آسیب شناسی علم دینی
www.tasnimnews.com/Home/Single/110455
1. مهمترین ضعف در پژوهش های دینی چیست؟
به گمان بنده در هر حوزه ای از پژوهش ضعف هایی وجود دارد، اما برای
پرهیز از کلی گویی باید بحث آسیب شناسی پژوهش را به در هر حوزه پژوهشی به صورت
جداگانه انجام داد تا نتایج این آسیب شناسی، که خود یک پژوهش است، بتواند در آن
حوزه مورد استفاده قرار گیرد. بر این مبنا اجازه دهید بنده به جای این که به آسیب
شناسی پژوهش به معنای عام، یا حتی آسیب شناسی پژوهش های دینی که خود یک حوزه بسیار
گسترده است، به آسیب شناسی پژوهش در یکی از حوزه های تحقیق، که از قضا در سالهای
اخیر نیز مورد توجه قرار گرفته است، بپردازم و آن آسیب شناسی پژوهش در زمینه علم
دینی است. بنده به چند مشکل اساسی در این زمینه اشاره می کنم:
1.
مشخص نشدن مسأله اصلی در بحث علم دینی: یکی از
مشکلات اساسی در پژوهش های علوم انسانی در ایران، موضوع محور بودن این پژوهش هاست،
در حالی که یک پژوهش علمی باید مسأله ای را حل کند. در بحث علم دینی مشکلی که وجود
دارد این است که مسأله اصلی آن مشخص نیست. به عبارت دیگر مشخص نیست که ما با چه
مسأله ای روبرو بودیم که علم دینی به عنوان پاسخی برای آن مسأله مطرح شد. بی توجهی
به مسأله اصلی تحقیق در زمینه علم دینی به پژوهش هایی منتهی می شود که نتیجه آن
هیچ کمکی به حل مسأله اصلی ما نمی کند. شاید بازگشت به مسأله اصلی تحقیق و دقت در
صورت بندی آن اصولا به این نتیجه منتهی شود که پاسخی که در سالهای اخیر برای آن
مسأله ارائه شده، بهترین پاسخ ممکن و حتی بهترین پاسخ ارائه شده برای آن پرسش نیست.
شاید تلاش برای صورت بندی بهتر مسأله اصلی تحقیق زمینه را برای دست یابی به یک
پاسخ بهتر فراهم کند.
2. نظری صرف دیدن مسأله
تحقیق: مشکل دیگر پژوهش هایی که در زمینه علم دینی انجام می شود این است که برخی مسأله
اصلی را یک مسأله صرفا نظری می دانند و به همین دلیل درصدد هستند که پاسخی به این
مسأله بدهند که صرفا به لحاظ نظری قابل دفاع باشد. البته بنده منکر این نیستم که
مسأله ای که ما در بحث علم دینی با آن روبرو هستیم ابعاد نظری هم دارد، اما
فروکاستن بحث علم دینی به یک بحث صرفا نظری، و نادیده گرفتن ابعاد عملی و اجتماعی آن
را صحیح نمی دانم و بر این اساس معتقدم یک دیدگاه معتبر در زمینه علم دینی هم باید
به لحاظ نظری قابل دفاع باشد، هم به لحاظ عملی بتواند در عرصه سیاست گذاری، برنامه
ریزی، آموزشی و پژوهشی مورد استفاده قرار گیرد.
3. عدم تلاش برای همگرایی نظریه
ها در زمینه علم دینی: از مشکلات دیگر پژوهش درباره علم دینی تکثر روز افزون نظریه
ها در این باب است. علم دینی در ایران و جهان اسلام موافقان و مخالفانی دارد که هر
کدام از آنها از زاویه ای به این بحث ورود پیدا کرده و درباره آن نظریه پردازی
کرده اند. یکی از مشکلات پژوهش در زمینه
علم دینی این است که مخالفان علم دینی تمامی دیدگاه های موجود در این زمینه را
ندیده و تنها به نقد برخی از دیدگاه ها در این زمینه پرداخته اند ولی بحث را به
گونه ای مطرح کرده اند که خواننده کم اطلاع از این مباحث تصور می کند تمام نظریه
های علم دینی از این مشکلات رنج می برند. در مقابل موافقان علم دینی نقدهای
مخالفان را به صورت جدی مد نظر قرار نمی دهند. نتیجه آن شده است که در بحث علم
دینی ما امروزه با تکثر روز افزونی از دیدگاه های موافق و مخالف روبرو هستیم و به
همین دلیل برخی تصور می کنند که این بحث اصولا یک بحث علمی نیست، بلکه یک نزاع
ایدئولوژیک است و نتیجه می گیرند که طرح این مباحث در جامعه علمی دانشگاهی بی
فایده است.
4.
عدم نظارت علمی دقیق پژوهش های انجام شده در این
زمینه: مشکل دیگر پژوهش درباره علم دینی، عدم نظارت علمی دقیق پژوهش هایی است که
در این زمینه انجام می شود. برای مثال گاه مشاهده می شود مقالاتی که در همایش های
علمی ارائه می گردد و سپس در مجموعه مقالات همایش ها منتشر می شود یا مقالاتی که
در نشریات علمی پژوهشی درباره علم دینی منتشر می گردد، مقالاتی بسیار ضعیف هستند.
این چنین مقالاتی فرصتی را در اختیار مخالفان علم دینی قرار می دهد که به استناد
آنها مدعی شوند که علم دینی، یک موضوع جدی برای بحث علمی نیست، بلکه به خاطر حمایت
نظام از این بحث فرصتی را در اختیار برخی افراد قرار داده است که تاملات سطحی خود
را تحت عنوان مقاله پژوهشی در نشریات و همایش های علمی عرضه کنند.
2. چه راهکارهایی برای برطرف شدن این ضعف ها پیشنهاد می کنید؟
چنانچه ما یک آسیب شناسی دقیق از مشکلات پژوهش در عرصه علم
دینی داشته باشیم، راهکارهای برطرف شدن این ضعف ها خود را بر ما می نمایانند، هر
چند یافتن راه های دقیق تر نیازمند یک پژوهش جداگانه است. برای مثال اگر واقعا به
این نتیجه برسیم که یکی از مشکلات تحقیق در زمینه علم دینی در کشور ما روشن نبودن
صورت مسأله است، نشریات و همایش های علمی در فراخوان مقاله خود می توانند توجه
جامعه علمی را به سمت روشن کردن صورت مسأله هدایت کنند. اگر به این نتیجه رسیده
باشیم که ضعف برخی از پژوهشهای منتشر شده موقعیت علمی این بحث را تضعیف کرده است،
باید فرایند ارزیابی مقالات همایش ها و نشریات علمی را بهبود بخشید و ...
3.چطور می توان نتایج این پژوهش
ها را در جامعه کاربردی کرد؟
همان طور که در پاسخ به سوال اول بیان شد اولین نکته این
است که متوجه شویم مسأله اصلی ما در این بحث چه بوده و ابعاد عملی و اجتماعی آن را
دریابیم و مسأله را صرفا یک مسأله نظری نبینیم. اگر چنین شد، پژوهش علاوه بر توجه
به ابعاد نظری، به ابعاد عملی و اجتماعی بحث نیز توجه خواهد کرد و همین توجه موجب
می شود نتیجه تحقیق نسبتی با واقعیت بیرونی پیدا کند و امکان استفاده از دستاوردهای
تحقیق در عرصه عمل افزایش یابد. پس یک بعد این بحث بر می گردد به روشن کردن مسأله
تحقیق. اگر ابعاد عملی در مسأله تحقیق لحاظ شود، تحقیق سمت و سوی خاصی می یابد به
صورتی که شرایط برای استفاده از نتایج تحقیق در عمل فراهم تر خواهد شد. نکته دیگر
این است که مراکز سیاست گذاری، برنامه ریزی و اجرایی و حتی آموزشی برای تحقیقات
علمی در این زمینه ارزش قائل شوند. اگر این مراکز مشکلات خود را برای پژوهشگران
مطرح کنند و پژوهشگران با توجه به آن مسائل تحقیق را روشن سازند و پس از آن فرایند
تحقیق انجام گیرد، شرایط بسیار مطلوبی برای بهره گیری از دستاوردهای تحقیق فراهم
خواهد شد. متاسفانه احساس می شود نظام مدیریتی ما در بسیاری از جاها دانش بنیاد
نیست. برای مثال در همین بحث علم دینی شایسته است تحقیقی انجام گیرد و مشخص شود که
چه مراکزی در اساسنامه آنها به بحث تحول علوم انسانی و تولید علم دینی اشاره شده
است، این مراکز از بدو تاسیس تا کنون در آن زمینه چه اقداماتی انجام داده اند؟ آیا
ارزیابی مثبتی از عملکرد خود در این زمینه دارند؟ در این زمینه با چه مشکلاتی
روبرو هستند؟ و ... اگر این آسیب شناسی به
خوبی انجام گیرد، زمینه های تحقیقی بسیار مناسبی آشکار خواهد شد.
5.
با توجه به اینکه علوم انسانی ما وارداتی و برگرفته از غرب
است، آیا پژوهش های دینی می تواند جایگاهی مطلوبی در علوم انسانی ما داشته و
جایگزین علوم وارداتی غربی شود؟
این یکی از بحثهایی است
که در روشن ساختن صورت مسأله باید بدان پاسخ داد. چه کسی گفته است به صرف این که
علوم انسانی ما وارداتی و برگرفته از غرب است مشکل دارد و باید چاره ای برای آن
اندیشید؟ این یکی از مغالطاتی است که در منطق به آن اشاره شده است، تحت عنوان
مغالطه منبع و منشأ به این معنا که یک دیدگاه را صرفا به خاطر خاستگاهش بپذیریم یا
رد کنیم. ما باید در تحقیقات علمی خود به دقت روشن کنیم که علوم انسانی موجود چه
مشکلاتی دارند؟ بر فرض که اثبات شد علوم انسانی موجود از مشکلاتی رنج می برند،
باید مشخص شود که برای رفع این مشکلات چه راهکارهایی وجود دارد؟ و بهترین راهکار
در این زمینه چیست؟ بی شک توجه به پژوهشهای دینی در رفع این مشکلات می تواند نقشی
داشته باشد. اما این که آیا جایگزینی بهترین راهکار برای رفع مشکلات علوم انسانی
موجود است، یا تعامل انتقادی؟ یا ... پاسخ به این پرسش مجددا نیازمند انجام
تحقیقات علمی است.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 0:10 توسط سید محمد تقی موحد ابطحی
|
در این فکر بودم که مکتوبات خویش را که حاصلی قدری تامل در مسائل علمی و فلسفی اطراف خود که مرتبط به حوزه کاری و دغدغه های فکری است به طریقی به اطلاع دیگران برسانم و از نظرات ارزشمند آنها در اصلاح و تکمیل دیدگاه های خود مدد ستانم.