نقد و بررسی کتاب فلسفه روانشناسی
در تاریخ ۲۶ بهمن ماه جلسه نقد کتاب فلسفه روان شناسی و نقد آن در سرای قلم برگزار شد.
هر یک از مترجمان کتاب بنا به دلایلی نتوانستند در این جلسه شرکت کنند.
جلسه نقد با حضور دکتر آذربایجانی دکتر صمدی دکتر شجاعی و بنده برگزار شد.
قرار است نقد بنده در کتاب ماه منتشر شود.
بنده ابتدا به چند حسن کتاب اشاره کردم:
1. از همه مهمتر این که در زمینه فلسفه روانشناسی کتابی به زبان فارسی در کشور نداشتیم و شاید بتوان گفت کتاب مکاتب روانشناسی و نقد آن(چاپ اول 1369)، از آثار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه کتاب دیگر از معدود کتابهایی است که به نقادی فلسفی مکاتب روانشناسی پرداخته است.
2. تخلیص فصول کتاب و بیان ساده آن از دیگر ویژگیهای خوب کتاب است.
3. اضافه کردن بخش نقد به کتاب نیز کار ارزشمندی است که به نظرم اگر نقد آثار ترجمهای به صورت کاملا عالمانه انجام گیرد و به یک سنتی در عرصه ترجمه کتب خارجی تبدیل شود، کار بسیار ارزشمندی انجام شده است.
به عقیده بنده کتاب را می توان از چند جهت بررسی کرد
1. از آن جهت که کتابی است که فرایند ویرایش، غلطگیری و نمونهخوانی را پشت سرگذاشته، میتوان آن را از جهت وجود اغلاط ویرایشی و تایپی ارزیابی کرد. به ویژه از آن جهت که این کتاب پس از نشر ابتدایی آن در سال 1388، در سال اخیر نیز تجدید چاپ شده است، انتظار میرفت که این قبیل اغلاط، که تعداد آنها کم هم نیست، شناسایی و برطرف شده باشند.
2. از آن جهت که ترجمه یک کتاب است، میتوان آن را از حیث موقعیت کتاب در مجموعه کتابهای موجود در زمینه فلسفه روانشناسی و همچنین از جهت دقت در ترجمه ارزیابی کرد.
3. از یک جهت دیگر میتوان دیدگاه نویسندگان کتاب را مورد نقد و بررسی قرار داد.
4. میتوان کتاب را از آن جهت که در پایان هر فصل خلاصهای از آن فصل ارائه شده ارزیابی کرد و به این مسئله پاسخ گفت که آیا مترجمان فهم دقیقی از مطالب آن فصل داشتهاند و آن را به خوبی در خلاصه خود منعکس کردهاند.
4. اما در این بررسی بنده قصد دارم کتاب را با توجه به وجه بدیع و بسیار مهم آن، که خود را در عنوان کتاب نیز آشکار ساخته است، ارزیابی کنم. به عبارت دیگر تنها به ارزیابی بخش نقد و بررسی که توسط مترجمان به کتاب افزوده شده است میپردازم و سعی دارم به این سوال پاسخ دهم که آیا با این شیوه بحث و بررسی میتوان گفتمانی علمی _ فلسفی را با نظریهپردازان غربی ایجاد کرد و توسعه داد تا در پرتو آن، زمینه برای نظریهپردازی بومی و اسلامی فراهم آید؟
در این نقد پس از اشاره به برخی مشکلات موجود در نقد ناقدان سرانجام به این نتیجه رسیده ام که چنین نقادیهایی نمی توانند به یک گفتگوی انتقادی با نظریه پردازان غربی منتهی شوند و کارکرد آنها عمدتا ممانعت از انحراف خواننده است اما حتی برای تحقق چنین هدفی باید نقدهای عالمانه تری بر نظریات غربی وارد می شد و دفاعیات بهتری از دیدگاه های فلسفی و دینی خود بعمل می آمد
امید است ناقدان مشکلات نقدها را برطرف و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در نشرهای بعدی کتاب ویراست مطلوبی را منتشر سازد
در این فکر بودم که مکتوبات خویش را که حاصلی قدری تامل در مسائل علمی و فلسفی اطراف خود که مرتبط به حوزه کاری و دغدغه های فکری است به طریقی به اطلاع دیگران برسانم و از نظرات ارزشمند آنها در اصلاح و تکمیل دیدگاه های خود مدد ستانم.