سبک نگارش کتاب

با توجه به نکات فوق و از آنجا که کتب تحقیقی در ارتباط با حضرت خدیجه(س) بسیار بود، شایسته دیدم کتابی به سبک داستانی- تاریخی به رشتة تحریر درآورم. در این کتاب کوشیده‌‌ام تا جایی که مستندات تاریخی وجود دارد، از آن‌ها استفاده کنم و در جایی که متون تاریخی سکوت اختیار کرده‌‌اند، با استفاده از قرائن موجود، از خلاقیت خود بهره بگیرم و جایی که اختلاف نظر شدیدی بین مورخان وجود داشت (برای مثال در ارتباط با تاریخ تولد حضرت خدیجه(س))، از آن موضوع بگذرم و در مجموع تاریخی یکپارچه و جذابی از زندگانی حضرت خدیجه(س) برای مخاطبان مشتاق مباحث تاریخی از یک‌سو و علاقه‌مند به داستان از سوی دیگر ارائه کنم.

مروری کلی بر کتاب

نام این کتاب را بانوی اول گذاشتم، از آن جهت که حضرت خدیجه(س) قبل از ازدواج با پیامبر(ص) به لحاظ موقعیت اجتماعی، اقتصادی و اعتقادی بانوی اول مکه بودند. همچنین ایشان اولین همسر پیامبر(ص) بودند که بیست‌وپنج سال با ایشان زندگی کردند و در این مدت پیامبر(ص) هیچ همسر دیگری اختیار ننمودند. همچنین با توجه به روایات موجود که به برخی از آن‌ها در بند آغازین پیشگفتار اشاره شد، حضرت خدیجه(س) به لحاظ قدر و منزلت نیز اولین همسر پیامبر به حساب می‌‌آمدند. علاوه بر این، حضرت خدیجه اولین زنی بود که اسلام اختیار کرد و با پیامبر به نماز ایستاد و در راه گسترش اسلام در سال‌‌های سخت مکه بیش از هر زن دیگری نقش‌آفرینی کرد و به دلیل ثروتی که داشت، فرد اول در عرصة جهاد مالی در راه خدا محسوب می‌شود. بنابراین به‌حق ایشان را باید بانوی اول نامید.

کتاب حاضر در قالب پانزده فصل تدوین شده و هر فصل از زبان یکی از نزدیکان حضرت خدیجه، مقطع و ابعادی از زندگی و شخصیت آن حضرت را در قالب داستانی کوتاه روایت می‌‌کند. طبیعی است از آنجا که زندگی و شخصیت حضرت خدیجه در فصل‌های مختلف از زبان شخصیت‌‌های متفاوت روایت می‌‌گردد، برخی موضوعات در فصل‌های مختلف به ‌گونه‌‌های متفاوت تکرار شود.

در فصل آغازین، موقعیت تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و دینی مکه از زبان جبرئیل امین بیان می‌شود تا ضمن اشاره به موقعیت ممتاز مکه، پیوستگی تاریخی نبرد دو جبهة حق و باطل از زمان حضرت آدم و حوا، تا حضرت ابراهیم و هاجر و اسماعیل تا حضرت محمد و خدیجه و علی و فاطمه و فرزندان آن‌ها نشان داده شود. وجه ارتباط جبرئیل با حضرت خدیجه آن است که جبرئیل چندین بار حامل پیام سلام خداوند برای حضرت خدیجه بوده است.

در فصل دوم خانوادة حضرت خدیجه (س) از زبان یکی از خواهران ایشان به اختصار معرفی می‌شود.

در فصل سوم نشان داده می‌‌شود که آشنایی‌‌های شخصی و خانوادگی حضرت خدیجه (س) با حضرت محمد (ص) به پیش از ارتباط تجاری‌شان باز می‌‌گردد. این داستان از زبان یکی از فرزندخوانده‌‌های حضرت خدیجه روایت ‌می‌‌شود.

فصل چهارم به همکاری تجاری حضرت خدیجه و حضرت محمد در حدود بیست تا بیست‌و‌پنج سالگی اختصاص یافته است. این داستان از زبان یکی از دوستان حضرت محمد بیان می‌‌گردد که در روایتی از پیامبر آمده است وقتی با دوستم از بازار برمی‌‌گشتیم، خدیجه با غذایی لذیذ به گرمی از ما پذیرایی می‌‌کرد. [[i]]

سفر تجاری پیامبر به شام، به عنوان وکیل و نماینده حضرت خدیجه نقطة عطفی در زندگی آن‌هاست که به ازدواج پیامبر و حضرت خدیجه منتهی می‌شود. این مقطع از تاریخ، از زبان میسره (غلام و کارگزار حضرت خدیجه (س) که در سفر به شام پیامبر را همراهی کرد)، در فصل پنجم روایت شده است.

نفیسه یکی از دوستان حضرت خدیجه (س) است که در قضیة ازدواج حضرت خدیجه با پیامبر، از ایشان در کتب تاریخی یاد شده است. داستان دل بستن حضرت خدیجه (س) به حضرت محمد (ص) از زبان ایشان در فصل ششم بیان شده است.

در میان خواهران حضرت خدیجه (س) هاله از همه مشهورتر است. او در ازدواج حضرت خدیجه با پیامبر نقش داشته، پسر او (ابوالعاص) با زینب (دختر پیامبر و خدیجه) ازدواج کرده و پس از درگذشت حضرت خدیجه (س)، پیامبر اکرم (ص) به یاد همسر مرحومشان بسیار به هاله احترام می‌‌گذاشتند. داستان ازدواج حضرت محمد و حضرت خدیجه در فصل هفتم از زبان هاله روایت شده است.

در فصل هشتم مروری مختصر بر خاطراتی از دوران پس از ازدواج حضرت خدیجه و حضرت محمد تا زمان بعثت، از زبان زید (پسرخواندة پیامبر و بزرگ‌شده در خانة حضرت خدیجه (س)) خواهیم داشت.

با اینکه پیامبر قبل از بعثت نشانه‌‌های بسیاری از الهام الهی را دریافت کرده بود، اما با اولین مواجهة آشکار و مستقیم ایشان با روح الامین و دریافت وحی، مسئولیت بسیار سنگین هدایت مردم و جامعة جاهلی برعهدة پیامبر گذاشته شد. حضرت خدیجه و حضرت علی اولین کسانی بودند که اسلام آوردند و با ایشان نماز گذاردند. این بخش از تاریخ در فصل نهم از زبان پیامبر (ص) روایت شده است.

با توجه به اینکه کتاب حاضر حول شخصیت حضرت خدیجه تدوین شده است، در فصل دهم نقش حضرت خدیجه در دعوت زنان مکه و سختی‌‌هایی که زنان تازه‌مسلمان در راه اسلام به جان خریدند، از نگاه اسما (همسر جعفر بن ابی‌‌‌طالب) به نمایش درآمده است.

تولد حضرت فاطمه(س) یکی از نقاط عطف در زندگی مشترک پیامبر (ص) و حضرت خدیجه (س) است که این مقطع از زبان حضرت خدیجه(س) در فصل یازدهم تقریر شده است.

محاصرة شدید اجتماعی و اقتصادی در شعب ابوطالب نیز یکی از سخت‌‌ترین مقاطع زندگی مسلمان‌‌ها در مکه بود که در فصل دوازدهم از زبان ابوالعاص (خواهرزاده و داماد حضرت خدیجه (س)) شیوة مدیریت اقتصادی حضرت خدیجه در دوران تحریم ترسیم شده است.

حضرت علی از کودکی تحت تربیت پیامبر و خدیجه قرار داشت و پس از رسالت پیامبر کلام وحی را به همراه معانی دقیق و عمیق آن در خانة وحی فراگرفت. در این فصل خاطرات حضرت علی از روزی که به خانة پیامبر و خدیجه آمدند تا زمانی که پیامبر، پیکر خدیجه را به خانة ابدی این دنیایی سپردند، مرور خواهد شد.

سختی‌‌هایی که حضرت خدیجه در راه گسترش اسلام به جان خریدند، به‌خصوص سه سال زندگی سخت در شعب ‌‌ابوطالب و همچنین آزارهای مشرکان مکه پس از درگذشت حضرت ابوطالب نسبت به خانوادة پیامبر، طاقت حضرت خدیجه را طاق کرد و به شهادت ایشان منتهی شد. این مقطع از زندگانی حضرت خدیجه، از زبان حضرت فاطمه (س) روایت شده است.

در واپسین فصل کتاب، یعنی فصل پانزدهم روح همیشه شاهد و ناظر حضرت خدیجه (س) مشاهدات خود را پس از شهادت بازگو می‌‌کنند و از انتظار خود برای ظهور منجی موعود و سر مستودع الهی سخن می‌‌گویند تا آرزوی دیرینه‌‌شان (گسترش عدل و ایمان در کل عالم) به دست فرزندشان امام زمان (عج) تحقق یابد.

برای اینکه نگاه و ذهن خوانندگان عزیز کتاب مغشوش نگردد، ارجاعات و توضیحات مربوط به مطالب هر یک از فصل‌های کتاب به صورت جداگانه در پایان کتاب آمده است.

در پایان از آنجا که به حول و قوة الهی و با استعانت از اهل بیت عصمت و طهارت (ع) مطالعات و تحقیقات نویسنده دربارة حضرت خدیجه (س) ادامه خواهد داشت، از این پس، تا زمان تدوین ویراست دوم کتاب، نتیجة مطالعات و تحقیقات خود را در شبکه‌‌های اجتماعی با نام بانوی اول درج، و در حد وسع خود به سوالات خوانندگان کتاب و مخاطبان کانال پاسخ خواهم داد.

در پایان به استناد این آیة شریفه از قرآن کریم، يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ [[ii]]، حضرت خدیجه (س) را خطاب قرار داده و به ایشان ‌می‌‌گویم:

ای مادر عزیز! ما و اجتماعی که در آن زندگی می‌‌کنیم به انواع و اقسام گرفتاری فکری، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مبتلا شده‌‌‌‌ایم. اکنون متاعی بسیار ناچیز تقدیم حضور شما می‌‌کنیم و از شما تقاضا داریم، همان طور که در زمان حیاتتان به مستمندان می‌‌بخشیدید، حال که در بارگاه الهی بسط ید یافته‌‌اید، احسان‌‌ بی‌‌حدتان را شامل حال ما کنید؛ دست‌‌ ما را بگیرید و از جاهلیت و زندگانی سختی که در آن گرفتاریم، نجاتمان دهید و به ما بصیرت و حیات طیبه مرحمت فرمایید.


[i] «ما رَأيتُ مِنْ صاحِبَه لاَجيرٍ خَيراً مِنْ خَديجه، مالُنّا نَرْجِعْ اَنَا وَ صاحِبي الاّ وَجَدْنا عِنْدَنا تُحْفَةً مِنْ طَعامٍ تَحْباَهُ لَنَا» (ابن سيدالناس، محمد بن محمد، عيون الأثر، ج 1، ص 64؛ حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، ج 1، ص 211؛ بیهقی، ابوبکر احمد بن حسین، دلائل النبوه، ج 1، ص 90).

[ii] سورة یوسف، آیة 88.



کتاب بانوی اول، روایتی تاریخی داستانی از زندگانی ام المومنین، حضرت خدیجه(س)
اثر سید محمد تقی موحد ابطحی
کانال ایتایی بانوی اول:
https://eitaa.com/TheFirstLady