (س) بهره گرفته شود، شاهد بالاترین سطح تأثیرگذاری در میان تودة مردم خواهیم بود و امید است در سال‌‌های آینده شاهد ساخت سریالی در ارتباط با زندگی حضرت خدیجه باشیم. اما تا آن زمان شایسته است از دیگر هنرها، از جمله موسیقی، نقاشی و نویسندگی برای معرفی بهتر حضرت خدیجه بهره گرفته شود.

در میان حدود 150 کتابی که به زبان فارسی دربارة حضرت خدیجه نوشته یا ترجمه شده است، تعداد انگشت‌شماری از آن‌ها سعی داشته‌‌اند به قلمی روان و در قالبی داستانی زندگی حضرت خدیجه را برای عموم خوانندگان به تصویر کشند. اما نگاهی به نوبت چاپ و مجموع شمارگان این کتاب‌‌ها نشان می‌‌دهد، قلم، سبک و محتوای این کتاب‌‌ها نتوانسته خواسته‌‌های مخاطبان را برآورده سازد. از سوی دیگر وقتی مشاهده می‌‌کنیم کتابی مانند کشتی پهلو گرفته، اثر استاد سید مهدی شجاعی، از سال 1368 تاکنون توسط چندین ناشر، و در مجموع بیش از پنجاه [[iii]] بار منتشر شده و مجموع شمارگان آن تاکنون به هفت‌‌صد هزار نسخه رسیده است [[iv]] درمی‌‌یابیم که جامعة اسلامی، شیعی و متعهد و فرهنگی ایران علاقه‌مند آشنایی با چهره‌‌های برجستة دین، مذهب و فرهنگ خود است. باز هم امیدوارم که استاد شجاعی و دیگر نویسندگان زبردست، هنرمند و متعهد کشورمان برای ادای سهم کوچکی از وظیفة خود نسبت به مادرشان حضرت خدیجه (س) به این عرصه ورود پیدا کنند.

نویسندة این سطور نیز پس از چندین سال مطالعة غیرمتمرکز و یک‌سال تحقیق متمرکز دربارة زندگانی حضرت خدیجه، درصدد برآمد تا هر چند با تأخیر بسیار، گامی بسیار کوچک و در حد توان اندک خود، در راه ادای دین به مادرش حضرت خدیجه بردارد. باید اعتراف کنم که قدم برداشتن در چنین عرصه‌‌ای بسیار دشوار بود؛ زیرا از یک‌سو تاریخ در بسیاری از موارد ساکت بود، و در مواردی گزارش‌های تاریخی در تعارض با هم قرار داشتند. از سوی دیگر انتظار مخاطبان از روان بودن متن از پیش چشم دور نمی‌شد و از همه مهم‌‌تر عظمت شخصیت حضرت خدیجه بود که نوشتن دربارة ایشان برای همچو منی دشوار می‌‌کرد.


[i] http://www.nlai.ir.

[ii] علمی‌‌ترین همایش برگزارشده در ارتباط با زندگانی و شخصیت حضرت خدیجه (س)، همایش صدف کوثر بود که در سال 1395 در قم برگزار شد و مجموعه مقالات آن در قالب سه جلد منتشر گردید.

[iii]بر اساس آنچه در پایگاه کتابخانه ملی آمده است این کتاب در سال ۱۳۹۶ برای پنجاهمین بار منتشر شده است.

http://opac.nlai.ir.

[iv] مجموع شمارگان این کتاب در سال 1394 بیش از 600 هزار نسخه اعلام شده است.

http://neyestanbook.com.


کتاب بانوی اول، روایتی تاریخی داستانی از زندگانی ام المومنین، حضرت خدیجه(س)
اثر سید محمد تقی موحد ابطحی
کانال ایتایی بانوی اول:
https://eitaa.com/TheFirstLady

بخش دوم پیشگفتار کتاب بانوی اول

دلیل ناشناخته ماندن حضرت خدیجه (س)

با توجه به موقعیت ممتاز حضرت خدیجه (س) در میان شیعیان و اهل سنت، این پرسش قابل طرح است که چرا شخصیت ایشان چنان‌که شایسته و بایسته بوده و هست برای جامعه و به‌خصوص برای زنان مؤمن و علاقه‌مند به فعالیت در عرصه‌‌های اجتماعی و اقتصادی ناشناخته مانده است؟ در یک بررسی اولیه عوامل متعددی را در این زمینه ‌می‌‌‌توان مطرح کرد:

تا قبل از بعثت پیامبر (ص) حضرت خدیجه (س) به عنوان یک زن پاکدامن، ثروتمند، سخاوتمند، خیّر، اندیشمند، نیک‌‌اندیش، راستگو و درستکار شناخته می‌‌شدند، اما جاهلیتِ حاکم بر فضای شبه جزیرة عربستان که نگاه انسانی به دختران و زنان نداشت، مانع از آن شده بود که حتی زنانی مانند خدیجه (س) به‌خوبی معرفی شوند. پس از بعثت، نه‌تنها شخصیت حضرت خدیجه (س) تحت‌الشعاع رسالت پیامبر (ص) قرار گرفت، بلکه عوامل متعددی موجب شد که تلاش‌‌ها و از خودگذشتگی‌‌های حضرت خدیجه (س) در راه گسترش اسلام چندان دیده و بازگو نشود و در خاطره‌‌ها ثبت و ضبط نگردد، عواملی چون: جمعیت اندک مسلمانان در سه سال آغاز اسلام، سخت‌‌گیری‌‌های مشرکان مکه نسبت به ارتباط تازة مسلمان‌‌ها با هم پس از دعوت علنی اسلام، هجرت بیش از هشتاد نفر از مسلمانان به حبشه در سال پنجم بعثت و کاهش شدید جمعیت مسلمانان مکه، سه سال محاصرة شدید اجتماعی و اقتصادی در شعب ابوطالب و در نهایت، رحلت شهادت‌گونة حضرت خدیجه (س) در سال دهم بعثت. از سوی دیگر این فرضیه را نیز می‌‌توان مطرح کرد که رویکرد مردسالارانة برخی مورخان و برتری‌جویی‌‌های مذکرانة برخی فلاسفه و صاحبان فتوا باعث شده تا از زندگی زنان ممتاز و برجسته در طول تاریخ، و از جمله زنان بافضیلت پیامبر (ص) مانند حضرت خدیجه یا ام‌‌سلمه که به تعبیر امام صادق (ع) پس از خدیجه (س)، بافضیلت‌‌ترین زن پیامبر (ص) بوده است [[i]]، اطلاعات چندانی در تاریخ یافت نشود [[ii]].

در میان زنان پیامبر به نظر می‌‌رسد تنها استثنا عایشه است که کتاب‌‌های بسیاری در جهان اسلام دربارة او نوشته شده و از این جهت باید درصدد تبیین استثنا بودن شهرت عایشه برآمد. در تحلیلی اولیه شاید بتوان دلیل شهرت عایشه را در میان اهل سنت چنین تبیین کرد: عایشه در روزهای آخر عمر پیامبر (ص) تلاش‌هایی برای زمینه‌سازی خلافت پدرش انجام داد. او همچنین با نقل مطالبی در فضیلت ابوبکر و عمر، به تثیبت خلافت آن دو یاری رساند [[iii]] و سپس با صدور فتواهایی، نقش فراوانی در پیشبرد سیاست‌های این دو خلیفه ایفا کرد [[iv]]. دو خلیفة نخست نیز مستمری او را نسبت به سایر همسران پیامبر (ص) افزایش دادند [[v]]. برای مثال عمر که معتقد بود عایشه محبوب‌ترین همسر پیامبر بوده، دو هزار درهم بیشتر از دیگر زنان پیامبر برای او مقرری تعیین کرد [[vi]]. عایشه در زمان عثمان نقش سیاسی بارزتری در جامعة اسلامی برعهده گرفت [[vii]]. در سال‌های نخست خلافت عثمان، عایشه به بیان مطالبی در فضیلت عثمان می‌پرداخت [[viii]]. اما در نیمة دوم خلافت، روابط این دو به تیرگی گرایید [[ix]]. سکوت عثمان در برابر فساد ولید بن عقبه (برادر ناتنی عثمان و والی کوفه) و ظلم‌هایی که در حق عبد الله بن مسعود، عمّار، ابوذر، جندب و سایر اصحاب پیامبر روا داشت و همچنین اشرافیت و قبیله‌‌گرایی عثمان زمینه را برای مخالفت عایشه با او فراهم آورد [[x]] و در مقابل عثمان نیز از مقرری عایشه کاست و آن را برابر دیگر زنان پیامبر (ص) قرار داد [[xi]]. در ادامه عایشه به انتقاد شدید از عثمان در مسجد پیامبر (ص) پرداخت [[xii]] و عثمان نیز در پاسخ، او را به همسران نوح و لوط شبیه خواند که به شوهرانشان خیانت کردند و وارد جهنم شدند. این بیان عثمان با واکنش شدید عایشه همراه شد و به مردم گفت: «اُقْتُلوا نَعْثَلاً [[xiii]] فَقَدْ کفَر؛ او را بکشید که کافر شده است» [[xiv]] و بدین‌‌ سان عایشه در تحریک مردم برای قتل عثمان ایفای نقش نمود. ماه‌‌های بعد که عایشه برای حج عمره به مکه رفته بود، مطلع گردید که عثمان به قتل رسیده است [[xv]]. عایشه به سرعن به سمت مدینه راه افتاد تا در انتخاب جانشین عثمان باز هم نقشی داشته باشد، اما همین که خبر خلافت علی (ع) را به او رساندند، با ناراحتی به مکه بازگشت [[xvi]] که این امر نشان از سابقة مخالفت عایشه با حضرت علی (ع) دارد [[xvii]]. پس از آنکه طلحه و زبیر به مکه رسیدند، عایشه با نیروهایی از قبایل عرب، به سوی بصره به راه افتاد و ادعای خون‌خواهی عثمان را مطرح کرد [[xviii]] و پس از تصرف بصره در برابر نیروهای امام علی (ع) صف‌آرایی نمود [[xix]]. جالب توجه است که وقتی عایشه به ‌ام‌‌سلمه (همسر پیامبر) پیشنهاد همراهی در خونخواهی عثمان را داد، ام‌‌سلمه در پاسخ، به رفتار دوگانة او در کافر خواندن عثمان از یک سو و سپس شهادت‌ دادن به مرگ مظلومانة او اعتراض کرد [[xx]].

در مجموع می‌‌توان گفت کتب تاریخی آن دسته از فضایلی را که شیعه و سنی برای حضرت خدیجه (س) برشمرده‌‌اند، دربارة عایشه نقل نکرده‌‌اند و بر این اساس شاید بتوان گفت عایشه تنها به دلیل فعالیت‌‌های سیاسی پس از رحلت پیامبر که از سر ناآگاهی و تأثیرپذیری از کسانی همچون مروان بن حکم (داماد عثمان که رفتارهای او یکی از عوامل خشم مسلمانان از عثمان بود) و ... در میان اهل سنت اهمیت یافته است. اما همان ‌‌طور که پیش از این هم بیان شد، بسیاری از علما و بزرگان اهل سنت، به برتری حضرت خدیجه (س) نسبت به تمامی زنان پیامبر اعتراف دارند. همچنین باید اعتراف کرد که با توجه به آنچه از پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت ایشان (ع) در ارتباط با عظمت حضرت خدیجه (س) به دست ما رسیده، می‌‌توان دریافت که شخصیت ایشان بسیار والاتر از آن است که در کتب تاریخی منعکس شده و شایسته است برای معرفی ابعاد مختلف شخصیت ایشان ‌تلاش‌‌‌های تحقیقی و تبلیغی بیشتری انجام گیرد.


[i] صدوق(شیخ)، ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، ج ۲، ص ۴۱۹. همچنین نقل شده است که ام سلمه دارای فضایل و کمالاتی بود که مورد حسادت عایشه و مایة اندوه او می‌شد (ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۰۹)

[ii] مقام معظم رهبری در جمع برگزارکننده‌های همایش صدف کوثر می‌‌فرمایند: «از دیگر همسران پیغمبر هم که به نظر بنده مظلوم واقع شده‌اند، جناب ام سلمه می‌باشد. ایشان هم خیلی مقام بالایی دارد که هم در زمان پیغمبر این را می‌‌شود فهمید و هم بعد از پیغمبر. حالا اگر کسانی همت کنند نسبت به جناب ام‌‌سلمه هم که امتیازاتی دارد ــ غیر از امتیاز زن پیغمبر بودن ــ تحقیق کنند، خیلی خوب است.»

[iii] واردی، سید تقی، نقش همسران رسول‌ خدا در حکومت امیر مؤمنان، ص۱۱۴.

[iv] تقی‌زاده داوری، محمود، تصویر خانواده پیامبر در دائرةالمعارف اسلام، ص ۱۱۵.

[v] ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج ۸، ص ۵۳.

[vi] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیره النبویه، ج ۲، ص ۶۷.

[vii] تقی‌زاده داوری، محمود تصویر خانواده پیامبر در دائره‌‌المعارف اسلام، ص ۱۱۷.

[viii] مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج ۷، ص ۱۱۷.

[ix] عسکری، سید مرتضی، نقش عایشه در تاریخ اسلام، ج ۱، ص ۱۵۰.

[x] تقی‌زاده داوری، محمود، تصویر خانواده پیامبر در دائرةالمعارف اسلام، ص ۱۲۰.

[xi] یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۱۷۵.

[xii] ابن اعثم کوفی، محمد بن علی، تاریخ الفتوح، ج ۲، ص ۴۲۱.

[xiii] نعثل نام مردی یهودی بود که ریش بلندی داشت و در اینجا عایشه عثمان را به جهت داشتن ریش بلند نعثل می‌‌نامد (ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج ۲، ص ۶۲).

[xiv] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج ۴، ص ۴۵۹

[xv] همان، ص ۴۴۸.

[xvi]همان، ص ۴۵۹.

[xvii] واردی، سید تقی، نقش همسران رسول خدا در حکومت امیر مؤمنان، ص ۱۰۳؛ مفید(شیخ)، محمد بن محمد، الجمل والنصره، ص ۴۲۶.

[xviii] ابن قتیبه دینوری، ابومحمد عبدالله بن مسلم، الامامه و السیاسه، ج ۱، ص ۷۱-۷۲.

[xix] یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۱۸۰-۱۸۱.

[xx] ابن اعثم کوفی، محمد بن علی، تاریخ الفتوح، ۱۴۱۱ ق، ج ۲، ص ۴۵۴.



کتاب بانوی اول، روایتی تاریخی داستانی از زندگانی ام المومنین، حضرت خدیجه(س)
اثر سید محمد تقی موحد ابطحی
کانال ایتایی بانوی اول:
https://eitaa.com/TheFirstLady

بخش اول پیشگفتار کتاب بانوی اول

خدیجه خدیجه است

مطابق آنچه در آیة ششم سورة احزاب آمده، خداوند متعال همسران پیامبر را مادر مؤمنان معرفی کرده است: «النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ». بر این اساس بر تمامی مؤمنان لازم بوده و هست که برخی از احکام و وظایف فقهی و اخلاقی را که فرزند در مقابل مادر خود دارد، در ارتباط با همسران پیامبر رعایت کنند [[i]]. و این ویژگی مشترک تمامی همسران پیامبر است. اما این جایگاه و ویژگی زنان پیامبر نسبت به دیگر زنان، نه صرفاً به سبب همسری پیامبر، بلکه به دلیل ایمان و رعایت تقوا و پرهیزگاری است؛ چنانچه در آیة سی‌ودوم همین سوره آمده: «يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ ...» و این شرافت تا هنگامی برای این زنان باقی است که در اطاعت و تسلیم امر پروردگار باشند و به گناه آلوده نشوند [[ii]]. اما همان طور که در هر یک از عرصه‌های حیات برخی بر دیگران برتری دارند [[iii]]، در میان همسران پیامبر نیز می‌‌توان گفت برخی بر دیگران برتری دارند، برتری‌‌هایی که تنها ناشی از تفاوت در ویژگی‌‌های اعتقادی، عاطفی و رفتاری آن‌هاست.

برای مثال حضرت خدیجه پیش از ازدواج با حضرت محمد (ص) از حنفاء مکه بودند و از شدت پاکدامنی به «طاهره» شهرت داشتند. در رسیدگی به فقرا و ایتام چنان کوشا بودند که به «ام‌‌الایتام» و «ام‌‌الصعالیک» (مادر بینوایان) ملقب گردیدند. در صداقت چنان شهرة خاص و عام بودند که به «صدیقه» معروف گردیدند و چنان اهل خیر و برکت رساندن به دیگران بودند که به ایشان «مبارکه» می‌‌گفتند. حضرت خدیجه چنان موقعیت اجتماعی و اقتصادی ممتازی در مکه داشتند که به «سرور زنان قریش» لقب یافته، و تمامی اشراف و بزرگان مکه خواستار ازدواج با ایشان بودند. اما حضرت خدیجه به دلیل اعتقادات دینی، آگاهی‌‌های اجتماعی و شناختی که از باورها، حالات و رفتارهای خواستگاران خود داشتند، به تمامی آن‌ها پاسخ منفی داده و از روی شناخت و آگاهی کامل، که حاصل زیر نظر گرفتن چندین ساله حضرت محمد بود، ایشان را به همسری خود انتخاب کردند. به گفتة پیامبر در تفسیر آیه «وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا» [[iv]] حضرت خدیجه و دخترشان حضرت فاطمه (س)، به همراه حضرت علی (ع) و یازده امام دیگر، همگی مایة روشنی چشم پیامبر و پیشوا و حجت بر خلق بودند [[v]]. علی‌‌رغم اینکه داشتن چند همسر برای اعراب مکه امری رایج و عادی قلمداد می‌‌شد، اما پیامبر اسلام در طول بیست‌وپنج سال زندگی مشترک با حضرت خدیجه(س)، هیچ همسر دیگری اختیار نکردند که این نشان از کفویت کامل پیامبر و حضرت خدیجه دارد.

به واسطة شناختی که حضرت خدیجه(س) از حضرت محمد(ص) داشتند، بلافاصله پس از ازدواج، تمام ثروت خود را در اختیار ایشان قرار دادند تا از آن در راه خدا و آزادی و رفاه بندگان خدا استفاده شود. ابن‌‌ عباس که در تفسیر قرآن شاگرد پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) بوده در تفسیر آیه «وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنی» [[vi]] می‌‌گوید خداوند به واسطة حضرت خدیجه (س)، پیامبر اسلام (ص) را به لحاظ اقتصادی در مکه غنی کرد [[vii]] و در حقیقت باید گفت دست خدا از آستین حضرت خدیجه (س) درآمده و پیامبر (ص) را ثروتمند و بی‌‌نیاز ساخته است. با بعثت پیامبر اکرم(ص)، حضرت خدیجه (س) پیش از دیگران ایمان آورند. ایشان اولین مسلمان و اولین کسی بودند که با پیامبر (ص) به نماز ایستادند. حضرت خدیجه (س) مادر فاطمه زهرا (س) سیده نساء العالمین و دوازده امام هستند[[viii]]. از آغاز بعثت تا زمان رحلت شهادت‌‌گونة حضرت خدیجه، به‌خصوص در سه سال محاصرة مسلمانان در شعب ‌‌ابوطالب، ایشان تقریباً تمامی دارایی خود را در راه بقا و گسترش اسلام هزینه کردند [[ix]] و مصداق کامل کسانی شدند که خداوند دربارة آن‌‌ها می‌‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ» [[x]].

به جز سوده (دختر زمعه بن قیس) که دو سال و چند ماه پس از درگذشت حضرت خدیجه (س)، یعنی چند ماه قبل از هجرت به ازدواج ایشان درآمد [[xi]]، دیگر همسران پیامبر در مدینه، و در زمانی که مسلمان‌‌ها اکثریت جمعیت مدینه را تشکیل می‌‌دادند، با پیامبر اسلام (ص) ازدواج کردند [[xii]] و در نتیجه هیچ کدام از آن‌ها با سختی‌‌هایی که در راه گسترش اسلام متوجه حضرت خدیجه (س) شد، مواجه نگشتند. این ویژگی‌‌ها گواهی است بر اینکه تنها حضرت خدیجه (س) در ویژگی‌‌های عقیدتی، حالات رفتاری و سلوک رفتاری کفو، همتا و همانند پیامبر بودند و این امر دلالت بر فضیلت حضرت خدیجه (س) نسبت به دیگر همسران پیامبر اکرم (ص) دارد. با توجه به این ویژگی‌‌های ممتاز، به‌خوبی این بیان مقام معظم رهبری معنادار می‌‌شود که «همسری پیامبر (ص) ارزشی مضاعف برای حضرت خدیجه (س) است» [[xiii]].

علمای شیعه و بسیاری از دانشمندان اهل سنت نیز بر فضیلت حضرت خدیجه (س) نسبت به دیگر همسران پیامبر تأکید‌‌ دارند. برای مثال ابن حجر عسقلانی (773-852 ه. ق)، به عنوان یکی از بزرگان علمای اهل سنت به استناد چندین روایت، از جمله اینکه «خداوند، حضرت خدیجه (س) را بر زنان امت اسلام برتری داد» [[xiv]] یا «برترین زنان بهشت، خدیجه و فاطمه و مریم و آسیه هستند» [[xv]]، بر این عقیده است که این نصوص در برتری حضرت خدیجه (س) صریح است و احتمال هیچ گونه تأویلی در آن‌ها نیست. [[xvi]] همچنین نقل شده است که روزی هاله (خواهر حضرت خديجه) از پيامبر اسلام (ص) اجازه خواست تا نزد ایشان بیاید. پيامبر (ص) از شنیدن اين خبر خوشحال شدند و فرمودند: «بار خدايا! خواهر خديجه آمده است!» عایشه از خوشحالی پیامبر ناراحت شد و به ایشان گفت: «برای چه هنوز از پيرزنی كه موهايش سفيد بود ياد می‌‏كنید، در حالی‌كه او از دنيا رفته و خداوند بهتر از آن را به شما داده است؟!» و پیامبر در پاسخ او فرمودند: «خداوند هرگز بهتر از او را به من نداده است» [[xvii]] در روایتی دیگر عایشه می‌‌گوید: «بر هیچ یک از زنان رسول الله (ص) به اندازة خدیجه حسادت نکردم؛ پيامبر اکرم (ص) بسیار از او یاد می‌کرد. روزی به ایشان ‌گفتم: چه قدر نام خديجه را می‌‏برید؟ گويی در روی زمين غير از او، زن ديگری وجود ندارد و پيامبر (ص) گفتة مرا تأیید کردند». [[xviii]]

در اینجا مناسب می‌‌بینم با الهام از بخش پایانی کتاب فاطمه فاطمه است [[xix]] این چنین بنویسم: «خواستم بگویم خدیجه(س) همسر پیامبر(ص)، مادر فاطمه(س) و دوازده امام(ع) است، اما می‌‌بینم که خدیجه(س)، همة این‌ها هست و این ‌همه خدیجه نیست. پس ناگزیرم بگویم که خدیجه خدیجه است.» آری! فضیلت حضرت خدیجه(س) تنها در نسبت با او با پیامبر اسلام (ص) و فاطمه زهرا (س) و دوازده امام (ع) خلاصه نمی‌‌شود، خدیجه را باید ام­‌‌الفضایل نامید و ویژگی‌‌های خاص، شخصی و مستقل ایشان را هم دید و بازگو کرد.


[i] البته باید در نظر داشت که این عنوان همه بار حقوقی عنوان مادری را ندارد و به این معنا نیست که فرزندان آنان، برادر یا خواهر مسلمانان و یا برادران و خواهران آنان، دایی یا خالة مسلمانان هستند (رک: طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۸، ص۵۳۰، بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، ج۷، ص۶۹). دلالت فقهی این عنوان حرمت ازدواج با همسران پیامبر، حتی پس از طلاق آن‌ها بوده است که امروزه موضوعیتی ندارد و نتیجة اخلاقی این عنوان احترام به همسران پیامبر است.

[ii] صدوق(شیخ)، ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ص۴۵۹؛ طبری، محمد بن جریر، دلائل الامامه، ص ۲۷۶.

[iii] آیات بسیاری دلالت بر چنین برتری‌‌‌هایی دارد. برای نمونه:

وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ (سورة انعام؛ آیة 165)

وَاللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِي الرِّزْقِ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُوا بِرَادِّي رِزْقِهِمْ عَلَىٰ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَاءٌ أَفَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ (سوره نمل؛ آیه 71).

[iv] سورة فرقان، آیة 74.

[v] جمعی از نویسندگان، تفسیر اهل بیت (ع) ج۱۰، ص۵۰۲؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۳۵؛ استرآبادی، سید شرف الدین علی، تأویل الآیات الظاهرهْ، ص۳۸۱؛ کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، ص۲۹۴؛ حسکانی، عبدالله بن عبدالله، شواهدالتنزیل، ج۱، ص۵۳۹؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج۲، ص۱۱۷.

[vi] سورة ضحی، آیة 8

[vii] جمعی از نویسندگان، تفسیر اهل بیت (ع) ج ۱۸، ص ۱۸۲؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ۱۶، ص ۱۴۱؛ صدوق(شیخ)، ابن بابویه، محمد بن علی، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۳۰.

[viii] حضرت خدیجه به واسطة حضرت فاطمه مادر یازده امام هستند و از جهت ام المؤمنین بودن و همچنین به این دلیل که حضرت علی از کودکی در منزل ایشان بزرگ شده و تربیت گشته‌‌اند، مادر حضرت علی (ع) هم هستند (برگرفته از فرمایش‌های آیت الله جوادی آملی در همایش صدف کوثر).

[ix]طبق برخی منابع تاریخی ثروت حضرت خدیجه پس از محاصره شعب ابوطالب به پایان رسید، طبق برخی دیگر از اقوال پیامبر در هجرت مسلمانان و سپس مهاجرت خود به مدینه باز هم از اموال خدیجه هزینه کردند.

[x] سورة حجرات، آیة 15.

[xi] و تزوج رسول الله (ص) بعد خدیجه، ‌سوده بنت زمعه بن قیس، من بنی عامر بن لوی، قبل الهجره باشهر» (بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج1، ص181)

[xii] دربارة عایشه نقل شده است که قبل از هجرت به عقد پیامبر درآمد و در مدینه به خانه پیامبر رفت.

[xiii] از بیانات مقام معظم رهبری در جمع برگزارکنندگان همایش صدف کوثر.

[xiv] از عمار نقل شده است که رسول الله (ص) فرمودند: «لَقَدْ فُضِّلَتْ خَدِيجَةُ عَلَى نِسَاءِ أُمَّتِي كَمَا فُضِّلَتْ مَرْيَمُ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ» (هیثمی، علی بن ابوبکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج 9، ص 223؛ البزاز، ابوبکر احمد بن عمرو مسند البزار، ج 4، ص 255).

[xv] «أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ، وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ (ص) و َمَرْيَمُ ابْنَةُ عِمْرَانَ، وَآسِيَةُ ابْنَةُ مُزَاحِمٍ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ.» (ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 409؛ ج 5، ص 77 و ص 113؛ ابویعلی، احمد بن علی، مسند أبويعلى موصلی، ج5، ص110؛ طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الكبير، ج11 ، ص 336؛ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرك على الصحيحين، ج 2، ص 539؛ ج 3، ص 174 و ص 204؛ هیثمی، علی بن ابوبکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج9، ص223)

[xvi] «وَهَذَا نَص صَرِيح لايحتمل التَّأْوِيلَ» (عسقلانی، ابن حجر احمد بن علی، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج 7، ص 135)

[xvii] «عن عايشه استاذنت هاله بنت خويلد اخت خديجه علي رسول ‌‏الله (ص) فعرف استئذان (هاله) فارتاح لذلك فقال اللهم هاله بنت خويلد فعرت و ما تذكر من عجوز من عجائز قريش حمراء الشدقين هلكت في الدهر فابدلك الله خيرا منها» (ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند، ج 42، ص 117؛ هیثمی، علی بن ابوبکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج 9، ص 224)

[xviii] «ما غرت على أحد من نساء النبي (ص) ما غرت على خديجه، و ما رأيتها و لكن كان النبي (ص) يكثر ذكرها، و ربما ذبح الشاة ثم يقطعها أعضاء ثم يبعثها في صداق خديجه، فربما قلت له: كأنه لم يكن في الدنيا امرأة إلا خديجه؟ فيقول: إنها كانت وكانت» (البخاري، محمد بن إسماعيل، صحیح البخاری، ج 5، ص 38)

[xix] اثر دکتر علی شریعتی.



کتاب بانوی اول، روایتی تاریخی داستانی از زندگانی ام المومنین، حضرت خدیجه(س)
اثر سید محمد تقی موحد ابطحی
کانال ایتایی بانوی اول:
https://eitaa.com/TheFirstLady

مقدمه استاد دکتر رسول جعفریان در ارتباط با کتاب بانوی اول

معمولا وقتی از «تاریخ» بحث می شود، صورت خاصی از آن که گزارش وقایع است به ذهن می آید. در زمینه تاریخ زندگی پیامبر (ص) یا آنچه اصطلاحا «سیره» نامیده می شود، کتاب ابن اسحاق با عنوان سیرة النبی، که اندکی بعد با ویرایش ابن هشام شهرت یافت، معروف ترین وقایع نامه در حوزه سیره نبوی است. البته تحلیل های اندکی در آن هست، و به علاوه، برخی از گزارش ها هم محل تأمل است. این روشی است که بعدها مسلمانان در گزارش وقایع دیگر دنبال کردند، اما این فقط یک شکل و البته شکل اصلی تاریخ نگاری اسلامی بود که می شود با عنوان وقایع نگاری از آن یاد کرد. نوعی وقایع نگاری که هدفش، واقع نمایی و پرده برداری از رخدادها و اتفاقات است. البته دانش جدید تاریخ به ما می گوید که هیچ گاه، وقایع نگاری، هر مقدار هم خالص باشد، خالی از تحلیل و نگاه و نگرش و زاویه ی دید نیست. نفس همان گزینش به معنای انتخاب نوعی نگاه است. به علاوه که وقتی یک «مسلمان» تاریخ پیامبر خودش را می نویسد، دست به نوعی انتخاب و تحلیل زده است. با این حال، و به رغم همه این مسائل، وقایع نگاری برای مسلمانان اهمیت زیادی یافت و در این باره عمر صرف کردند و آثار بسیار بزرگی خلق کردند؛ آثاری که بر اساس آنها و با رعایت موازین علمی، می توان چهره صدر اسلام را نشان داد.

در ادوار بعدی، و البته از همان اوائل، بسیاری از عالمان و فرهیختگان و نیز کسانی که امور تربیتی جامعه را از طریق منبر و خطابه و تدریس و تالیف در دست داشتند، از این وقایع نامه ها، برای تربیت دینی مسلمانان استفاده کرده و لازم بود تا قالب های متفاوتی از وقایع نگاری را برای گزارش به سبک خود انتخاب کنند. استفاده از قدرت ادبی و هنری با همه محدودیت هایی که در دنیای اسلام داشت، توانست قالب ها و ژانرهای تازه ای را تعریف کند.

انتخاب قالب داستانی که آن هم صورت های مختلفی دارد، یکی از قالب هایی است که از قدیم رایج بوده و برای مخاطبانی از طیف هایی که شمارشان هم از قضا بسیار فراوان بوده، و اینان بیشتر عامه مردم بودند، سخت کاربرد داشته است. این که بتوان وقایع تاریخی را در یک قالب داستانی بیان کرد، الزاماتی را از لحاظ فنی و هنری و علمی می طلبد که جای بیان تفصیلی آن در اینجا نیست. از این سبک، هم باید استفاده کرد، و هم سخت باید مراقب بود. روشن است که سبک داستانی، نیاز به ارائه جزئیاتی دارد که تاریخ آنها را برای ما گزارش نکرده، اما نویسنده می تواند با ذوق خود، نوعی فضا سازی مناسب برای این کار داشته باشد. بسیار روشن است که در آثاری از این دست، مهم جنبه های تربیتی آن از یک طرف، و پرهیز از افراط در استفاده از تخیل است، اما در حد معقول، استفاده از تخیل در این سبک، امری عادی و کار هنر است. این مخاطب است که باید توجه داشته باشد که با چه نوع متنی سروکار دارد. بسیار روشن است که جامعه، نیازمند این سبک است اما مهم رعایت موازین ادبی و هنری از یک سو، تحقیق در مسائل تاریخی تا حد ممکن از سوی دیگر و نیز حفظ شان و رحمت شخصیت های مقبول و بزرگ تاریخ دینی ماست.

اکنون با نمونه ای از این دست کارها سروکار داریم که با محوریت داستان زدگی حضرت خدیجه کبری، سلام الله علیها، چیزی بین تاریخ و حکایت و شاید در تعبیر امروزین، نوعی روایت است. بدست آمدن این متن، تنها با مطالعه ای گسترده در وقایع نامه های صدر اسلام و نیز زندگینامه ها مقدور بوده و در خلق این قبیل آثار، هر مقدار که آن مطالعات عمیق تر باشد، می توان انتظار اثر بهتری را داشت. طبیعی است که توانایی های ادبی و هنری نویسنده، در ریختن آن رویدادها در یک قالب روایی و داستانی، نقش بسیار مهمی دارد.

متن کتاب بانوی اول حکایت از آن دارد که نویسنده تمام کوشش خود را برای ایجاد ارتباط میان خود و این روایت برقرار کرده و به علاوه با عشق و دلدادگی آن را نوشته است. از امتیازات این نوشته آن است که به رغم آن که اثری روایی و داستانی است، منبع بسیاری از رویدادها را نیز از منابع کهن در پایان آورده و این می تواند برای مخاطبی که دوست دارد مستندات برخی از وقایع را هم بداند، سودمند است. امیدوارم نویسنده در همه بخش های این دقت را بکار گرفته باشد. طبعا مخاطبان هستند که پس از انتشار با استقبال خود، می توانند اعتمادشان را به یک اثر داستانی در حوزه دینی و بر محور بانوی اول اسلام نشان دهند. برای نویسنده و ناشر آرزوی توفیق روزافزون دارم.


کتاب بانوی اول، روایتی تاریخی داستانی از زندگانی ام المومنین، حضرت خدیجه(س)
اثر سید محمد تقی موحد ابطحی
کانال ایتایی بانوی اول:
https://eitaa.com/TheFirstLady

مقدمه خانم دکتر ابتکار به کتاب بانوی اول

ساختن تصویر ذهنی درست، از زندگی زنان بزرگ تاریخ، به خصوص بانوان ممتاز در ادیان الهی، و بازگو کردن ‌اندیشه‌ها، انتخاب‌ها و سبک زندگی آن­ها برای مردم، و به خصوص جوانان امروز کار آسانی نیست.

البته خداوند متعال برای تحقق این مهم، زندگی پیامبران، خانواده­های آن­ها و شخصیت‌های جذاب و نورانی، و حتی شخصیت‌های منفی را به صورتی روشن، روان و دلنشین، در قالب قصص قرآنی روایت ‌کرده است. این روش به قدری تأثیرگذار بوده، که گاه جزئیاتی از زندگی این شخصیت­ها که در قرآن بیان شده، در ذهن و ضمیر کودکان، نوجوانان و جوانان نقش بسته، و در طول زندگی و در فرایند تفکر، تصمیم­گیری و رفتار آن­ها ایفای نقش کرده است.

شخصیت‌های برجسته‌ و ممتاز ادیان الهی، الگوهای رفتاریِ تأثیرگذاری را در ابعاد مختلف زندگی برای بشریت به ارمغان آورده­اند. ‌این تأثیرگذاری در مورد شخصیت‌های قرآنی (مانند آسیه(س) و حضرت مریم(س)) و شخصیت‌های صدر اسلام (مانند حضرت خدیجه (س)، حضرت زهرا (س) و حضرت زینب(س)) فرا زمانی و فرامکانی تلقی ‌شده، به گونه­ای که ایشان الهام بخش انسان­های سایر ادوار و جوامع بوده­اند؛ انسان­های موفقی که توانسته­اند در شکل‌گیری شخصیت محکم و مستقلِ جوانان ادوار مختلف موثر باشند.

پرداختن به شخصیت بانوی اول اسلام در این کتاب، از این رو بوده که ایشان با اندیشه، انتخاب و رفتار ممتاز خود، جان­های شیفته را به سوی خویش خوانده و می­تواند چون الماسی بر پیشانی تاریخ بدرخشد. اما متأسفانه غباری که بر اثر کم لطفی­ها و کم التفاتی­ها بر این شخصیت ویژة تاریخ نشسته، مانع از انعکاس نورانیت این الماس درخشنده و بخشنده، و اثر گذاری شایسته و بایستة ایشان در میان جوامع شده است. دریغ که شخصیت و زندگی حضرت خدیجه(س) آن­گونه که باید در تاریخ بررسی نشده، و در کتاب‌ها و مقالات، بیشتر به موضوعاتی همچون سن حضرت خدیجه(س) و ازدواج­ها و فرزندان ایشان پرداخته­ شده و برای این پرسش مهم و تأثیرگذار پاسخ درخوری ارایه نگردیده که زندگیِ شخصیِ حضرت خدیجه(س)، پیش از ازدواج با حضرت محمد(ص) چگونه بوده است، که ایشان هم کفو حضرت محمد(ص) می­شوند، پیش از دیگران به اسلام می­گروند، و از مال و جان خود در راه گسترش اسلام می­گذرند؟

آنچه در این نگارش جدید از زندگی بانوی اول اسلام اهمیت دارد، زاویة نگاه متفاوت در بیان واقعیت‌های تاریخی، و فراهم کردن امکان درک همه جانبه از زندگی حضرت خدیجه(س) برای آیندگان است. در این کتاب تلاش شده، فاصلة ذهنی و روحی مخاطب با بانوی اول اسلام کم گردد و شخصیت آسمانی آن حضرت به گونه­ای معرفی شود که بتواند به عنوان یک الگوی رفتاریِ دست یافتنی، برای انسان زمینی امروز، قابل استفاده باشد. کتاب حاضر به استناد روایات­های تاریخی، جهات متعددی از زندگی و شخصیت خدیجه کبری(س) را ترسیم ‌می‌کند و با تنوع روایات از زندگی آن حضرت، سعی دارد تصویری جامع و چند بعدی از شخصیت ایشان ارائه دهد.

در این کتاب شخصیت حضرت خدیجه(س) به عنوان یک زن خودساخته، مستقل، فعال اقتصادی و اجتماعیِ موفق معرفی گردیده، که قبل از ازدواج با حضرت محمد(ص) و پیش از بعثت ایشان نیز، نمونة بارز مهربانی، انسانیت، مدیریت، مسئولیت­پذیری، توجه به ایتام و مساکین بوده­؛ شخصیتی که زنان و مردانِ مسلمان و غیرمسلمانِ عصر حاضر، که خواهان عزت و آزادگی هستند، به شدت به الگویی این­چنینی احساس نیاز می­کنند.

ایشان در مشی اقتصادی خود، الگوی تجارت حلال و پر برکت را با انجام محاسبات دقیق معاملات، سرمایه­گذاری­های هوشمندانه، رعایت امانت­داری، توجه به انصاف و گذشت، لحاظ مسئولیت اجتماعی و استفاده از روش‌های موثرِ جلب عنایت الهی در توسعة اقتصادی دنبال کرده، و از این طریق به یکی از موفق‌ترین تاجران زمان خود تبدیل شدند.

بی­شک، پرداختن به ابعاد شخصیتیِ بانوی اول اسلام، مورد توافق و احترام همة فرق اسلامی است و این امر می‌تواند به وحدت و همدلی امت اسلامی کمک کند. گسترش و تعمیق بررسی­های محققانه و هم­جانبة زندگی حضرت خدیجه(س)، پاسخ به جفایی است که تاریخ در حق زنان صدر اسلام و به خصوص بانوی اول اسلام روا داشته است؛ تفکر ناصوابی که ‌می‌خواهد از ایشان چهره­ای منزوی و گوشه­گیر در پرهیز و گریز از دنیا ترسیم کند؛ چرا که در دوران سرمایه­داری، الگوهایی چون خدیجه کبری(س) باید با انسان معاصر فاصله گرفته و دست نیافتنی به نظر رسند، تا اثرگذاری آن­ها ناممکن گردد.

از سوی دیگر امانت­داری در نقل تاریخ و انعکاس شخصیت‌های متعالی، مستقل و آزاده، به نحوی که برای نسل­ حاضر قابل درک و ارتباط باشد دشوار است. اما چرا نسل­های کنونی به نقل صادقِ تاریخ، دربارة شخصیتی چون حضرت خدیجه(س) نیاز دارند؟ آیا به واقع چنین شخصیت­هایی پیامی برای جهان معاصر دارند؟ و اگر دارند چگونه ‌می‌توان این پیام را به نسل امروزی منتقل، و حتی آن را به موضوعی برای گفتگو تبدیل کرد؟

اگر به این حقیقت برسیم که ویژگی اصلی بانوی اول اسلام، اندیشه، انتخاب و رفتار خوب، دقیق و در زمان مناسب در سراسر زندگی­شان بوده است، آیا نباید این مهم را، نه تنها به دختران و زنان امروز، بلکه به تمامی بشریت عصر حاضر منتقل کنیم؟ در این بین پرسش مهم این است که چگونه باید خدیجه کبری(س) را به عنوان زنی که در همة زندگی توانست از ذهنِ فعال، دانشِ معاصر، نیتِ پاک، مشیِ صادقانه و مردم داری، در اندیشه، انتخاب و عملش برخوردار باشد، تصویر کنیم؟

حضرت خدیجه(س) در انتخاب اندیشة نیک، در گزینش دوستان و همکاران، در عرصة فعالیت­های اجتماعی و اقتصادی و در گزینش همسر و ازدواج، سرآمد روزگار خود بود. وی در اوج سختی­ها و مصائب، در کمک­رسانی به همنوعان، منحصر به فرد بود. تا پایان زندگیِ دنیوی­اش بر سر عهد و پیمان خود با هدایت­گر زمانه­اش حضرت محمد(ص) استوار ماند. خدیجه(س) صادقانه و مخلصانه ثروتش را پشتوانة دین خدا و رسالت پیامبر(ص) قرار داد. او انتخاب کرد که در این مسیر، صبر و استقامت پیشه کند و تا پای جان در برابر ظلم و شرک بایستد و رضای خدا را با هیچ چیز جایگزین نکند.

او ظرفیتِ عظیمِ بالقوه­ای را که در روح و جانش داشت، به فعلیت درآورد و توانست از چنگ جهل، خرافات، فساد و حیله­های ظلمانی و جادوی سیاه، مسیری از رشد و تعالی با عقل و شعور و خردورزی فردی و خانوادگی و اجتماعی را با عزت و آزادگی رقم زند.

در تاریخ، عموماً اسطوره‌ها و قهرمانان، چه زن و چه مرد، ابعادی از وجودشان پر رنگ­تر بوده است: یکی در عرصة‌ علمی یا فرهنگی، و دیگری در زمینة انقلابی و مبارزاتی، و یکی دیگر در عرصة اجتماعی یا اقتصادی و .... جلوه کرده است. اما شخصیتی که در عصر جاهلیتِ زرسالارانه، زورمدارانه، برتری­جویانه، و در زمانة سلطة مردانه بتواند در همة عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تربیتی، مبارزاتی و خانوادگی، نشانة آزادگی و انتخاب، حق مداری، آینده نگری و بی­نیازی از غیر خدا باشد، بی­شک شخصیتی استثنایی خواهد بود. شخصیتی که بتواند منش خود را از طریق حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب(س) و ... در طول تاریخ بازتولید کند.

این کتاب البته مانند هر اثر تاریخی دیگری، با محدودیت­های منابع قابل اعتماد، و پراکندگی و ناهمخوانی اطلاعات تاریخی مواجه بوده و امید است نزدیک­ترین روایت به واقعیت­های زندگی این شخصیت بزرگ تاریخ باشد. بانویی که با درایت و انتخاب­های خوبِ خود، به مقامِ یاور و مشاورِ پیامبر خاتم(ص) رسید و همچنان که در قرآن کریم، مریم(س) و آسیه(س) نماد رحمت، و الگوی پاکیزگی و انسانیت معرفی شده­اند، حضرت خدیجه(س) نیز نمادی از زن توانمند، مستقل، فعال اجتماعی و فداکار است، که پایه­گذاری و گسترش دین رسوال الله(ص) را در شرایط ناممکن جزیره العرب ممکن ساخت.


کتاب بانوی اول، روایتی تاریخی داستانی از زندگانی ام المومنین، حضرت خدیجه(س)
اثر سید محمد تقی موحد ابطحی
کانال ایتایی بانوی اول:
https://eitaa.com/TheFirstLady

وجه تسمیه کتاب بانوی اول

نام این کتاب را بانوی اول گذاشتم، از آن جهت که حضرت خدیجه(س) قبل از ازدواج با پیامبر(ص) به لحاظ موقعیت اجتماعی، اقتصادی و اعتقادی بانوی اول مکه بودند. همچنین ایشان اولین همسر پیامبر(ص) بودند که بیست‌وپنج سال با ایشان زندگی کردند و در این مدت پیامبر(ص) هیچ همسر دیگری اختیار ننمودند. همچنین با توجه به روایات موجود که به برخی از آن‌ها در بند آغازین پیشگفتار اشاره شد، حضرت خدیجه(س) به لحاظ قدر و منزلت نیز اولین همسر پیامبر به حساب می‌‌آمدند. علاوه بر این، حضرت خدیجه اولین زنی بود که اسلام اختیار کرد و با پیامبر به نماز ایستاد و در راه گسترش اسلام در سال‌‌های سخت مکه بیش از هر زن دیگری نقش‌آفرینی کرد و به دلیل ثروتی که داشت، فرد اول در عرصة جهاد مالی در راه خدا محسوب می‌شود. بنابراین به‌حق ایشان را باید بانوی اول نامید.


کتاب بانوی اول، روایتی تاریخی داستانی از زندگانی ام المومنین، حضرت خدیجه(س)
اثر سید محمد تقی موحد ابطحی
کانال ایتایی بانوی اول:
https://eitaa.com/TheFirstLady

معرفی اجمالی فصول کتاب بانوی اول

کتاب «بانوی اول» در قالب پانزده فصل تدوین شده و هر فصل از زبان یکی از نزدیکان حضرت خدیجه(س)، مقطعی و ابعادی از زندگی و شخصیت آن حضرت را در قالب داستانی کوتاه روایت می ­کند.


در فصل آغازین، موقعیت تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و دینی مکه از زبان جبرئیل امین بیان می ­گردد تا ضمن اشاره به موقعیت ممتاز مکه، پیوستگی تاریخی نبرد دو جبهه حق و باطل از زمان حضرت آدم و حوا، تا حضرت ابراهیم و هاجر و اسماعیل تا حضرت محمد و خدیجه و علی و فاطمه و فرزندان آنها (علیهم السلام) نشان داده شود. وجه ارتباط جبرئیل با حضرت خدیجه آن است که جبرئیل چندین بار حامل پیام سلام خداوند برای حضرت خدیجه(س) بوده است.

در فصل دوم به اختصار خانواده حضرت خدیجه(س) از زبان یکی از خواهران ایشان معرفی می­ گردد.

در فصل سوم نشان داده می ­شود که آشنایی ­های شخصی و خانوادگی حضرت خدیجه(س) با حضرت محمد(ص) به پیش از ارتباط تجاری آنها با هم باز می ­گردد. این داستان از زبان یکی از فرزندخوانده ­های حضرت خدیجه(س) روایت می­شود.

فصل چهارم به همکاری تجاری حضرت خدیجه و حضرت محمد در سنین حدود بیست تا بیست و پنج سالگی اختصاص یافته است. این داستان از زبان یکی از دوستان حضرت محمد بیان می ­گردد که در روایتی از پیامبر آمده است «وقتی با دوستم از بازار برمی ­گشتیم، خدیجه با غذایی لذیذ به گرمی از ما پذیرایی می­ کرد.»

سفر تجاری پیامبر به شام، به عنوان وکیل و نماینده حضرت خدیجه(س) نقطه عطفی در زندگی آنهاست که به ازدواج پیامبر و حضرت خدیجه منتهی می­گردد. این مقطع از تاریخ، از زبان میسره (کارگزار حضرت خدیجه(س) که در سفر به شام پیامبر(ص) را همراهی نمود، در فصل پنجم روایت گردیده است.

نفیسه یکی از دوستان حضرت خدیجه است(س) که در قضیه ازدواج حضرت خدیجه با پیامبر، از ایشان در کتب تاریخی یاد شده است. داستان دل بستن حضرت خدیجه(س) به حضرت محمد(ص)، در فصل ششم از زبان ایشان بیان شده است.

در میان خواهران حضرت خدیجه(س) هاله از همه مشهورتر است. او در ازدواج حضرت خدیجه با پیامبر نقش داشته، پسر او (ابوالعاص) با زینب (دختر پیامبر و خدیجه) ازدواج کرده و پس از فوت حضرت خدیجه(س)، پیامبر اکرم(ص) به یاد همسر مرحوم­شان بسیار به هاله احترام می­ گذاشتند. داستان ازدواج حضرت محمد و حضرت خدیجه در فصل هفتم از زبان هاله روایت شده است.

در فصل هشتم مروری مختصر به خاطراتی از دوران پس از ازدواج حضرت خدیجه و حضرت محمد تا زمان بعثت، از زبان زید (پسر خوانده پیامبر و بزرگ شده در خانه حضرت خدیجه(س)) خواهیم داشت.

با این که پیامبر قبل از بعثت نشانه ­های بسیاری از الهام الهی را دریاف کرده بود، اما با اولین مواجهه آشکار و مستقیم ایشان با روح الامین و دریافت وحی، مسئولیت بسیار سنگین هدایت مردم و جامعه جاهلی برعهده پیامبر گذاشته شد. حضرت خدیجه و حضرت علی اولین کسانی بودند که مسلمان شدند و با ایشان نماز گذاردند. این بخش از تاریخ در فصل نهم از زبان پیامبر(ص) روایت گردیده است.

با توجه به این که کتاب حاضر حول شخصیت حضرت خدیجه(س) تدوین شده است، در فصل دهم نقش حضرت خدیجه در دعوت زنان مکه و سختی­هایی که زنان تازه مسلمان در راه اسلام به جان خریدند، از نگاه اسما(همسر جعفر بن ابی­طالب) به نمایش درآمده است.

تولد حضرت فاطمه یکی از نقاط عطف در زندگی مشترک پیامبر(ص) و حضرت خدیجه(س) است که این مقطع از زبان حضرت خدیجه در فصل یازدهم تقریر شده است.

محاصره شدید اجتماعی و اقتصادی در شعب ابوطالب نیز یکی از سخت­ ترین مقاطع زندگی مسلمان­ها در مکه بود که در فصل دوازدهم از زبان ابوالعاص(خواهر زاده و داماد حضرت خدیجه(س)) شیوه مدیریت اقتصادی حضرت خدیجه در دوران تحریم ترسیم شده است.

حضرت علی از کودکی تحت تربیت پیامبر و خدیجه قرار داشت و پس از رسالت پیامبر کلام وحی را به همراهی معانی دقیق و عمیق آن در خانه وحی فراگرفت. در این فصل خاطرات حضرت علی از روزی که به خانه پیامبر و خدیجه آمدند تا زمانی که پیامبر، پیکر خدیجه را به خانه ابدی این دنیایی سپردند مرور خواهد شد.

سختی­هایی که حضرت خدیجه در راه گسترش اسلام به جان خریدند، به خصوص سه سال زندگی سخت در شعب ­ابوطالب و همچنین آزارهای مشرکان مکه پس از فوت حضرت ابوطالب نسبت به خانواده پیامبر، طاقت حضرت خدیجه را طاق کرد و به شهادت ایشان منتهی شد. این مقطع از زندگانی حضرت خدیجه، از زبان حضرت فاطمه(س) روایت گردیده است.

در واپسین فصل کتاب، یعنی فصل پانزدهم روح همیشه شاهد و ناظر حضرت خدیجه(س)) مشاهدات خود را پس از شهادت بازگو می ­کنند و از انتظار خود برای ظهور منجی موعود و سر مستودع الهی سخن می­گویند تا آرزوی دیرینه ­شان (گسترش عدل و ایمان در کل عالم) به دست فرزندشان امام زمان(عج) تحقق یابد.

کتاب بانوی اول، روایتی تاریخی داستانی از زندگانی ام المومنین، حضرت خدیجه(س)
اثر سید محمد تقی موحد ابطحی
کانال ایتایی بانوی اول:
https://eitaa.com/TheFirstLady

نظر آیت الله مکارم شیرازی درباره حضرت خدیجه(س)

برخی ها خدمات برجسته این بانوی بسیار والامقام و مجاهدی را به فراموشی سپرده اند. به همین جهت، میتوان ایشان را مظلومه نام نهاد.
این بانوی بزرگوار، از جمله کسانی است که مصداق بارز کلام امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه هستند: لا تستَوحِشُوا فی طَریقِ الهُدی لِقِله أهلِه؛ اگر در مسیر هدایت، همراه کم داشتید، وحشت نکنید. خدیجه کبری(س) در آغاز کار در حمایت از پیغمبر(ص) تک و تنها بود اما به مصداق این کلام، وحشتی به خود راه نداد و تا آخر محکم ایستاد.
یکی از نشانه های مظلومیت این بانوی بزرگوار این است که تنها دوران مشقت بار زندگی پیغمبر اکرم(ص) در مکه را دیدند و زنده نماندند تا دوران عظمت پیغمبر(ص) را ببینند، زمانی را که اسلام تمام جزیره العرب را فرا گرفته و بانگ لا اله الا الله همه جا بلند بود.
خدیجه کبری(س) در همان ایام جوانی، آینده روشنی را در چهره پیغمبر(ص) مشاهده کردند.
پاک دامنی و عفاف او در عصر جاهلیت زبان زد خاص و عام بود
حضرت خدیجه(س) ام المؤمنین و سرور سیده زنان عالم در زمان خود بود.
او صاحب کمال، عاقل، جلیل القدر، پرهیزکار، سخاوتمند و از اهل بهشت است.
کسی که پیغمبر(ص) او را ستوده و بر دیگر زنانش برتری داده و او را بسیار بزرگ شمرده است.
او بهترین همنشین برای پیامبر بود.
حضرت خدیجه(س) پیش از همه، به نبوت پیامبر اکرم(ص) ایمان آورد و چنان به حضرت علاقه داشت که حاضر بود در راه او جان خود را فدا کند.
مخالفت قریش بر اطمینان او می افزود. ایمانش همچون کوه استوار بود.
زندگانی خدیجه کبری(س) واقعاً الگو برای همه زنان و مردان است. ایشان برای زنان و مردان، هر دو الگوست، چرا که خداوند در قرآن زن فرمون را الگویی برای هر کس که ایمان آورده است مثال می زند، زیرا وقتی همسر فرعون به موسی(ع) ایمان آورد، او را شکنجه کردند اما او تا آخر از ایمان به موسی(ع) دست بر نداشت.
حضرت مریم(س) نیز الگویی برای تمام مردان و زنان است و همچنین حضرت خدیجه که در دوران تنهایی اسلام و پیامبر(ص)، همه دار و ندارش را تقدیم پیامبر اسلام(ص) کرد و این درسی برای ماست که اگر روزی دشمنان، جامعه ما را در فشار و تحریم های گوناگون سیاسی و اقتصادی قرار دادند، ایستادگی کنیم.



کتاب بانوی اول، روایتی تاریخی داستانی از زندگانی ام المومنین، حضرت خدیجه(س)
اثر سید محمد تقی موحد ابطحی
کانال ایتایی بانوی اول:
https://eitaa.com/TheFirstLady

نظر آیت الله جوادی آملی درباره حضرت خدیجه(س)

حقوق متقابل مادر و فرزند، ایجاب میکند که فرزند مادرش را بشناسد و بشناساند و حضرت خدیجه(س) به فرموده قرآن کریم مادر مومنان هستند.
حضرت خدیجه(س) فضای تقلید کورکورانه و عصبیت جاهلی را پشت سر گذاشت و قبل از بعثت، موحدانه خدا را عبادت کرده است و به نبوت انبیاء ابراهیمی معتقد بود. آیا این ارزش ندارد که ما چنین مادری را بشناسیم؟ در چنان عصری حضرت خدیجه کبری(س) عالمه، عابده، زاهده و موحده بود. ما به چنین مادری فخر میکنیم.
وجود مبارک مادرمان خدیجه کبری(س) آمد و فرهنگ عقلانیت را در فضای جاهلی اجرا کرد.
اقتصاد جاهلی در محدوده ربا دور میزند و حضرت خدیجه(س) بر آن خط بطان کشید و فرهنگ و اقتصاد جاهلی را عوض کرد.
عرض ادب خاصی که ائمه(ع) نسبت به حضرت خدیجه(س) دارند، ما را به کرنش در مقابل این بانو موظف می کند.
اگر بخواهیم این مادر از ما راضی باشد، باید به لطف الهی راهی را که مادرمان رفته اند، ادامه دهیم تا عاق آنها نشویم.
خدیجه کبری(س) طرف مشورت پیامبر(ص) بودند.
حضرت خدیجه(س) برای ما مریم ثانی است.
حضرت خدیجه(س) ولی الله هست، پس چرا به او اقتدا نکنیم و او را اسوه قرار ندهیم؟ او برای ما نه تنها مادر بلکه الگوست.

حضرت خدیجه(س) در برابر امواج سهمگین شرک و کفر و بت پرستی و فساد و فحشا و آلودگی ها ایستاد؛ زیرا دارای لایه های عمیق معرفتی و فکری بود. آن بانو در میان حنفای عصر جاهلیت، مانند خورشید می تابید و معرفت او در حدی بود که بوی رسالت را استشمام می کرد.
استشمام بوی رسالت کار هر کسی نبود. این استشمام، معرفت عمیق و تحلیل ناب میخواست؛ دستمایه ای از عالم ملکوت که باید در این وجود تجلی بکند تا بوی رسالت را استشمام نماید و وزش یک باد جدید از عالم ملکوت و عالم ملک را احساس کند.
حضرت خدیجه(س) نقطه گذر از این جاهلیت به عصر نور و تمدن جدید و نقش آفرین این گذار است.
آن بانو عنصر منفعل در این گذار نبود، بلکه عنصر فعال بود؛ یعنی علاوه بر داشتن شم معرفت و عمق نگاه و تحلیل عمیق خود، عنصری فعال در گذر از جاهلیت به دنیای جدید و جهان بعثت به شمار می آمد. او پرچم دار دوره گذار و انتقال از تاریکی ها به روشنایی ها بود. انتقال تاریخ بشر از یک مرحله پست به یک مرحله بسیار باشکوه و پایه ریزی یک تمدن نو آن هم از بدترین نقطه عالم و منحط ترین جامعه.
حضرت خدیجه کبری(س) قهرمان این میدان نیز بود. کدهایی وجود دارد که به ما می گوید حضرت خدیجه(س) خود را آماده این انتقال می کرد. انتخاب ازدواج آن بانو با حضرت رسول(ص) خیلی هوشمندانه و آگاهانه بود. این ازدواج برای آماده سازی جامعه برای یک تحول بزرگ به شمار می آمد. ایشان نگاه عمیق ملکوتی و راهبردی داشت، در عصری که کسی هیچ نشانی حس نمی کرد.
حضرت خدیجه(س) الگوی جدیدی از زن و خانواده بود. من این نوع خانواده ها را آرمانی می نامم.
تجمع ثروت و مال و همراه شدنشان با دانش و معرفت و مقاومت و جهاد، مصادیق کمی دارد. جمع این ارزشها دشوار است؛ زیرا طبیعت ثروت، معمولاً تن آسایی و گریز از معرکه هاست. طبیعت تعلق به تمتعات مادی دور شدن از معرفت های آسمانی است. ولی خدیجه کبری(س) در سخت ترین دوران، الگوی بی مثالی در جمع بین ثروت و معرفت و حکمت و جهاد و مقاومت به شمار می رفت و این تضادها در این بانوی بزرگوار جمع شده بود.
حضرت خدیجه(س) جلو ه گاه انوار امامت بود و میراث همه انبیا و اولیای الهی، از این زن پاک به عالم منتقل شده است. این یک طهارت ذاتی و طهارت اکتسابی می خواهد که هر دو در آن بانو جمع بود. ایشان در کنار رسالت قرار گرفت و پایگاه امامت و مادر مؤمنان شد.


کتاب بانوی اول، روایتی تاریخی داستانی از زندگانی ام المومنین، حضرت خدیجه(س)
اثر سید محمد تقی موحد ابطحی
کانال ایتایی بانوی اول:
https://eitaa.com/TheFirstLady