چیستی فلسفه علم
1. صورتبندي جهانبينيهائي که با نظريههاي علمي مهم سازگار يا بر آنها مبتني باشد. براي مثال وايتهد(1861-1947) با استفاده از دستاوردهای علمی در صدد پرورش یک طرح مفهومی جامع برآمد که مقولات کلی آن بتوانند همه هستی های جهان را بنمایانند. در نظام فلسفی وایتهد که تحت عنوان فلسفه پویش شناخته می شود، تلاش شده است مقولات "جوهر" و "عرض" و ... با مقولاتی همچون "پويش" و "تاثير" و ... عوض شوند. "داروينيسم اجتماعي" يا نظريه "نسبيت اخلاقي" نیز با بهره گیری از نظريات علمي می کوشند تا به تبيين و ارزیابی رفتار انسان بپردازند[1]. در این دیدگاه همچنانکه فریدمن اشاره کرده است، فلسفه باید خود را با انقلابهای علمی هماهنگ کند و اصول خود را در پی تغییر اصول علوم تغییر دهد. از نظر شلیک ارزش فلسفه نقادانه کانت در این است که محصول آموزه نیوتن درباره طبیعت است[2]. مطابق تعریف اول از فلسفه علم، تلاش کانت براي پيريزي نظام فلسفي هماهنگ با فيزيک نيوتني[3]، بهره گیری کارنپ از نظریه انواع راسل در اصول ریاضیات و نظریه روانشناسی گشتالت برای ساخت نظام فلسفی خود، يا تلاش اصحاب حلقه وين براي پيريزي فلسفهاي هماهنگ با هندسههاي نااقليدسي و نظریه نسبيت و ... [4]، مصداقي از اين معناي فلسفه علم به شمار ميآيند.
2. ظاهر ساختن پيشفرضها و تمايلات باطني دانشمندان که در نظريههاي علمي و داوري درباره آنها نهفته است. براي مثال فيلسوفان علم نشان ميدهند که دانشمندان فرض کردهاند که "طبيعت منظم است." و "نظم حاکم بر طبيعت قابل شناخت است." يا "قوانين مبتني بر ضرورت علي نسبت به قوانين آماري، يا تبيينهاي مکانيکي نسبت به تبيينهاي غايت انگارانه ترجيح دارند."[5]. کتاب مبادي مابعدالطبيعي علوم نوين ميتواند مصداق مناسبي براي اين معنا از فلسفه علم باشد. در این کتاب برای مثال نشان داده شده که اصرار کپرنیک بر این که علی رغم شواهد تجربی نقیض، نظریه خورشید مرکزی خود را تصویری راستین از نسبت زمین و اجرام سماوی معرفی کند، این باور متافیزیکی بود که "طبیعت از جهات بسیاری تابع اصل سادگی است" و کپرنیک معتقد بود که نظریه وی پدیدارهای نجومی را به نظم ریاضی ساده تر و موزون تری منظم می سازد[6].
3. تحليل و تشريح مفاهيم مورد استفاده در نظريه هاي علمي. براي مثال ریاضیات با اعداد سروکار دارد، اما نمی تواند به این سوال پاسخ دهد که "عدد چیست؟". فیزیک از مفهوم زمان استفاده می کند، اما با وجود این که هم مردم عادی و هم فیزیکدانان می پندارند که می دانند زمان چیست، اما آنها به سختی می توانند به ما بگویند که "زمان دقیقا چیست؟"[7] مفاهیم "ذره"، "موج"، "پتانسيل"، "ترکيب" و .... از دیگر مفاهیمی است که در نظریه های علمی به کار می رود و ایضاح مفهومی آن نیازمند طرح مباحث فلسفی است. درباره اين معنا از فلسفه علم، انتقادي جدي بدين شرح مطرح شده است: دانشمندان هيچ گاه معطل نميمانند تا فيلسوفان علم مفاهيم علمي را براي آنها معنا و تبيين کنند. به بيان ديگر يا دانشمند مفهومي را که به کار ميبرد ميشناسد که در اين صورت نيازي به توضيح و تشريح نيست؛ يا نميشناسد که در اين صورت خود او بايد در مورد روابط آن مفهوم با ساير مفاهيم و با عمليات اندازه گيري، تحقيق کند. از سوي ديگر چنين پژوهشي يک فعاليت عادي علمي است و تا کنون کسي ادعا نکرده است که وقتي دانشمندي به يک چنين تحقيقي ميپردازد به فعاليت فلسفي مشغول است. با وجود اين در آثار فلاسفه علم تحليلهاي مفهومي درباره مفاهیم مورد استفاده در علوم وجود دارد و از این جهت این فعالیت یک فعالیت فلسفه علمی به حساب می آيد.[8]
3.1. مطالعه درباره چيستي علم و پرسش و پاسخ درباره موضوعاتی از قبيل: "مشخصههائي ممتاز تحقيق علمي نسبت به ديگر پژوهشها"، "روشهای مورد استفاده دانشمندان در مطالعه طبيعت"، "شروط يک تبيين علمي صحيح"، "شان و جایگاه معرفتی قوانين و نظریه های علمي؟[9]، "چیستی و نقش قوانین در تبیین علمی"، "جایگاه و اعتبار استقراء در تحقیق علمی"، "مفاهیم نظری و مفاهیم مشاهدتی"، "اصول موضوعه"، "علیت"[10] ، "پژوهش علمی"، "آزمون فرضیه ها"، "معیارهای تایید و پذیرش یک نظریه"، "مفهوم سازی و تاویل نظری"[11]، "طبقه بندی و تمایز علوم"، "وحدت و کثرت روش علوم"، "رابطه علم و فلسفه"، "جایگاه قیاس و استقراء در تبیین علمی"، "رشد معرفت"[12] و ... مسائل مورد بحث در فلسفه علم را می توان در چند دسته قرار داد:
الف) مسائل مربوط به اعتبار فرضیه ها که ذیل آن موضوعاتی همچون استقراء گرایی، استنتاج محتمل، تایید، احتمال، همگرایی، سادگی، محافظه کاری روش شناختی، آزمایش قاطع و ... مورد بحث قرار می گیرند.
ب) مسائل مربوط به ساختار فرضیه که در آن از نظریه، ابزارگرایی، تحقیق پذیری، عملیات گرایی، کل گرایی معنا شناختی، تحویل گرایی، واقع گرایی علمی، واقع گرایی درونی، عدم تعین نظریه با شواهد تجربی، جبرانگاری و ... بحث می شود.
ج) مسائل مربوط به مبانی نظریه های فیزیکی که در آن اصل ماخ، اصل عدم قطعیت، متغیرهای نهانی، قضیه بل، مکملیت، مسئله اندازه گیری، بقا و تقارن، نظریه آشوب، تصادفی بودن و ... مورد بحث و بررسی فلسفی قرار می گیرد[13].
طرح چنین مسائلی و بحث درباره آن، به معناي قرار گرفتن در موضعي است که يک تراز بالاتر از علم واقع است. به عبارت دیگر اگر علوم مختلف واقعیتهای طبیعی یا اجتماعی را بررسی می کنند، فلسفه علم، به مطالعه ماهیت این علوم و فعالیتهایی که در آن انجام می شود می پردازد. اين معنا از فلسفة علم بعضي از جنبههاي نظر دوم و سوم را به هم ميآميزد. براي نمونه تحقيق درباره تمايلات قلبي دانشمندان ممکن است به مسئلة ارزشيابي نظريههاي علمي مرتبط باشد. اين امر به خصوص در مورد قضاوتهايي که راجع به تماميت تبيينهاي علمي صورت ميگيرد صادق است. براي مثال اينشتين تاکيد داشت که محاسبات آماري مربوط به فروپاشي مواد راديواکتيو ناقص است؛ چرا که يک تفسير کامل بايد بتواند رفتار اتمهاي منفرد را هم پيشبيني کند. علاوه بر اين، تحليل مفاهيم علمي ممکن است به مسئله تمييز ميان پژوهش علمي و ديگر انواع پژوهش ربط داشته باشد. براي مثال اگر بتوان نشان داد که يک مفهوم، زماني ميتواند در چهارچوب يک نظريه علمي به کار رود که بتوان آن را در قالب فرايندي اندازه گيري کرد، در آن صورت مفاهيمي همچون "همزماني مطلق" از قلمرو علم طرد خواهند شد؛ همچنانکه در نظريه نسبيت اين اتفاق افتاد[14].
مسائل متعدد فلسفه علم همچون به کاری گیری روش قیاسی و استقرائی در مطالعه علمی، تبیین علمی، علیت، ساختار ریاضی طبیعت و ... از دیر باز مورد توجه فلاسفه ای همچون افلاطون، ارسطو[15]، ابن سینا[16] و ... بوده، ولی اندیشه ورزی های این فیلسوفان امروزه به صورت عمده در تاریخ فلسفه علم مورد مطالعه قرار می گیرد. آنچه امروزه بیشتر تحت عنوان فلسفه علم مطرح می شود، از یک سو ناظر به چهارمین معنای فلسفه علمی است که جان لازی به آن اشاره کرده است و از سوی دیگر مراد از علم در فلسفه علم امروز، صرفا علوم تجربی است و اکثر مثالهایی که در این موضوع مورد بحث قرار می گیرد، مربوط به علوم تجربی طبیعی می باشد[17]. توجه ویژه ای که در صد سال اخیر به فلسفه علم شده است، ناشی از ارج و قربی است که علوم تجربی در عصر جدید در میان مردم پیدا کرده اند و چنین پنداشته می شود که علم و روشهای آن دارای خصوصیاتی ویژه است که به نتایج قابل اعتماد منجر می شود. دلیل بر این مدعا(جایگاه والای علم در عصر حاضر) آن است که افراد، رسانه ها، حوزه های مختلف مطالعاتی و مشربهای فکری و ... اصرار دارند که دیدگاه های خود را علمی بخوانند تا وانمود شود که آنها برای رسیدن به دیدگاه های خود از روشهایی استفاده کرده اند که علم با سابقه و معتبری همچون فیزیک از آن استفاده کرده است. در این میان فلسفه علم می کوشد ویژگی های علم و روش علمی(اگر چنین ویژگی هایی وجود داشته باشند) را شناسایی و اعتبار آنها را بررسی کند[18].
در پایان به این نکته هم اشاره شود که در طول سالهای 1870 تا 1920، منطق ریاضی جدید به عنوان یک رشتة جذاب مطرح شد و بسط یافت و تأثیر بسیاری در جهتگیریهای فیلسوفان علم نیمه اول قرن بیستم(پوزیتویستهای منطقی، پوپر و ...) گذاشت. با وجود تاثیر گسترده منطق جدید در فلسفه علم، ناکارآمدی مدلهای ارائه شده مبتنی بر تحلیلهای منطقی به چرخشی روش شناسانه در مطالعات فلسفه علمی انجامید و تحلیلهای تاریخی و اجتماعی از علم در حد گسترده ای توسط تامس کوهن، پل فایرابند و ... مورد استفاده قرار گرفت[19].
[1] . لازي، جان، درآمدي تاريخي به فلسفه علم، ترجمه علي پايا، تهران، انتشارات سمت، چاپ دوم، بهار 1377، ص پانزده.
[2] . نسرین، مهدی، بازنگری در پوزیتیویسم منطقی، حوزه و دانشگاه، س 9، ش 34، بهار 1382.
[3] . اندیشه شکاکانه هیوم با به چالش کشیدن قوانین علیت و مفهوم جوهر راه را بر هر اندیشه یقینی در باب جهان سد کرده بود. کانت که اعتبار فیزیک نیوتنی را پذیرفته بود و آن را معرفتی ضروری، یقینی و در عین حال تالیفی می دانست، کوشید با خلق نظامی فلسفی چگونگی حصول چنین معرفتی را اثبات کند.(مباشری، محمد، فضا و زمان در اندیشه کانت، ذهن، تابستان 1386، ش 30.)
[4] . نسرین، مهدی، بازنگری در پوزیتیویسم منطقی، حوزه و دانشگاه، س 9، ش 34، بهار 1382.
[5] . درآمدي تاريخي به فلسفه علم ص شانزده.
[6]. برت، ادوین، مبادی مابعدالطبیعی علوم نوین، ترجمه عبدالکریم سروش، ، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، چاپ چهارم، 1380، ص 27 – 33.
[7]. روزنبرگ، الکس، فلسفه علم، ترجمه مهدی دشت بزرگی و فاضل اسدی امجد، قم، انتشارات طه، 1384، ص 17-18.
[8] . درآمدي تاريخي به فلسفه علم، ص شانزده.
[9] . همان، ص هفده.
[10] . کارنپ، رودلف، مقدمه ای بر فلسفه علم، ترجمه یوسف عفیفی، تهران، نیلوفر، ص 7-12
[11] . همپل، کارل، فلسفه علوم طبیعی، ترجمه حسین معصومی همدانی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ص 3-4.
[12] . راین، آلن، فلسفه علوم اجتماعی، ترجمه عبدالکریم سروش، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، ص 29،
[13] . جاناتان دنسی و ارنست سوسا، فلسفه علم، ذهن، س 5، ش 18، تابستان 1383.
[14] . درآمدي تاريخي به فلسفه علم، ص هفده.
[15] . برای آشنایی با نظریات فلسفه علمی ارسطو، افلاطون، فیثاغورس رک: درآمدي تاريخي به فلسفه علم، ص 1-29. همچنین شرح مبسوطی از نظریات فلسفه علمی ارسطو در مقاله زیر قابل پیگیری است:
اکریل، جی اچ، فلسفه علم، ترجمه علیرضا آزادی، نامه فلسفه، تابستان 1378، ش 6.
[16] . نصر، سید حسین، فلسفه علم ابن سینا، ترجمه محمد میرزاخانی، اطلاعات حکمت و معرفت، مهر 1385، ش 8.
[17] . امید، مسعود، فلسفه علم چیست؟ دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریز، تابستان 1376، ش 163.
[18] . چالمرز، چیستی علم، ترجمه سعید زیبا کلام، تهران، 1374، ص 1-2.
[19] . کلی، رابرت، پژوهش علمی، متونی در فلسفه علم، ذهن، تابستان 1383، ش 18.
در این فکر بودم که مکتوبات خویش را که حاصلی قدری تامل در مسائل علمی و فلسفی اطراف خود که مرتبط به حوزه کاری و دغدغه های فکری است به طریقی به اطلاع دیگران برسانم و از نظرات ارزشمند آنها در اصلاح و تکمیل دیدگاه های خود مدد ستانم.