محمد ماروت اریس

مقاله مستخرج از رساله کارشناسی ارشد، دانشکده اصول دین، دانشگاه بین المللی اسلامی مالزی، 2001

مقدمه

در دهه های گذشته تلاشهای چندی برای ایضاح مفهوم «اسلامی سازی دانش» که خود را در قالب انتشار مقالات، کتاب­های درسی، تاسیس نهادها و مراکز آموزشی و پژوهشی، ارائه برنامه های دانشگاهی و ... آشکار ساخته، انجام شده است. در این میان دو عالم بزرگ، یعنی سید محمد نقیب العطاس و اسماعیل راجی فاروقی در خط مقدم تلاش در مسیر اسلامی سازی دانش و ایضاح مفهومی آن بوده اند. این دو کوشیده­اند در آثار و فعالیت­های خود اسلامی سازی دانش را تعریف کرده و مسائل مربوط به آن را بازگو کنند. اسماعیل فاروقی موسسه بین المللی اندیشه اسلامی (IIIT) را در سال 1981 در ویرجینیا تاسیس کرد و محمد نقیب العطاس در 1987 موسسه بین المللی اندیشه و تمدن اسلامی (ISTAC) را در کوالالامپور بنانهاد. این دو پیروان بسیاری داشتند که به گسترش و تعمیق دیدگاه­های مطرح شده توسط آنها پرداختند. این مقاله می­کوشد به بررسی تطبیقی مفهوم اسلامی سازی دانش نزد این دو و بیان شباهتها و تفاوتهای نگاه آنها به این موضوع بپردازد به این امید که زمینه­ای برای درک بهتر آراء آنها و کاهش اختلافات فکری آن دو فراهم آید.

 

فلسفه دانش از منظر فاروقی و عطاس

مطابق نظر فاروقی، توحید اصل اساسی و وحدت بخش دین اسلام است. پس از این فاروقی به شرح و تفصیل دیدگاه خود درباره اسلامی سازی دانش و روش­ آن می­پردازد. به عقیده وی توحید هسته اصلی جهان بینی اسلامی است. فاروقی اشاره می کند که توحید، نمایی از واقعیت، حقیقت، جهان، فضا، زمان و تاریخ و سرنوشت انسان عرضه می­کند. هدف از مطالعه علمی نیز از منظر او دست یافتن به الگویی از طبیعت، به عنوان فعل خداوند است. بی­شک خداوند نسبت به طبیعت آگاه است؛ چرا که او خالق آن است. او همچنین منبع وحی است و از دانش مطلق و فراگیر خود به انسان عطا می­کند. به عقیده فاروقی عقیده توحید به این معناست که حقیقتی شناختی هست که انسان می­تواند به آن دست­یابد و آن را بشناسد. باور به توحید در تعارض با دیدگاه شک­گرایانه­ای است که حقیقت را انکار می­کند.