با مروری بر کتب منتشر شده در پایگاه کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران می توان گفت که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی کتاب مستقلی درباره حضرت خدیجه (س) نگاشته نشده است. پس از انقلاب نیز علی رغم تأکیدات امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری و دیگر مراجع، علما و مصلحان اجتماعی نسبت به جایگاه شایسته زن در عرصه اجتماع، انتظار می رفت که توجه به حضرت خدیجه(س) در عرصه کتاب افزایش یابد. با وجود این، طبق برآورد اولیه از پایگاه کتابخانه ملی اولین کتاب فارسی با عنوان مستقل حضرت خدیجه(س) در سال 1373 در 28 صفحه منتشر شده است. تا پایان سال 1379 تعداد کتابهای فارسی منتشر شده درباره حضرت خدیجه به رقم 5 می رسد. اما از سال 1380-1389 بیش از 30 کتاب و از سال 1390-1399 بیش از 80 کتاب درباره حضرت خدیجه تالیف یا بازنشر گردیده است و این به خوبی نشان می دهد که توجه به شخصیت حضرت خدیجه(س) دهه به دهه در حال افزایش است.
همچنین در سالهای اخیر همایشهای علمی متعددی در ارتباط با شخصیت حضرت خدیجه(س) در شهرهای مختلف مانند تهران، قم، بندرعباس و بجنورد برگزار، و مقالات علمی بسیاری در آن ارائه گردید که برخی از این مقالات در قالب مجموعه مقالات همایش منتشر گردیده است . با وجود این، می توان گفت این آثار چندان نتوانسته شخصیت حضرت خدیجه(س) را به عنوان الگوی زن مسلمان، متعهد و فعال در عرصه اجتماعی و اقتصادی، برای طیف گسترده ای از افراد جامعه به نمایش گذارد. برای معرفی بهتر حضرت خدیجه(س) به جامعه کنونی باید از ابزارهای کارآمدتری همچون زبان هنر بهره جست. در این میان به نظر می رسد اگر با رعایت ملاحظات فرهنگی و دینی، از تمامی ظرفیتهای هنر هفتم (سینما) برای معرفی حضرت خدیجه(س) بهره گرفته شود، شاهد بالاترین سطح تاثیرگذاری در میان توده مردم خواهیم بود و امید است در سالهای آینده شاهد ساخت فیلم سینمایی و سریالی در ارتباط با زندگی حضرت خدیجه باشیم.
اما تا آن زمان شایسته است از دیگر هنرها، از جمله از موسیقی، نقاشی و نویسندگی برای معرفی بهتر حضرت خدیجه(س) بهره گرفته شود. در میان حدود 120 کتابی که به زبان فارسی درباره حضرت خدیجه(س) نوشته یا ترجمه شده است، تعداد انگشت شماری از آنها سعی داشته اند به قلمی روان و در قالبی داستانی زندگی حضرت خدیجه(س) را برای عموم خوانندگان به تصویر کشند. اما نگاهی به نوبت چاپ و مجموع شمارگان این کتابها نشان می دهد، قلم، سبک و محتوای این کتابها نتوانسته خواسته های مخاطبین را برآورده سازد. از سوی دیگر وقتی مشاهده می کنیم کتابی مانند «کشتی پهلو گرفته» اثر استاد سید مهدی شجاعی، از سال 1368 تا کنون توسط چندین ناشر، و در مجموع بیش از پنجاه بار منتشر شده و مجموع شمارگان آن تا کنون به هفت صد هزار نسخه رسیده است درمی یابیم که جامعه اسلامی، شیعی و متعهد و فرهنگی ایران علاقمند آشنایی با چهره های برجسته دین، مذهب و فرهنگ خود می باشد. باز هم امیدوارم که استاد شجاعی و دیگر نویسندگان زبردست، هنرمند و متعهد کشورمان برای ادای سهم کوچکی از وظیفه خود نسبت به مادرشان حضرت خدیجه(س) به این عرصه ورود پیدا کنند.
نویسنده این سطور نیز پس از چندین سال مطالعه غیر متمرکز و یک سال تحقیق متمرکز درباره زندگانی حضرت خدیجه(س)، درصدد برآمد تا هر چند با تاخیر بسیار، گامی بسیار کوچک و در حد توان اندک خود، در راه ادای دین نسبت به مادرش حضرت خدیجه(س) بردارد. باید اعتراف کنم که قدم برداشتن در چنین عرصه ای بسیار دشوار بود؛ زیرا از یک سو تاریخ در بسیاری از موارد ساکت بود، و در مواردی گزارشات تاریخی در تعارض با هم قرار داشتند. از سوی دیگر انتظار مخاطبین در روانی متن پیش چشم رژه می رفت و از همه مهم تر عظمت شخصیت حضرت خدیجه(س) بود که نوشتن درباره ایشان برای همچو منی دشوار می کرد.