بخش دوم پیشگفتار کتاب بانوی اول
دلیل ناشناخته ماندن حضرت خدیجه (س)
با توجه به موقعیت ممتاز حضرت خدیجه (س) در میان شیعیان و اهل سنت، این پرسش قابل طرح است که چرا شخصیت ایشان چنانکه شایسته و بایسته بوده و هست برای جامعه و بهخصوص برای زنان مؤمن و علاقهمند به فعالیت در عرصههای اجتماعی و اقتصادی ناشناخته مانده است؟ در یک بررسی اولیه عوامل متعددی را در این زمینه میتوان مطرح کرد:
تا قبل از بعثت پیامبر (ص) حضرت خدیجه (س) به عنوان یک زن پاکدامن، ثروتمند، سخاوتمند، خیّر، اندیشمند، نیکاندیش، راستگو و درستکار شناخته میشدند، اما جاهلیتِ حاکم بر فضای شبه جزیرة عربستان که نگاه انسانی به دختران و زنان نداشت، مانع از آن شده بود که حتی زنانی مانند خدیجه (س) بهخوبی معرفی شوند. پس از بعثت، نهتنها شخصیت حضرت خدیجه (س) تحتالشعاع رسالت پیامبر (ص) قرار گرفت، بلکه عوامل متعددی موجب شد که تلاشها و از خودگذشتگیهای حضرت خدیجه (س) در راه گسترش اسلام چندان دیده و بازگو نشود و در خاطرهها ثبت و ضبط نگردد، عواملی چون: جمعیت اندک مسلمانان در سه سال آغاز اسلام، سختگیریهای مشرکان مکه نسبت به ارتباط تازة مسلمانها با هم پس از دعوت علنی اسلام، هجرت بیش از هشتاد نفر از مسلمانان به حبشه در سال پنجم بعثت و کاهش شدید جمعیت مسلمانان مکه، سه سال محاصرة شدید اجتماعی و اقتصادی در شعب ابوطالب و در نهایت، رحلت شهادتگونة حضرت خدیجه (س) در سال دهم بعثت. از سوی دیگر این فرضیه را نیز میتوان مطرح کرد که رویکرد مردسالارانة برخی مورخان و برتریجوییهای مذکرانة برخی فلاسفه و صاحبان فتوا باعث شده تا از زندگی زنان ممتاز و برجسته در طول تاریخ، و از جمله زنان بافضیلت پیامبر (ص) مانند حضرت خدیجه یا امسلمه که به تعبیر امام صادق (ع) پس از خدیجه (س)، بافضیلتترین زن پیامبر (ص) بوده است [[i]]، اطلاعات چندانی در تاریخ یافت نشود [[ii]].
در میان زنان پیامبر به نظر میرسد تنها استثنا عایشه است که کتابهای بسیاری در جهان اسلام دربارة او نوشته شده و از این جهت باید درصدد تبیین استثنا بودن شهرت عایشه برآمد. در تحلیلی اولیه شاید بتوان دلیل شهرت عایشه را در میان اهل سنت چنین تبیین کرد: عایشه در روزهای آخر عمر پیامبر (ص) تلاشهایی برای زمینهسازی خلافت پدرش انجام داد. او همچنین با نقل مطالبی در فضیلت ابوبکر و عمر، به تثیبت خلافت آن دو یاری رساند [[iii]] و سپس با صدور فتواهایی، نقش فراوانی در پیشبرد سیاستهای این دو خلیفه ایفا کرد [[iv]]. دو خلیفة نخست نیز مستمری او را نسبت به سایر همسران پیامبر (ص) افزایش دادند [[v]]. برای مثال عمر که معتقد بود عایشه محبوبترین همسر پیامبر بوده، دو هزار درهم بیشتر از دیگر زنان پیامبر برای او مقرری تعیین کرد [[vi]]. عایشه در زمان عثمان نقش سیاسی بارزتری در جامعة اسلامی برعهده گرفت [[vii]]. در سالهای نخست خلافت عثمان، عایشه به بیان مطالبی در فضیلت عثمان میپرداخت [[viii]]. اما در نیمة دوم خلافت، روابط این دو به تیرگی گرایید [[ix]]. سکوت عثمان در برابر فساد ولید بن عقبه (برادر ناتنی عثمان و والی کوفه) و ظلمهایی که در حق عبد الله بن مسعود، عمّار، ابوذر، جندب و سایر اصحاب پیامبر روا داشت و همچنین اشرافیت و قبیلهگرایی عثمان زمینه را برای مخالفت عایشه با او فراهم آورد [[x]] و در مقابل عثمان نیز از مقرری عایشه کاست و آن را برابر دیگر زنان پیامبر (ص) قرار داد [[xi]]. در ادامه عایشه به انتقاد شدید از عثمان در مسجد پیامبر (ص) پرداخت [[xii]] و عثمان نیز در پاسخ، او را به همسران نوح و لوط شبیه خواند که به شوهرانشان خیانت کردند و وارد جهنم شدند. این بیان عثمان با واکنش شدید عایشه همراه شد و به مردم گفت: «اُقْتُلوا نَعْثَلاً [[xiii]] فَقَدْ کفَر؛ او را بکشید که کافر شده است» [[xiv]] و بدین سان عایشه در تحریک مردم برای قتل عثمان ایفای نقش نمود. ماههای بعد که عایشه برای حج عمره به مکه رفته بود، مطلع گردید که عثمان به قتل رسیده است [[xv]]. عایشه به سرعن به سمت مدینه راه افتاد تا در انتخاب جانشین عثمان باز هم نقشی داشته باشد، اما همین که خبر خلافت علی (ع) را به او رساندند، با ناراحتی به مکه بازگشت [[xvi]] که این امر نشان از سابقة مخالفت عایشه با حضرت علی (ع) دارد [[xvii]]. پس از آنکه طلحه و زبیر به مکه رسیدند، عایشه با نیروهایی از قبایل عرب، به سوی بصره به راه افتاد و ادعای خونخواهی عثمان را مطرح کرد [[xviii]] و پس از تصرف بصره در برابر نیروهای امام علی (ع) صفآرایی نمود [[xix]]. جالب توجه است که وقتی عایشه به امسلمه (همسر پیامبر) پیشنهاد همراهی در خونخواهی عثمان را داد، امسلمه در پاسخ، به رفتار دوگانة او در کافر خواندن عثمان از یک سو و سپس شهادت دادن به مرگ مظلومانة او اعتراض کرد [[xx]].
در مجموع میتوان گفت کتب تاریخی آن دسته از فضایلی را که شیعه و سنی برای حضرت خدیجه (س) برشمردهاند، دربارة عایشه نقل نکردهاند و بر این اساس شاید بتوان گفت عایشه تنها به دلیل فعالیتهای سیاسی پس از رحلت پیامبر که از سر ناآگاهی و تأثیرپذیری از کسانی همچون مروان بن حکم (داماد عثمان که رفتارهای او یکی از عوامل خشم مسلمانان از عثمان بود) و ... در میان اهل سنت اهمیت یافته است. اما همان طور که پیش از این هم بیان شد، بسیاری از علما و بزرگان اهل سنت، به برتری حضرت خدیجه (س) نسبت به تمامی زنان پیامبر اعتراف دارند. همچنین باید اعتراف کرد که با توجه به آنچه از پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت ایشان (ع) در ارتباط با عظمت حضرت خدیجه (س) به دست ما رسیده، میتوان دریافت که شخصیت ایشان بسیار والاتر از آن است که در کتب تاریخی منعکس شده و شایسته است برای معرفی ابعاد مختلف شخصیت ایشان تلاشهای تحقیقی و تبلیغی بیشتری انجام گیرد.
[i] صدوق(شیخ)، ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، ج ۲، ص ۴۱۹. همچنین نقل شده است که ام سلمه دارای فضایل و کمالاتی بود که مورد حسادت عایشه و مایة اندوه او میشد (ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۰۹)
[ii] مقام معظم رهبری در جمع برگزارکنندههای همایش صدف کوثر میفرمایند: «از دیگر همسران پیغمبر هم که به نظر بنده مظلوم واقع شدهاند، جناب ام سلمه میباشد. ایشان هم خیلی مقام بالایی دارد که هم در زمان پیغمبر این را میشود فهمید و هم بعد از پیغمبر. حالا اگر کسانی همت کنند نسبت به جناب امسلمه هم که امتیازاتی دارد ــ غیر از امتیاز زن پیغمبر بودن ــ تحقیق کنند، خیلی خوب است.»
[iii] واردی، سید تقی، نقش همسران رسول خدا در حکومت امیر مؤمنان، ص۱۱۴.
[iv] تقیزاده داوری، محمود، تصویر خانواده پیامبر در دائرةالمعارف اسلام، ص ۱۱۵.
[v] ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج ۸، ص ۵۳.
[vi] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیره النبویه، ج ۲، ص ۶۷.
[vii] تقیزاده داوری، محمود تصویر خانواده پیامبر در دائرهالمعارف اسلام، ص ۱۱۷.
[viii] مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج ۷، ص ۱۱۷.
[ix] عسکری، سید مرتضی، نقش عایشه در تاریخ اسلام، ج ۱، ص ۱۵۰.
[x] تقیزاده داوری، محمود، تصویر خانواده پیامبر در دائرةالمعارف اسلام، ص ۱۲۰.
[xi] یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۱۷۵.
[xii] ابن اعثم کوفی، محمد بن علی، تاریخ الفتوح، ج ۲، ص ۴۲۱.
[xiii] نعثل نام مردی یهودی بود که ریش بلندی داشت و در اینجا عایشه عثمان را به جهت داشتن ریش بلند نعثل مینامد (ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج ۲، ص ۶۲).
[xiv] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج ۴، ص ۴۵۹
[xv] همان، ص ۴۴۸.
[xvi]همان، ص ۴۵۹.
[xvii] واردی، سید تقی، نقش همسران رسول خدا در حکومت امیر مؤمنان، ص ۱۰۳؛ مفید(شیخ)، محمد بن محمد، الجمل والنصره، ص ۴۲۶.
[xviii] ابن قتیبه دینوری، ابومحمد عبدالله بن مسلم، الامامه و السیاسه، ج ۱، ص ۷۱-۷۲.
[xix] یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۱۸۰-۱۸۱.
[xx] ابن اعثم کوفی، محمد بن علی، تاریخ الفتوح، ۱۴۱۱ ق، ج ۲، ص ۴۵۴.
کتاب بانوی اول، روایتی تاریخی داستانی از زندگانی ام المومنین، حضرت خدیجه(س)
اثر سید محمد تقی موحد ابطحی
کانال ایتایی بانوی اول:
https://eitaa.com/TheFirstLady
در این فکر بودم که مکتوبات خویش را که حاصلی قدری تامل در مسائل علمی و فلسفی اطراف خود که مرتبط به حوزه کاری و دغدغه های فکری است به طریقی به اطلاع دیگران برسانم و از نظرات ارزشمند آنها در اصلاح و تکمیل دیدگاه های خود مدد ستانم.