تشابه نظرات حسن عباسی و سید مهدی میرباقری
اندیشه های حجه الاسلام سید محمد مهدی میرباقری با آراء دکتر حسن عباسی به خصوص در بحث تمدن سازی اسلامی شباهت زیادی دارد. با وجود این که هر دو به موضوع ناتوی فرهنگی و لزوم تجمیع نیروهای انقلابی و همسو برای تشکیل و تقویت جبهه حق علیه باطل تاکید می کنند، اما بنده تا کنون نشنیده ام که فرهنگستان علوم اسلامی از آراء دکتر عباسی استفاده کرده باشد یا دکتر عباسی به نظرات این مرکز اشاره ای کرده باشد. سوالی که دوست دارم در میزگرد همایش حوزه علمیه و آینده نگاری از این دو بزرگوار بشود این است که چرا این دو بزرگوار به لوازم عملی دیدگاه خود پایبند نیستند و از همسویی جبهه گیری های خود یاد نمی کنند؟
آیا این در عین شباهت بین آراءشان اختلافات مبنایی زیادی با هم دارند؟
یا اینکه نگران تبعات همسو معرفی شدن دیدگاه هایشان هستند؟ این توجیه نمی تواند قابل قبول باشد چرا که اصولا تشکیل ناتوی فرهنگی مستلزم این است که فعالیت سیستمی رسمی و آشکاری انجام گیرد.
یا این که این دو به آراء هم ارجاع داده و می دهند و بنده از آن خبر ندارم
شباهتهای آراء این دو شخصیت در بحث تمدن سازی اسلامی:
اندیشه های حجه الاسلام سید محمد مهدی میرباقری با آراء دکتر حسن عباسی شباهت زیادی دارد. میرباقری بر لزوم تجمیع نیروهای انقلابی و همسو برای تشکیل و تقویت جبهه حق علیه باطل تاکید می کند. تا کنون نشنیده ام که فرهنگستان علوم اسلامی از آراء دکتر عباسی استفاده کرده باشد یا دکتر عباسی به نظرات این مرکز اشاره ای کرده باشد. در ادامه به برخی از شباهتهای دیدگاه این دو شخصیت اشاره می کنم. به این امید که در آینده کاوش درباره نسبت آراء این دو را آغاز کنم.
1. هر دو به لزوم نگاه سیستمی معتقدند.
2. هر دو معتقدند که برای مدیریت این سیستم باید نرم افزاری یا سیستم عامل تولید کرد.
3. هر دو با فلسفه های ارسطویی و افلاطونی حاکم بر فضای فلسفه حوزوی مخالف هستند.
4. هر دو نگاهی استراتژیک دارند و تحولات اجتماعی و تمدنی را در بستر فلسفه تاریخ می نگرند.
5. هر دو تحولات اجتماعی و تمدنی را در قالب جنگ نه گفتگو تحلیل می کنند.
6. هر دو از ادبیات جنگ نامتقارن استفاده می کنند.
7. هر دو بر نقش اراده در پیشبرد اهداف تاکید می کنند.
8. هر دو جنگ تمدنی در شرایط کنونی را بیش از آنکه در قالب جنگ سخت و نیمه سخت ببینند، در قالب جنگ نرم می بینند که در ابزار و روش سلطه از طریق سیادت بر اذهان و قلوب انجام می گیرد.
9. هر دو شرایط کنونی را شرایط جنگ بین تمدن اسلامی و تمدن غربی می دانند.
10. هر دو پیروزی انقلاب اسلامی و تداوم آن را نشانه ای بر آغاز احیاء تمدن اسلامی قلمداد می کنند که می تواند به تولید علم و فناوری اسلامی منتهی شود.
11. هر دو معتقدند که تمدن غربی در حال از بین رفتن است و از میان تمدنهای موجود تنها تمدنی که توانی ابرقدرت شدن را دارد، تمدن اسلامی با محوریت اسلام است.
12. هر دو معتقدند که انقلاب اسلامی در دوره سازندگی و اصلاحات از مسیر خود منحرف شد و در دوره احمدی نژاد به مسیر خود بازگشت.
اطلاعات همایش مورد اشاره
در این فکر بودم که مکتوبات خویش را که حاصلی قدری تامل در مسائل علمی و فلسفی اطراف خود که مرتبط به حوزه کاری و دغدغه های فکری است به طریقی به اطلاع دیگران برسانم و از نظرات ارزشمند آنها در اصلاح و تکمیل دیدگاه های خود مدد ستانم.