بخش اول پیشگفتار کتاب بانوی اول
خدیجه خدیجه است
مطابق آنچه در آیة ششم سورة احزاب آمده، خداوند متعال همسران پیامبر را مادر مؤمنان معرفی کرده است: «النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ». بر این اساس بر تمامی مؤمنان لازم بوده و هست که برخی از احکام و وظایف فقهی و اخلاقی را که فرزند در مقابل مادر خود دارد، در ارتباط با همسران پیامبر رعایت کنند [[i]]. و این ویژگی مشترک تمامی همسران پیامبر است. اما این جایگاه و ویژگی زنان پیامبر نسبت به دیگر زنان، نه صرفاً به سبب همسری پیامبر، بلکه به دلیل ایمان و رعایت تقوا و پرهیزگاری است؛ چنانچه در آیة سیودوم همین سوره آمده: «يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ ...» و این شرافت تا هنگامی برای این زنان باقی است که در اطاعت و تسلیم امر پروردگار باشند و به گناه آلوده نشوند [[ii]]. اما همان طور که در هر یک از عرصههای حیات برخی بر دیگران برتری دارند [[iii]]، در میان همسران پیامبر نیز میتوان گفت برخی بر دیگران برتری دارند، برتریهایی که تنها ناشی از تفاوت در ویژگیهای اعتقادی، عاطفی و رفتاری آنهاست.
برای مثال حضرت خدیجه پیش از ازدواج با حضرت محمد (ص) از حنفاء مکه بودند و از شدت پاکدامنی به «طاهره» شهرت داشتند. در رسیدگی به فقرا و ایتام چنان کوشا بودند که به «امالایتام» و «امالصعالیک» (مادر بینوایان) ملقب گردیدند. در صداقت چنان شهرة خاص و عام بودند که به «صدیقه» معروف گردیدند و چنان اهل خیر و برکت رساندن به دیگران بودند که به ایشان «مبارکه» میگفتند. حضرت خدیجه چنان موقعیت اجتماعی و اقتصادی ممتازی در مکه داشتند که به «سرور زنان قریش» لقب یافته، و تمامی اشراف و بزرگان مکه خواستار ازدواج با ایشان بودند. اما حضرت خدیجه به دلیل اعتقادات دینی، آگاهیهای اجتماعی و شناختی که از باورها، حالات و رفتارهای خواستگاران خود داشتند، به تمامی آنها پاسخ منفی داده و از روی شناخت و آگاهی کامل، که حاصل زیر نظر گرفتن چندین ساله حضرت محمد بود، ایشان را به همسری خود انتخاب کردند. به گفتة پیامبر در تفسیر آیه «وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا» [[iv]] حضرت خدیجه و دخترشان حضرت فاطمه (س)، به همراه حضرت علی (ع) و یازده امام دیگر، همگی مایة روشنی چشم پیامبر و پیشوا و حجت بر خلق بودند [[v]]. علیرغم اینکه داشتن چند همسر برای اعراب مکه امری رایج و عادی قلمداد میشد، اما پیامبر اسلام در طول بیستوپنج سال زندگی مشترک با حضرت خدیجه(س)، هیچ همسر دیگری اختیار نکردند که این نشان از کفویت کامل پیامبر و حضرت خدیجه دارد.
به واسطة شناختی که حضرت خدیجه(س) از حضرت محمد(ص) داشتند، بلافاصله پس از ازدواج، تمام ثروت خود را در اختیار ایشان قرار دادند تا از آن در راه خدا و آزادی و رفاه بندگان خدا استفاده شود. ابن عباس که در تفسیر قرآن شاگرد پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) بوده در تفسیر آیه «وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنی» [[vi]] میگوید خداوند به واسطة حضرت خدیجه (س)، پیامبر اسلام (ص) را به لحاظ اقتصادی در مکه غنی کرد [[vii]] و در حقیقت باید گفت دست خدا از آستین حضرت خدیجه (س) درآمده و پیامبر (ص) را ثروتمند و بینیاز ساخته است. با بعثت پیامبر اکرم(ص)، حضرت خدیجه (س) پیش از دیگران ایمان آورند. ایشان اولین مسلمان و اولین کسی بودند که با پیامبر (ص) به نماز ایستادند. حضرت خدیجه (س) مادر فاطمه زهرا (س) سیده نساء العالمین و دوازده امام هستند[[viii]]. از آغاز بعثت تا زمان رحلت شهادتگونة حضرت خدیجه، بهخصوص در سه سال محاصرة مسلمانان در شعب ابوطالب، ایشان تقریباً تمامی دارایی خود را در راه بقا و گسترش اسلام هزینه کردند [[ix]] و مصداق کامل کسانی شدند که خداوند دربارة آنها میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ» [[x]].
به جز سوده (دختر زمعه بن قیس) که دو سال و چند ماه پس از درگذشت حضرت خدیجه (س)، یعنی چند ماه قبل از هجرت به ازدواج ایشان درآمد [[xi]]، دیگر همسران پیامبر در مدینه، و در زمانی که مسلمانها اکثریت جمعیت مدینه را تشکیل میدادند، با پیامبر اسلام (ص) ازدواج کردند [[xii]] و در نتیجه هیچ کدام از آنها با سختیهایی که در راه گسترش اسلام متوجه حضرت خدیجه (س) شد، مواجه نگشتند. این ویژگیها گواهی است بر اینکه تنها حضرت خدیجه (س) در ویژگیهای عقیدتی، حالات رفتاری و سلوک رفتاری کفو، همتا و همانند پیامبر بودند و این امر دلالت بر فضیلت حضرت خدیجه (س) نسبت به دیگر همسران پیامبر اکرم (ص) دارد. با توجه به این ویژگیهای ممتاز، بهخوبی این بیان مقام معظم رهبری معنادار میشود که «همسری پیامبر (ص) ارزشی مضاعف برای حضرت خدیجه (س) است» [[xiii]].
علمای شیعه و بسیاری از دانشمندان اهل سنت نیز بر فضیلت حضرت خدیجه (س) نسبت به دیگر همسران پیامبر تأکید دارند. برای مثال ابن حجر عسقلانی (773-852 ه. ق)، به عنوان یکی از بزرگان علمای اهل سنت به استناد چندین روایت، از جمله اینکه «خداوند، حضرت خدیجه (س) را بر زنان امت اسلام برتری داد» [[xiv]] یا «برترین زنان بهشت، خدیجه و فاطمه و مریم و آسیه هستند» [[xv]]، بر این عقیده است که این نصوص در برتری حضرت خدیجه (س) صریح است و احتمال هیچ گونه تأویلی در آنها نیست. [[xvi]] همچنین نقل شده است که روزی هاله (خواهر حضرت خديجه) از پيامبر اسلام (ص) اجازه خواست تا نزد ایشان بیاید. پيامبر (ص) از شنیدن اين خبر خوشحال شدند و فرمودند: «بار خدايا! خواهر خديجه آمده است!» عایشه از خوشحالی پیامبر ناراحت شد و به ایشان گفت: «برای چه هنوز از پيرزنی كه موهايش سفيد بود ياد میكنید، در حالیكه او از دنيا رفته و خداوند بهتر از آن را به شما داده است؟!» و پیامبر در پاسخ او فرمودند: «خداوند هرگز بهتر از او را به من نداده است» [[xvii]] در روایتی دیگر عایشه میگوید: «بر هیچ یک از زنان رسول الله (ص) به اندازة خدیجه حسادت نکردم؛ پيامبر اکرم (ص) بسیار از او یاد میکرد. روزی به ایشان گفتم: چه قدر نام خديجه را میبرید؟ گويی در روی زمين غير از او، زن ديگری وجود ندارد و پيامبر (ص) گفتة مرا تأیید کردند». [[xviii]]
در اینجا مناسب میبینم با الهام از بخش پایانی کتاب فاطمه فاطمه است [[xix]] این چنین بنویسم: «خواستم بگویم خدیجه(س) همسر پیامبر(ص)، مادر فاطمه(س) و دوازده امام(ع) است، اما میبینم که خدیجه(س)، همة اینها هست و این همه خدیجه نیست. پس ناگزیرم بگویم که خدیجه خدیجه است.» آری! فضیلت حضرت خدیجه(س) تنها در نسبت با او با پیامبر اسلام (ص) و فاطمه زهرا (س) و دوازده امام (ع) خلاصه نمیشود، خدیجه را باید امالفضایل نامید و ویژگیهای خاص، شخصی و مستقل ایشان را هم دید و بازگو کرد.
[i] البته باید در نظر داشت که این عنوان همه بار حقوقی عنوان مادری را ندارد و به این معنا نیست که فرزندان آنان، برادر یا خواهر مسلمانان و یا برادران و خواهران آنان، دایی یا خالة مسلمانان هستند (رک: طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۸، ص۵۳۰، بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، ج۷، ص۶۹). دلالت فقهی این عنوان حرمت ازدواج با همسران پیامبر، حتی پس از طلاق آنها بوده است که امروزه موضوعیتی ندارد و نتیجة اخلاقی این عنوان احترام به همسران پیامبر است.
[ii] صدوق(شیخ)، ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ص۴۵۹؛ طبری، محمد بن جریر، دلائل الامامه، ص ۲۷۶.
[iii] آیات بسیاری دلالت بر چنین برتریهایی دارد. برای نمونه:
وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ (سورة انعام؛ آیة 165)
وَاللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِي الرِّزْقِ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُوا بِرَادِّي رِزْقِهِمْ عَلَىٰ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَاءٌ أَفَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ (سوره نمل؛ آیه 71).
[iv] سورة فرقان، آیة 74.
[v] جمعی از نویسندگان، تفسیر اهل بیت (ع) ج۱۰، ص۵۰۲؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۳۵؛ استرآبادی، سید شرف الدین علی، تأویل الآیات الظاهرهْ، ص۳۸۱؛ کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، ص۲۹۴؛ حسکانی، عبدالله بن عبدالله، شواهدالتنزیل، ج۱، ص۵۳۹؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج۲، ص۱۱۷.
[vi] سورة ضحی، آیة 8
[vii] جمعی از نویسندگان، تفسیر اهل بیت (ع) ج ۱۸، ص ۱۸۲؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ۱۶، ص ۱۴۱؛ صدوق(شیخ)، ابن بابویه، محمد بن علی، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۳۰.
[viii] حضرت خدیجه به واسطة حضرت فاطمه مادر یازده امام هستند و از جهت ام المؤمنین بودن و همچنین به این دلیل که حضرت علی از کودکی در منزل ایشان بزرگ شده و تربیت گشتهاند، مادر حضرت علی (ع) هم هستند (برگرفته از فرمایشهای آیت الله جوادی آملی در همایش صدف کوثر).
[ix]طبق برخی منابع تاریخی ثروت حضرت خدیجه پس از محاصره شعب ابوطالب به پایان رسید، طبق برخی دیگر از اقوال پیامبر در هجرت مسلمانان و سپس مهاجرت خود به مدینه باز هم از اموال خدیجه هزینه کردند.
[x] سورة حجرات، آیة 15.
[xi] و تزوج رسول الله (ص) بعد خدیجه، سوده بنت زمعه بن قیس، من بنی عامر بن لوی، قبل الهجره باشهر» (بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج1، ص181)
[xii] دربارة عایشه نقل شده است که قبل از هجرت به عقد پیامبر درآمد و در مدینه به خانه پیامبر رفت.
[xiii] از بیانات مقام معظم رهبری در جمع برگزارکنندگان همایش صدف کوثر.
[xiv] از عمار نقل شده است که رسول الله (ص) فرمودند: «لَقَدْ فُضِّلَتْ خَدِيجَةُ عَلَى نِسَاءِ أُمَّتِي كَمَا فُضِّلَتْ مَرْيَمُ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ» (هیثمی، علی بن ابوبکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج 9، ص 223؛ البزاز، ابوبکر احمد بن عمرو مسند البزار، ج 4، ص 255).
[xv] «أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ، وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ (ص) و َمَرْيَمُ ابْنَةُ عِمْرَانَ، وَآسِيَةُ ابْنَةُ مُزَاحِمٍ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ.» (ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 409؛ ج 5، ص 77 و ص 113؛ ابویعلی، احمد بن علی، مسند أبويعلى موصلی، ج5، ص110؛ طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الكبير، ج11 ، ص 336؛ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرك على الصحيحين، ج 2، ص 539؛ ج 3، ص 174 و ص 204؛ هیثمی، علی بن ابوبکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج9، ص223)
[xvi] «وَهَذَا نَص صَرِيح لايحتمل التَّأْوِيلَ» (عسقلانی، ابن حجر احمد بن علی، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج 7، ص 135)
[xvii] «عن عايشه استاذنت هاله بنت خويلد اخت خديجه علي رسول الله (ص) فعرف استئذان (هاله) فارتاح لذلك فقال اللهم هاله بنت خويلد فعرت و ما تذكر من عجوز من عجائز قريش حمراء الشدقين هلكت في الدهر فابدلك الله خيرا منها» (ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند، ج 42، ص 117؛ هیثمی، علی بن ابوبکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج 9، ص 224)
[xviii] «ما غرت على أحد من نساء النبي (ص) ما غرت على خديجه، و ما رأيتها و لكن كان النبي (ص) يكثر ذكرها، و ربما ذبح الشاة ثم يقطعها أعضاء ثم يبعثها في صداق خديجه، فربما قلت له: كأنه لم يكن في الدنيا امرأة إلا خديجه؟ فيقول: إنها كانت وكانت» (البخاري، محمد بن إسماعيل، صحیح البخاری، ج 5، ص 38)
[xix] اثر دکتر علی شریعتی.
کتاب بانوی اول، روایتی تاریخی داستانی از زندگانی ام المومنین، حضرت خدیجه(س)
اثر سید محمد تقی موحد ابطحی
کانال ایتایی بانوی اول:
https://eitaa.com/TheFirstLady
در این فکر بودم که مکتوبات خویش را که حاصلی قدری تامل در مسائل علمی و فلسفی اطراف خود که مرتبط به حوزه کاری و دغدغه های فکری است به طریقی به اطلاع دیگران برسانم و از نظرات ارزشمند آنها در اصلاح و تکمیل دیدگاه های خود مدد ستانم.